قیمت طلا امروز




 روزنامه شرق / ۱۴۰۵/۰۵/۲۲

مسکّن‌های کوتاه مدت

رسانه‌ای شدن اخبار تولید فصل‌های تازه سریال‌های سال‌های دور تلویزیون از یک استراتژی جدید در سیاست‌گذاری تصمیم سازان ارشد این رسانه در حوزه سریال‌سازی حکایت دارد.
 مسکّن‌های کوتاه مدت

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مازیار معاونی-  رسانه‌ای شدن اخبار تولید فصل‌های تازه سریال‌های سال‌های دور تلویزیون از یک استراتژی جدید در سیاست‌گذاری تصمیم سازان ارشد این رسانه در حوزه سریال‌سازی حکایت دارد. مطابق اخبار منتشر شده فصل سوم سریال «کاراگاه علوی» به زودی روی آنتن می‌رود، فصل سوم مجموعه «مرد هزار چهره» مراحل تولید خود را از سر می‌گذراند، فصل دوم مجموعه دهه هفتادی «آژانس دوستی» به زودی وارد مرحله تولید خواهد شد و تصمیماتی برای ساخت فصل چهارم سریال «زیر آسمان شهر» آن هم پس از حدود ربع قرن از اتمام پخش فصل سوم وآخر این سریال اتخاذ شده که اخبار آن هرازگاهی به گوش می‌رسد.

به راهبرد اخیر سیما در بیرون کشیدن سریال‌های قدیمی از غبار زمان و نهایتاً کنداکتور پخش شبکه آی فیلم و دمیدن روح تازه‌ای به کالبد آنها می‌توان از چند جنبه نگاه کرد، نخست اینکه دنباله سازی بر آثار خاطره انگیز نمایشی بخشی از جذابیت رسانه‌های تولید کننده آثار نمایشی است از سینما گرفته تا تلویزیون و حتی شبکه نوپاتر نمایش خانگی. به هر حال یک محصول نمایشی در روزگاری، مطلوب بخش‌های گسترده‌ای از مخاطبین یک رسانه بوده، از خود ردّی از خاطرات خوشایند را در ذهن و حافظه آنها بر جای گذاشته و عقل سلیم و درک درست رسانه‌ای حکم می‌کند که این ظرفیتِ بالقوه مجدداً و البته با تعمیق و دقت نظر به کار گرفته شود اما این تمام قضیه نیست و باید از جنبه‌های دیگر هم در این مقوله تأمل کرد، یکی از این جنبه‌ها در نظر گرفتن فاصله زمانی معقولی است که معمولاً میان دنباله‌های مختلف یک محصول نمایشی لحاظ می‌شود و به این موضوع توجه می‌شود که شکاف‌های زمانی میان آنها به گونه‌ای باشد که فراموشی و زدودن خاطرات فصل‌های نخست یک اثر نمایشی و یا دست کم کمرنگ شدن بیش از حد و اندازه آن نزد بینندگان آن اثر را در پی نداشته باشد، همانگونه که بسیاری از دنباله‌های جهان سینما و یا حتی مجموعه‌های دنباله‌داری نظیر «پایتخت»، «نون خ» ،«زیرخاکی» و «آقای قاضی» با رعایت چنین قاعده‌ای ساخته و عرضه می‌شوند، با پذیرفتن این اصل بدیهی که بعید است کسی در پذیرش آن تردیدی داشته باشد چهار سریال «آژانس دوستی»، «زیر آسمان شهر»، «کاراگاه علوی» و«مرد سه هزار چهره» به ترتیب پس از بیست و هشت، بیست و چهار، هجده و هفده سال از پخش فصول قبلی خود در دستور ساخت قرار گرفته‌اند، حال این پرسش مطرح است که آیا گذشت مدت زمانی این چنین طولانی که تغییرات بسیار طیف جمعیت بیننده فصول قدیم و جدید را به دنبال خواهد داشت( بسیاری از مخاطبین سال‌های دور تلویزیون و فصل‌های نخست آثار دنباله دار فوق الذکر در گذشته‌اند و در مقابل مخاطبینی از گروه‌های سنی پایین تر در این بازه زمانی طولانی چشم به جهان گشوده‌اند که با این آثار خاطره‌ای ندارند) را می‌توان به شکل تامّ و تمام با سیر منطقی و پذیرفته شده دنباله سازی در آثار نمایشی منطبق دانست؟ به عنوان چند مصداق عینی می‌توان از تصمیم گیران حوزه نمایش سیما چنین سؤالی را پرسید که کاراکترهایی همچون «خشایر مستوفی» و «بهروز پیرپکاجکی» در سریال «زیر آسمان شهر»، «کاراگاه محمد علوی» در مجموعه «کاراگاه علوی» و نظایر آنها برای بسیاری از متولدین دهه هشتاد به بعد چه جاذبه و چه تداعی خاطره‌ای را ایجاد می‌کنند که حالا پس از این بازه زمانی طولانی به بازگشت‌شان به قاب تلویزیون فکر شده است؟! البته ممکن است در پاسخ گفته شود که فصل‌های پیشین همه یا بخشی از این آثار ظرف یک و نیم دهه‌ای که از راه اندازی شبکه آی فیلم گذشته از طریق این شبکه روی آنتن رفته‌اند که ادعای درستی است ولی در مقابل این وجه را هم باید در نظر گرفت که بخش عمده آثار بازپخشی بنا به تغییر شرایط زمانی و فرمول‌های در حال تغییر برنامه سازی برای بینندگانی از گروه‌های سنی پایین‌تر جذابیت چندانی ندارند و بنابراین اگرهم طیفی از این گروه سنی مخاطب فصل‌های پیشین این سریال‌ها از طریق آی فیلم بوده باشند نمی‌توان این موضوع را به تمام بینندگان تازه‌تر آثار نمایشی تلویزیون بسط داد و انتظار اقبال قابل توجه به این آثار را در سر پرورانید.

