قیمت طلا امروز




 روزنامه شرق / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

عملکرد جبلی در ۵ سال ریاست بر صداوسیما چگونه بود؟

در روزهای نخست انتصاب جبلی، این تصور در میان افکار عمومی وجود داشت که او می‌تواند قدمی برای بازگرداندن چهره‌های محبوبِ غایب بردارد و در صدر این چهره‌ها عادل فردوسی‌پور قرار داشت. انتظار بازگشت فردوسی‌پور تا جایی پیش رفت که مردم در رویدادهای مختلف با دیدن جبلی، این درخواست را صریحاً مطرح می‌کردند، اما با گذشت زمان مشخص شد ایده اصلی تیم جدید نه تنها بازگرداندن آن‌ها نیست، بلکه اجرای استراتژی سلبریتی‌زدایی از رسانه ملی است!
 عملکرد جبلی در ۵ سال ریاست بر صداوسیما چگونه بود؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

این روزها درباره کارنامه تیم مدیریتی کنونی سازمان صداوسیما در محافل رسانه‌ای، سیاسی و افکار عمومی بحث‌های فراوانی مطرح است.

 با نزدیک شدن به مقطع تصمیم‌گیری احتمالی، بسیاری موضوع تمدید شدن یا تمدید نشدن حکم ریاست پیمان جبلی را به دقت زیر ذره‌بین قرار داده‌اند و سناریوهای مختلفی را به بحث و بررسی گذاشته‌اند. این گزارش تلاش می‌کند تا کارنامه هشتمین دوره این سازمان را مبتنی بر واقعیت‌های رسانه‌ای و میدانی بررسی کند. کارنامه ای که در این ۵سال نشان می دهد در مجموع بعد از تغییر مدیریتی‌، تحولی اساسی و بنیادین در این سازمان  اتفاق نیفتاده است. طوفان خبر در آغاز

صداوسیما در دوران جبلی شروعی بسیار طوفانی داشت، به ویژه در بخش خبر. از آن جا که پیمان جبلی خود از بدنه خبر برآمده بود، این امیدواری وجود داشت که بخش خبری تحول یابد. این اتفاق در نخستین روزها رخ داد؛ وقوع رویدادهایی چون هک سامانه سوخت بنزین و اعتراضات مردم اصفهان در مسئله آب، با رویکردی کاملاً متفاوت از سوی تلویزیون مواجه شد. رسانه ملی با ورود از موضع فعال، نمایش نقص‌ها و به دست گرفتن روایت اول، یکی از معدود اتفاقات کم‌نظیر دو دهه اخیر صداوسیما را رقم زد و نمایش اعتراضات خیابانی اصفهان، همه را به احیای یک رسانه قوی و صاحب مرجعیت واقعی امیدوار کرد. اما این رویکرد دوام چندانی نداشت و خیلی زود به پایان رسید. تلویزیون در حوزه خبر به همان رویه محافظه‌کارانه سابق برگشت، حتی برخی افرادی که در ایام تغییرات اولیه کنار گذاشته شده بودند سر کار خود بازگشتند و وضعیت به حالت گذشته برگشت. همین عقب‌نشینی یکی از دلایل اصلی ناکامی تلویزیون در بازآفرینی مرجعیت خبری خود تلقی شد که بسیاری معتقدند از جمله علل رخدادهای امنیتی کشور نیز بوده است. سلبریتی‌زدایی و دنده معکوس آن!

در روزهای نخست انتصاب جبلی، این تصور در میان افکار عمومی وجود داشت که او می‌تواند قدمی برای بازگرداندن چهره‌های محبوبِ غایب بردارد و در صدر این چهره‌ها عادل فردوسی‌پور قرار داشت. انتظار بازگشت فردوسی‌پور تا جایی پیش رفت که مردم در رویدادهای مختلف با دیدن جبلی، این درخواست را صریحاً مطرح می‌کردند، اما با گذشت زمان مشخص شد ایده اصلی تیم جدید نه تنها بازگرداندن آن‌ها نیست، بلکه اجرای استراتژی سلبریتی‌زدایی از رسانه ملی است!

