
به گزارش گروه رسانهای شرق،
هانی رستگاران: در سیاست، گاهی اهمیت یک خبر بیش از آنکه به محتوای آن وابسته باشد، به گوینده آن بازمیگردد. وقتی رسانهای مانند رویترز که سالهاست از معتبرترین منابع خبری جهان محسوب میشود و همواره تلاش کرده تحولات ایران را از منظری حرفهای پوشش دهد، گزارشی تحقیقی درباره رضا پهلوی منتشر میکند، دیگر نمیتوان آن را صرفا یک خبر روز دانست. این گزارش را باید نشانهای از تغییر نگاه بخشی از فضای رسانهای و سیاسی غرب به پروژهای دانست که نزدیک به پنج دهه، با امیدها، تبلیغات و سرمایهگذاریهای سیاسی و رسانهای همراه بوده است.
آنچه رویترز منتشر کرده، در ظاهر گزارشی درباره وضعیت امروز رضا پهلوی است، اما در لایههای عمیقتر، روایتگر فرسایش تدریجی پروژهای است که طی سالهای گذشته تلاش شد به عنوان «گزینه جایگزین» برای آینده ایران معرفی شود. این گزارش نه با ادبیات تبلیغاتی نوشته شده و نه با هدف تخریب، بلکه حاصل گفتوگو با طیفی از نزدیکان، همکاران، حامیان، منتقدان و تحلیلگران است. همین ویژگی باعث میشود نتیجهگیریهای آن بیش از بسیاری از تحلیلهای سیاسی قابل توجه باشد.
سالها این تصور در بخشی از رسانههای فارسیزبان خارج از کشور شکل گرفت که رضا پهلوی تنها چهرهای است که میتواند محور وحدت مخالفان جمهوری اسلامی باشد. این تصویر بهتدریج چنان تکرار شد که برای برخی به یک واقعیت بدیهی تبدیل شد؛ گویی تنها مانع تحقق آن، فراهمنشدن شرایط سیاسی است. اما گزارش رویترز، این روایت را با پرسشهای جدی روبهرو میکند.
در این گزارش، بیش از هر چیز بر یک مسئله تأکید شده است: بزرگترین چالش رضا پهلوی، نه ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، بلکه ناتوانی در ایجاد اجماع میان نیروهایی است که خود را مخالف جمهوری اسلامی معرفی میکنند. مخالفانی که هریک روایت، راهبرد، اولویت و حتی تعریف متفاوتی از آینده ایران دارند و تاکنون هیچ شخصیت یا جریانی نتوانسته آنان را حول یک برنامه مشترک گرد آورد.
رویترز به اختلافات گسترده میان جریانهای مختلف اپوزیسیون اشاره …







