محمد بندرعباسی
فیلم دعوت که هماکنون در پروسه اکران جهانی است، اثری است که با همه کاستیها، تمام تلاشش را میکند تا سینما باشد و سینما بماند.
میدانیم که فیلم بازسازی انگلیسیزبان فیلم اسپانیایی «آدمهای طبقه بالا» یا Sentimental ساخته «سسک گای» است که از نمایشنامه خود او اقتباس شده و میبینیم که حاوی رگههایی از وودی آلنِ شهری و رابطهکاو را به وضوح دارد. اینها یعنی نزدیکشدن یا حتی ردشدن از برخی خط قرمزها. اما موضوع نوشته چیز دیگری است؛ آیا بهتر نیست بعضی وقتها استدیوهای دوبله بهجای خودزنی فیلمی را دوبله نکنند؟ مثلا اعلام کنند که «فلان استدیو در مسیر احترام به شعور مخاطب و به دلیل وجود ابزارهای نوین تکنولوژی و دسترسی او به نسخه اصلی یک اثر، بهمان فیلم را دوبله نمیکند». این حرفهایترین کار ممکن است و هزاران بار بهتر از اینکه روایت یک فیلم را رسما تغییر بدهند!
این در حالی است که مخاطب ایرانی روابط زیادی را در فیلمها و سریالها تغییر دادهشده و تعدیلشده و ارشادشده تجربه کرده است؛ از «مادر هاچ زنبور عسل» تا «اوشین»، از «ارتش سری» تا «هرکول پوآرو».
اما این بار در خصوص فیلم «دعوت» شاهد گونه تازهای از سانسور هستیم که حق مخاطب و مؤلف را یکجا قورت میهد و یک لیوان آب هم رویش!
ردپای «جبلی» یا روح «جلیلی»؟!
اینجاست که به یاد نکته شکسپیر میافتیم: «هر آدم در درونش یک هارپاگون دارد». نکند دستاندرکاران تصویری در ابعاد تلویزیون در جغرافیای وطنی تازگی «لِوِلآپ» شدهاند و درون هرکدام ردپای جبلی یا روح جلیلی با دُزهای مختلف هست؟ …