گرچه مدیران تلویزیون هیچ‌گاه رسماً اعلام نکردند که نمی‌خواهند با این افراد کار کنند، اما هم از گوشه و کنار می‌شد شنید که تمایل خاصی برای همکاری با آنان وجود ندارد و هم از خروجی می‌شد دید. طی مدت کوتاهی، برنامه‌های شاخص و پرمخاطبی چون «خندوانه»، «کتاب‌باز»، «دورهمی» و «عصر جدید» تعطیل شدند و این وضعیت تا جایی پیش رفت که مناسبت‌های ملی و سنتی مانند شب یلدا و نوروز که پیشتر پر از ستارگان هنری و ورزشی بود،بدون حضور چهره‌ها یا با حضور بسیار حداقلی آنان سپری شد.

با این حال، با گذشت حدود ۲.۵ سال، تلویزیون ناگهان دنده معکوس کشید و تعداد زیادی از سلبریتی‌ها را به برنامه‌های مختلف گفت وگومحور و رئالیتی‌شو برگرداند، تا جایی که موجی از مجری شدن بازیگران راه افتاد! با این حال، گفته می‌شد این بار ارقام پرداختی به این افراد بسیار بالا رفته و تلویزیون برای کشاندن آن‌ها روی آنتن هزینه‌های گزافی پرداخته است. نکته مهم‌تر این که رسانه ملی باز هم نتوانست چهره‌های درجه‌یکی مثل عادل فردوسی‌پور، مهران مدیری و رامبد جوان را برگرداند و آنتن عمدتاً با چهره‌های درجه‌دو پر شد. چالش بی‌تجربگی در انتصابات

یکی از نقدهای جدی کارشناسان به دوره جدید جام‌جم، نحوه انتصابات است. اگرچه انتصاب افراد نزدیک به رویکرد سیاسی، رویه‌ای معمول در کشور ماست، اما در این دوره محدودیت شدیدی در انتخاب‌ها به چشم می‌آمد و تقریباً تمام منصوبان وابسته به یک نگاه خاص فرهنگی و سیاسی بودند. مسئله مهم تر اما، این بود که بسیاری از مدیران منصوب‌شده، نه تنها سابقه مدیریت رسانه‌ای نداشتند، بلکه حتی تجربه جدی تولید محصولات تصویری هم در کارنامه خود نداشتند. با انتخاب مدیران ارشد بر اساس این فرمول، همین اتفاق برای مدیران پایین‌دست نیز افتاد و... . پیامد مستقیم این کم‌تجربگی دو اتفاق بود: نخست کوچ چهره‌های شاخص برنامه‌سازی به پلتفرم‌ها و یوتیوب و دوم گاف‌های مدیریتی و تصمیمات شتاب‌زده. مجموعه این موارد، ضربه سنگینی به ساختار رسانه ملی وارد کرد. تقابل سیاسی با دولت

یکی از پرحاشیه‌ترین ابعاد عملکردی رسانه ملی که در ماه‌های اخیر به چشم آمده، رویه سیاسی آن در قبال دولت و تقابل‌هایی است که در عرصه عمومی رقم زده. اگرچه مدیران ارشد سازمان همواره بر حمایت از دولت تاکید دارند و زیر بار اتهام تقابل نمی‌روند، اما رفتارهای رسانه‌ای جام‌جم نشانه‌های دیگری را مخابره می‌کند. در میان حواشی اخیر، اقدام صداوسیما در دو تکه کردن گفت وگوی رئیس مجلس، اتفاقی عجیب و بی‌سابقه بود که این تصور را ایجاد کرد گویا تمایلی برای حاشیه‌سازی وجود دارد. از سوی دیگر، دلایل ارائه‌شده برای پخش نشدن صحبت‌های غلامحسین محسنی اژه‌ای در حمایت از دولت نیز بیشتر به توجیه شباهت داشت و شواهد نشان می‌داد تمایلی برای پخش این حمایت وجود نداشته و تنظیم خبرها به گونه‌ای انجام شده بود که بخش‌های مهم و مورد پسند دولت گزینش و حذف شوند. این رویکرد دوگانه در قبال مسعود پزشکیان نیز به چشم آمد. عجیب‌تر از همه، پخش نشدن گفت وگوی وزیر خارجه در برنامه «ماجرای جنگ» بود که با وجود پاسخ مطرح‌شده، قابل توجیه نبود. تعیین تکلیف باقی‌مانده‌ها

