
در اینکه صنعت خودروی ایران با مشکلات جدی در حوزه کیفیت، فناوری، بهرهوری و مصرف سوخت مواجه است، تردیدی نیست. خودروساز نیز باید در برابر عملکرد خود پاسخگو باشد و آمار دقیق مصرف سوخت، کیفیت محصولات، خرابیها و میزان پیشرفت پروژههای کاهش مصرف را در اختیار افکار عمومی قرار دهد.
اما اگر قرار است درباره ناترازی انرژی و مصرف سوخت خودروها صحبت کنیم، یک سؤال اساسی وجود دارد: سهم و مسئولیت سیاستگذار برای کاهش این مصرف چیست؟
بهینهسازی مصرف انرژی صرفاً با گفتن اینکه «خودروها پرمصرفاند» اتفاق نمیافتد. اگر مسئله واقعاً کاهش مصرف سوخت است، باید تمام زنجیره از کیفیت سوخت و فناوری موتور تا ترافیک، خودروهای فرسوده، حملونقل عمومی، قاچاق سوخت، سبد سوخت و زیرساخت انرژی همزمان دیده شود.
صنعت خودرو همین امروز هم پروژههای کاهش مصرف دارد، برای نمونه، ایرانخودرو در حال حرکت به سمت توسعه سبدی از محصولات کممصرفتر است.
محصولاتی نظیر هونگچی پلاگینهیبرید که با نام سفیر عرضه خواهد شد، دو محصول هاوال با نامهای شوال ۲ و اینووی در نسخه هیبریدی و همچنین تارا هیبریدی که برای عرضه در برنامه قرار گرفته، بخشی از همین مسیر هستند.
ایرانخودرو پیش از این نیز پروژه طراحی و توسعه موتور سهسیلندر کممصرف را دنبال کرده است؛ موتوری که اگر شرایط اقتصادی، سرمایهگذاری و سیاستگذاری مناسب برای صنعتیسازی آن فراهم شود، میتواند بخشی از مسیر کاهش مصرف سوخت در خودروهای تولید داخل باشد.
اینجا دقیقاً جایی است که انتظار میرود سازمان بهینهسازی و مدیریت راهبردی انرژی وارد عمل شود.
سؤال این نیست که چرا خودروساز هنوز به نقطه مطلوب نرسیده است. سؤال این است: سازمان متولی بهینهسازی انرژی برای رساندن خودروساز از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب چه برنامهای دارد؟ آیا برای پروژههای توسعه موتورهای کممصرف، هیبریدی، پلاگینهیبریدی و برقی، بستههای حمایتی، مشوقهای اقتصادی و تأمین مالی طراحی شده است؟ اگر یک خودروساز میتواند با سرمایهگذاری سنگین، موتور جدید یا قوای محرکه …













