جنگ ۴۰روزه آمریکا علیه ایران، نهتنها ساختارهای نظامی کشور را مورد هدف قرار داد، بلکه زیرساختهای اقتصادی را با آسیب و اختلال مواجه کرد. در این میان، بسیاری از کسبوکارها ناچار به تعدیل نیرو شدند، برخی کارخانهها و فعالیتهای اقتصادی آسیب دیدند و بخشی از کسبوکارها نیز با توقف یا اختلال در فعالیت خود مواجه شدند. گزارشهای مرکز پژوهشهای اتاق ایران نیز نشان میدهد تعداد شاغلان در زمستان نسبت به بهار حدود ۷۷۰ هزار نفر کاهش یافته است.به عبارتی جنگ۱۲روزه، اعتراضات و جنگ رمضان، برای بخش قابل توجهی از جامعه تبعات اقتصادی و اجتماعی به همراه داشته است. اما پرسش اصلی این است که وقتی بحرانهایی مانند جنگ، اعتراضات و ...شکل میگیرد، کسبوکارها و برندها چگونه باید ارتباط خود را هم با جامعه و هم سازمان ها حفظ کنند؟در چنین شرایطی، بسیاری از برندها معمولاً ارتباط خود با مخاطبان را کاهش میدهند و منتظر میمانند تا شرایط به حالت عادی برگردد. اما پرسش اینجاست که آیا اساساً چیزی به نام «شرایط عادی» وجود دارد که برندها بتوانند منتظر بازگشت به آن بمانند؟ این موضوع محور نشستی بود که با حضور استادان علوم ارتباطات اجتماعی در خانه روزنامهنگاران شهر برگزار شد. در این نشست، سخنرانان درباره نقش روابط عمومیها و بهویژه پلتفرمهای خدماترسان در شرایط بحران و جنگ صحبت کردند؛ اینکه این کسبوکارها با چه مسائلی مواجه میشوند، چه مسئولیتی در قبال مشتریان و جامعه دارند و روابط عمومی ها چگونه میتوانند ضمن ادامه فعالیت، خدمات خود را متناسب با شرایط جدید حفظ کنند.
پلتفرمها در شرایط بحران چه مسئولیتی دارند؟ …