یکی از اقدامات مثبت این دوره، تعیین تکلیف و پخش تعداد زیادی از سریال‌ها و برنامه‌های به‌جامانده در کشوهای آرشیو بود که سرآمد آن‌ها را می‌توان پخش سریال درخشان «سرزمین مادری» دانست؛ اثری که چه در بخش تولید در دوره‌های گذشته و چه در بخش پخش در دوره جدید، به مایه افتخاری برای سازمان صداوسیما تبدیل شد. در کنار این اثر که بیشترین واکنش‌ها را برانگیخت، برخی دیگر از آثار بلاتکلیف هم تعیین تکلیف و پخش شدند. مدیریت نمایش خانگی

در حوزه مدیریت و تنظیم‌گری نمایش خانگی، سازمان صداوسیما طی این مدت نتوانست -و شاید نخواست- این حوزه را به صورت قانونی و از طریق تصویب قانون تشکیل سازمان در مجلس ساماندهی کند. یکی دو سالی با ابزار نامتعارف قانون‌گذاری در بودجه جلو رفت و سپس با دور زدن مجلس، از طریق شورای عالی انقلاب فرهنگی اقدام شد. اگرچه مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی ایرادات جدی داشت، اما تا حدی جامه عمل پوشید، ولی به دلیل نبود یک قانون جامع و مصوب مجلس، پلتفرم‌ها همچنان خود را ملزم به دریافت مجوز انتشار و رعایت ممیزی‌های تنظیم‌گر نمی‌دانند و بسیاری از محصولات را بدون مجوز منتشر می‌کنند و مشکل بزرگ‌تر آن که ساترا ابزار اجرایی لازم برای جلوگیری از این اقدام را ندارد و ناچار است مدام دستگاه قضایی را وارد معرکه کند. از سوی دیگر، خروجی محصولات نمایش خانگی نیز تغییر محسوسی در جهت مثبت نداشت؛ نه از نظر کیفی رشدی دیده شد، نه از نظر محتوا به سمت الگوی اسلامی-ایرانی حرکت کرد و نه اقتصاد آن به سمت شفافیت بیشتر رفت؛ اگرچه رونق اقتصادی نمایش خانگی حفظ شد که اتفاق خوبی بود. رسانه ملی در مقابله با پخش‌های زنده پلتفرم‌ها نیز ناموفق بود. اگرچه شواهد متعدد مانند جنجال تلویزیون همشهری و مناقشات حق پخش مسابقات ورزشی نشان می‌داد مدیران رسانه ملی از پخش‌های زنده اینترنتی در اینترنت ناراضی هستند، اما در عمل نتوانستند مانع آن شوند و در این حوزه نیز ناموفق ماندند. ورود موفق به سینما

نقطه قوت دیگر رسانه ملی در این دوران، راه‌اندازی الگوی ساخت فیلم-سریال‌ها و ورود موفق سازمان به عرصه تولیدات سینمایی بود. گل سرسبد این رویکرد، فیلم سینمایی «موقعیت مهدی» و سریال «عاشورا» بود که اگرچه در دوره قبل کلید خورده بود، اما در این دوره با حمایت شخص رئیس سازمان و مدیران جدید به نمایشی موفق رسید. آثار دیگری چون نسخه سینمایی «پسران هور» و پروژه بزرگ «موسی(ع)» در دو نسخه سینمایی و سریالی از جمله این دورخیزهای موفق سینمایی بودند که وزن مثبتی به کارنامه سازمان دادند. کاهش شفافیت و مهندسی نظرسنجی‌ها

