این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش گروه رسانهای شرق،
محمد صالحزاده-پژوهشگر مسائل شهری: صبح زود است. حرارت گرمای تابستان هنوز از شالیزارها بیرون نزده. صفرعلی، مثل بسیاری از کشاورزان گیلان، سالها زمین را با دستهای خودش شخم زده است؛ زمینی که از پدرش به ارث رسیده و پیش از آنکه سند مالکیت باشد، بخشی از هویت خانوادهاش بود. او میدانست هر وجب از این خاک چه خاطرهای دارد؛ فصلهای نشا، روزهای برداشت، صدای کارگران در مزرعه و عطر جوگول در بیجار. چند سال پیش، وقتی بیماری همسرش هزینهای فراتر از توان خانواده تحمیل کرد، همان زمینی که روزگاری پشتوانه زندگی بود، تبدیل به آخرین امکان نجات شد. بخشی از شالیزار فروخته شد؛ نه از سر میل، بلکه از سر اجبار. صفرعلی زمین را از دست داد تا زندگی را حفظ کند. …













