
فرناز علیزاده
واگذاری سایپا به بخش خصوصی که در گفتگوی تلویزیونی اخیر رئیسجمهور مورد تاکید قرار گرفت، در زمره اخبار جدید محسوب نمیشد؛ اما دو مولفه اساسی طرح این موضوع را از اخبار گذشته متمایز ساخت؛ نخست عزم جزم رئیسجمهور برای خصوصیسازی شرکتهای خودرویی با وجود تمام مخالفخوانیها و مهمتر؛ تغییر اساسی در قرائت از تجربه خصوصیسازی در ایران.
قرائت پیشین که نزدیک چهار دهه بر مدیریت بنگاههای اقتصادی و صنعتی کشور سایه انداخته بود، ابتدا بر پایه ملاحظات غیراقتصادی و نگاه ایدئولوژیک برخاسته از انقلاب و جنگ به صنایع مادر شکل گرفت؛ اما رفتهرفته، انگیزههای اولیه رنگ باخته و جای خود را به شبکههای درهمتنیدهای از منافع مالی و سیاسی داد که در لایههای میانی نهادهای اجرایی، سازمانهای شبهدولتی و بنگاههای صنعتی ریشه دوانده بود.
پوسته سختی که طی سالها دور این «اکوسیستم منافع» شکل گرفته و از آن صیانت میکرد، عملا خروج دولت از مدیریت بنگاهها و صنایع را به بنبست کشاند؛ چنانکه حتی ابلاغ اصل ۴۴ قانون اساسی از سوی بالاترین مقام کشور و دو دهه تأکید مداوم، درنهایت به خلق شرکتهای «خصولتی» انجامید که با نقلوانتقالهای صوری و تصنعی، سهام و مدیریت شرکتها را در پوششی قانونی در سیطره نهادهای دولتی یا وابسته به حاکمیت حفظ کرد.
مجموعه رویدادهایی که در سخنان اخیر مسعود پزشکیان بازتاب یافت و او را واداشت در کسوت بالاترین مقام اجرایی کشور، از «حیاطخلوتها»، «رانتها» و «منافع» میلیاردی بگوید که در خلال خصوصیسازی ناقص شکل گرفت و حال با نفوذ شبکهای، پشتوانه رسانهای و حمایت کانونهای ثروت، هرگونه تغییر در ساختار مدیریت بنگاهها را با اعمال فشار سیاسی و اتهامزنیهای ایدئولوژیک خنثی میکنند؛ و با برچسبهای رایجی چون «فاسد»، «رانتخوار» و ... به سرمایهگذاران و مدیران بخش خصوصی، میکوشند فرایند …