در دوره‌های گذشته، نظرسنجی‌های مربوط به میزان مخاطبان محصولات مختلف رسانه ملی اعم از برنامه‌های ترکیبی، سریال‌های نمایشی و آمار بینندگان شبکه‌ها به صورت منظم منتشر می‌شد، اما در دوره جدید، شیر انتشار این نظرسنجی‌ها تا حد زیادی بسته شد. طی این سال‌ها، اطلاعات یا اصلاً منتشر نشده یا هر چند ماه یک‌بار به صورت کاملاً گزینش‌شده در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته. اگرچه این آمارهای قطره‌چکانی دروغ نیستند، اما انتشار جهت‌دار آن‌ها صرفاً به عنوان راه‌حلی برای تبلیغ پرمخاطب‌بودن رسانه ملی و القای موفقیت مدیریت جدید به کار می‌رود. این در حالی است که در گذشته، انتشار آمارها حتی عدم موفقیت برخی پروژه‌های سازمان را هم نشان می‌داد و امکان تحلیل دقیق را به کارشناسان می‌داد، اما اکنون با مهندسی اطلاعات، هیچ شفافیتی وجود ندارد و امکان تحلیل علمی از بین رفته است. تمرکز بر سوژه‌های استراتژیک

یکی از محورهایی که به کارنامه پیمان جبلی وزن مثبت می‌دهد، توجه ویژه و تخصیص انرژی و بودجه فراوان برای تولید آثار درباره انقلاب، دفاع مقدس، فرزندآوری و سوژه‌های استراتژیک است. مدیران سازمان همان‌طور که از روزهای اول وعده داده بودند، دغدغه‌مندی خود را در این بخش نشان دادند و هزینه‌های زیادی از بودجه تلویزیون را صرف آن کردند. برخی از این تولیدات، آثار باکیفیتی از آب درآمدند و برخی دیگر شکست خوردند که در روند تولید، امر طبیعی محسوب می‌شود، اما اصل این تلاش و دغدغه‌مندی مثبت و ارزشمند است. با این حال، بُعد منفی این رویه، بالا رفتن بیش از حد حجم این تولیدات نسبت به کارهای عرفی و سرگرم‌کننده بود؛ تا جایی که گاه توازن در آنتن به هم می‌خورد. منبع: خراسان

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.



۱۲ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

چرا سریال «متهم گریخت» هنوز برای ایرانی‌ها جذاب است؟

به گزارش تجارت نیوز، بیش از دو دهه از پخش «متهم گریخت» گذشته است؛ سریالی که نخستین بار در رمضان ۱۳۸۴ روی آنتن شبکه سه رفت و خیلی زود به یکی از آثار ماندگار طنز تلویزیونی تبدیل شد. با این حال، عجیب‌ترین بخش ماجرا این نیست که مردم هنوز این سریال را دوست دارند؛ عجیب‌تر این است که در میان انبوه تولیدات جدید، بازگشت دوباره به همان سریال قدیمی هنوز می‌تواند برای مخاطب جذاب باشد. آی‌فیلم نیز در سال‌های مختلف، از جمله در پاسخ به درخواست مخاطبان، این مجموعه را بارها بازپخش کرده است.

اما چرا؟ مردم هنوز «خودشان» را در متهم گریخت می‌بینند

مهم‌ترین ویژگی «متهم گریخت» این است که شخصیت‌هایش بیش از آنکه «تلویزیونی» باشند، «مردمی» هستند.

هاشم‌آقا، همسرش، بچه‌ها، همسایه‌ها و آدم‌های اطرافشان، قهرمان‌های دست‌نیافتنی یا شخصیت‌های عجیب‌وغریب نیستند. آنها آدم‌هایی معمولی‌اند که با اجاره‌خانه، کار، پول، مهاجرت، اختلاف خانوادگی، فریب‌خوردن و تلاش برای بهتر شدن زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

داستان نیز از یک موقعیت کاملاً ملموس شروع می‌شود: خانواده‌ای که از شهرستان به تهران می‌آید و تصور می‌کند پایتخت می‌تواند زندگی بهتری برایش بسازد؛ اما با مجموعه‌ای از مشکلات مواجه می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که طنز عطاران از «جوک» فراتر می‌رود. مخاطب فقط به شخصیت‌ها نمی‌خندد؛ گاهی به خودش می‌خندد.

مریم امیرجلالی نیز سال‌ها بعد درباره همین ویژگی گفته بود که شخصیت‌های «متهم گریخت» شبیه مردم بودند و اتفاقات سریال برای مخاطب غیرواقعی به نظر نمی‌رسید. طنز سریال از دل زندگی بیرون می‌آمد

یکی از تفاوت‌های «متهم گریخت» با بخش قابل‌توجهی از کمدی‌های تلویزیونی، این بود که خنده الزاماً از شوخی مستقیم تولید نمی‌شد.

بخش زیادی از طنز سریال از موقعیت می‌آمد؛ از تضاد میان شهرستان و تهران، فقر و آرزو، سنت و زندگی شهری، خانواده و جامعه.

به همین دلیل حتی وقتی دیالوگ‌ها را بعد از سال‌ها می‌شنویم، هنوز امکان خندیدن وجود دارد؛ چون ریشه شوخی در یک موقعیت انسانی است، نه صرفاً در یک عبارت تاریخ‌مصرف‌دار.

از این منظر، «متهم گریخت» یک کمدی اجتماعی است که مشکلات اقتصادی و اجتماعی را به زبان طنز روایت می‌کند. حتی رسانه رسمی نیز در مرورهای خود بر سریال بر همین وجه اجتماعی و خانوادگی آن تأکید کرده است. ترکیب بازیگران؛ نقطه قوتی که به‌سادگی تکرار نمی‌شود

یکی دیگر از عوامل ماندگاری سریال، ترکیب بازیگران آن است: سیروس گرجستانی، مریم امیرجلالی، رضا عطاران، سعید آقاخانی، علی صادقی و دیگر بازیگران.

این بازیگران صرفاً دیالوگ‌های فیلمنامه را اجرا نمی‌کردند؛ هرکدام توانایی ساختن یک شخصیت به‌یادماندنی را داشتند. در یک ارزیابی مخاطب‌محور در منظوم نیز ۹۱ درصد شرکت‌کنندگان، عملکرد بازیگران سریال را خوب ارزیابی کرده‌اند.

اما نکته مهم‌تر، شیمی میان بازیگران است؛ چیزی که با انتخاب چند بازیگر مشهور به وجود نمی‌آید. نوستالژی، اما نه فقط نوستالژی

البته نمی‌توان نقش خاطره را نادیده گرفت.

نسل امروز با «متهم گریخت» بخشی از خاطرات جمعی دهه ۸۰ را به یاد می‌آورد؛ شب‌های رمضان، دورهمی خانوادگی، تلویزیون به‌عنوان رسانه اصلی خانه و زمانی که تعداد شبکه‌ها و گزینه‌های سرگرمی بسیار محدودتر از امروز بود.

اما اگر محبوبیت سریال فقط حاصل نوستالژی بود، نسل‌های جدیدتر نباید با آن ارتباط برقرار می‌کردند.

واقعیت این است که نوستالژی به ماندگاری کمک می‌کند، اما به‌تنهایی نمی‌تواند یک اثر را زنده نگه دارد.

اگر قصه و شخصیت‌ها کار نمی‌کردند، خاطره هم بعد از بیست سال نمی‌توانست این اندازه اثرگذار باشد. و اینجاست که مسئله صداوسیما آغاز می‌شود

شاید مهم‌ترین پرسش درباره «متهم گریخت» اصلاً این نباشد که چرا این سریال هنوز جذاب است.

پرسش مهم‌تر این است:

چرا تلویزیون هنوز نتوانسته به اندازه گذشته سریال‌هایی بسازد که مردم بیست سال بعد هم بخواهند دوباره ببینند؟

این مسئله را نمی‌توان صرفاً به کمبود بودجه، تغییر سلیقه مردم یا ظهور شبکه‌های نمایش خانگی نسبت داد.

بخشی از مشکل، به تغییر رابطه صداوسیما با مخاطب برمی‌گردد.

«متهم گریخت» از جامعه عقب‌تر نبود؛ از دل جامعه بیرون آمده بود. مشکلاتی مثل مسکن، مهاجرت، کار، اختلاف طبقاتی، فریب و تلاش برای بقا را به زبان طنز روایت می‌کرد.

اما امروز، هرچه بخشی از تلویزیون بیشتر از پرداختن به مسائل واقعی جامعه فاصله می‌گیرد، شخصیت‌ها نیز مصنوعی‌تر می‌شوند. مشکل فقط «کیفیت» نیست؛ مشکل «جسارت» است

ممکن است گفته شود امروز هم سریال‌های پرهزینه و بازیگران مشهور تولید می‌شوند.

اما مسئله این نیست که تلویزیون دوربین بهتر، دکور بزرگ‌تر یا بازیگر شناخته‌شده ندارد.

مسئله این است که آیا نویسنده اجازه دارد درباره زندگی واقعی مردم قصه بنویسد؟

آیا می‌تواند یک خانواده متوسط را با تمام تناقض‌هایش نشان دهد؟

آیا می‌تواند درباره گرانی، اجاره‌خانه، بیکاری، مهاجرت، فاصله طبقاتی، فساد اداری، شکاف نسلی و مشکلات روزمره شوخی کند؟

طنز اجتماعی زمانی زنده است که بتواند به نقاط حساس جامعه دست بزند.

وقتی این امکان محدود شود، نتیجه معمولاً به کمدی‌های تیپیک و قابل‌پیش‌بینی ختم می‌شود؛ همان چیزی که منتقدان در سال‌های اخیر درباره افت سریال‌های مناسبتی و کاهش خلاقیت در تولیدات تلویزیونی مطرح کرده‌اند. صداوسیما گرفتار فرمول موفقیت گذشته شده است

یک تناقض عجیب شکل گرفته است:

تلویزیون هنوز «متهم گریخت» را دوست دارد، اما ظاهراً کمتر می‌تواند «متهم گریخت» جدیدی بسازد.

فرمول موفقیت گذشته به بازپخش تبدیل شده است.

به جای اینکه بپرسیم «چه چیزی باعث شد این سریال موفق شود و چگونه می‌توان همان روح را در زمانه امروز بازآفرینی کرد؟»، گاهی ساده‌ترین راه انتخاب می‌شود: پخش دوباره همان اثر.

این اتفاق البته از یک جهت قابل فهم است. یک سریال قدیمی، ریسک بسیار کمتری دارد؛ مخاطبش شناخته شده است، هزینه تولید ندارد و احتمال شکست آن پایین است.

اما از سوی دیگر، بازپخش مداوم آثار موفق گذشته می‌تواند به یک علامت خطر تبدیل شود:

وقتی تلویزیون بیشتر به آرشیوش تکیه می‌کند، یعنی شاید در تولید آینده خود اعتمادبه‌نفس کمتری دارد.

حتی در گزارش‌هایی درباره مخاطبان تلویزیون، نمونه‌هایی از عملکرد بهتر بازپخش «متهم گریخت» در مقایسه با برخی تولیدات جدید مطرح شده است. «متهم گریخت» را نباید کپی کرد

البته راه نجات تلویزیون، ساختن نسخه دوم «متهم گریخت» نیست.

اگر امروز همان شخصیت‌ها، همان تیپ‌ها و همان شوخی‌ها را با بازیگران جدید بازسازی کنیم، احتمالاً نتیجه بیشتر شبیه تقلید خواهد بود تا یک اثر ماندگار.

آنچه باید از عطاران یاد گرفت، فرمول شخصیت‌ها نیست؛ روش نگاه کردن به جامعه است.

جامعه امروز تغییر کرده است.

آدم‌های امروز با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، مهاجرت، تورم، اجاره‌های سنگین، اقتصاد پلتفرمی، تغییر سبک روابط، تنهایی، فشار روانی و ده‌ها مسئله جدید روبه‌رو هستند.

اگر قرار است «متهم گریخت» تازه‌ای ساخته شود، باید درباره همین آدم‌ها باشد؛ نه آدم‌های سال ۱۳۸۴. یک موفقیت قدیمی که تبدیل به آینه امروز شده است

در نهایت، محبوبیت «متهم گریخت» فقط یک موفقیت هنری برای رضا عطاران، سعید آقاخانی و بازیگران آن نیست؛ این سریال امروز به نوعی آینه عملکرد صداوسیما هم تبدیل شده است.

هر بار که این سریال بازپخش می‌شود، مخاطب فقط یک کمدی قدیمی را نمی‌بیند.

ناخواسته مقایسه می‌کند:

تلویزیون آن زمان چه می‌ساخت و امروز چه می‌سازد؟

پاسخ این مقایسه الزاماً به نفع امروز نیست.

«متهم گریخت» نشان داد برای جذب مخاطب ایرانی همیشه به قهرمان‌های بزرگ، داستان‌های عجیب یا بودجه‌های نجومی احتیاج نیست. گاهی کافی است چند آدم معمولی را درست ببینیم، مشکلاتشان را جدی بگیریم و از دل همان زندگی واقعی، قصه‌ای صادقانه بسازیم.

شاید دلیل اینکه ایرانی‌ها هنوز با «متهم گریخت» می‌خندند، این باشد که بیست سال گذشته، اما بعضی از دردهای آدم‌های آن هنوز تمام نشده است.

و شاید نقد اصلی به صداوسیما نیز دقیقاً همین باشد:

مسئله تلویزیون این نیست که دیگر «متهم گریخت» ندارد؛ مسئله این است که کمتر از گذشته می‌داند مردم امروز دقیقاً به چه چیزی می‌خندند، از چه چیزی می‌ترسند و برای چه چیزی زندگی می‌کنند.




 حکم خوانندگی زنان برای مردان چیست؟
۱۵ ساعت قبل / سایت تابناک

حکم خوانندگی زنان برای مردان چیست؟

حکم چهار سال حبس برای هیوا سیفی‌زاده، خواننده موسیقی ایرانی، به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» با انتقادهایی همراه شده است؛ او می‌گوید تنها چند بیت از اشعار سع...

 نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم
۹ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم

آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» نوشته بیژن شکرریز که گفت‌وگویی بلند با ایرج راد است برگزار شد. ایرج راد در این مراسم گفت: در این کتاب تلاش کردم همه‌ چیز را با صداقت کامل بیان کنم، هر کار و نقشی را که انتخاب کردم، از روی اجبار نبوده است؛ آن اثر را خوانده‌ام، دوست داشته‌ام و با علاقه پذیرفته‌ام که با آن گروه و آن افراد همکاری کنم. اگر نقشی زمانی ضعیف اجرا شد، تقصیر دیگران نبوده است؛ زیرا این من بوده‌ام که آن انتخاب را با عقل، منطق و درایت خود انجام داده‌ام. بنابراین از همه همکارانم سپاسگزارم.

 سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم
۱۴ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

سیری در القاب امام زمان (عج)؛ منتظر واقعی کنشگر است یا منزوی؟ - تسنیم

«خلیفه‌الرحمن» یعنی نماینده خدا بر روی زمین، نه برای اعمال قدرت، بلکه برای جاری کردن «رحمت واسعه».

 وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه
۵ ساعت قبل / روزنامه شرق

وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه

‌زخم نفت، مدرنیزاسیون تحمیلی، رانده‌شدن مردم از جغرافیای زیست‌شان‌ و تبدیل حافظه جمعی به میدان مقاومت. جلد اول «شهرهای نمک»، یعنی «سرگردانی»، در نسخه فارسی با ترجمه امل نبهانی منتشر شده و آن را می‌توان رمانی درباره پیدایش نفت در شبه‌جزیره عربستان و دگرگونی روستاها و بادیه‌ها معرفی کرد.

 آبگوشت خوردن بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه کارگردان ایرانی
۱۰ ساعت قبل / سایت تابناک

آبگوشت خوردن بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه کارگردان ایرانی

تصویری از آبگوشت خوردن ژولیت بینوش بازیگر سرشناس فرانسوی به همراه عباس کیارستمی در تهران؛ فروردین ۱۳۸۵ را مشاهده می‌نمایید.

 شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...
۱۲ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

شفافیت دولت در موضوع بنزین و چند خبر خوب دیگر...

ماجرای بنزین این روزها حسابی سر زبان‌ها افتاده و مردم را نگران کرده است. امروز در همین راستا سخنگوی دولت تاکید بر شفاف‌سازی داشت.