جنبه دیگر موضوع، بحث انتخاب آثاری است که در دستور دنباله سازی قرار گرفته‌اند، در مقابل چهار سریال متعلق به دهه‌های هفتاد و هشتاد تلویزیون که به نامشان اشاره شد، آثار دیگری هستند که از آنجا که پخش اول‌شان در دهه نود خورشیدی اتفاق افتاده است با توجه به ادلّه بر شمرده شده تناسب بیشتری برای دنباله سازی دارند که متأسفانه مورد غفلت واقع شده‌اند. شاخص‌ترین این آثار سریال پلیسی دیدنی«هوش سیاه» است که دو فصل آن به ترتیب در سالهای هشتاد و نه و نود و دو خورشیدی پخش شد و با اینکه پایان فصل دوم به گونه‌ای طراحی شده بود که ادامه داستان در فصل جدید را توجیه می‌نمود اما با گذشت سیزده سال از اتمام پخش و در حالی که بسیاری از مخاطبین فعلی آثار نمایشی، خاطرات خوبی با این سریال قابل اعتناء دارند به نظر می‌رسد کاملاً به بوته فراموشی سپرده شده و از ساخته شدن فصل تازه آن خبری نیست. علاوه بر این دو مجموعه «نفس» ساخته ساخته جلیل سامان و «پدر»ساخته بهرنگ توفیقی که در اواسط دهه نود روی آنتن رفتند از جمله مجموعه‌هایی هستند که بلاتکلیف رها شده‌اند و اگرچه آثاری هستند که نمی‌توان آنها را در رسته سریال‌های پربیننده و برند تلویزیون رسته بندی کرد اما از آنجا که در بازه زمانی نزدیک‌تری به زمان فعلی روی آنتن رفته‌اند و در حد و اندازه‌های قابل قبولی بیننده داشتند می‌توانستند ولو به هزینه تغییراتی همچون تغییر بازیگر اصلی زن در سریال «پدر» در دستور دنباله‌سازی قرار بگیرند که به نظر می‌رسد تا کنون چنین تصمیمی برایشان اتخاذ نشده است.

اما فارغ از آثاری که برای دنباله سازی انتخاب شده‌اند و کلیت این مقوله، آنچه که در ارزیابی وضعیت کلی حوزه سریال سازی تلویزیونی به چشم می‌خورد لزوم آسیب شناسی دقیق این حوزه و درمان ریشه‌ای علل و عوامل اُفت قابل توجه میزان بینندگان مجموعه‌های تلویزیونی است وگرنه صرف به راه افتادن موج دنباله سازی، آن هم با شرایطی که بر شمرده شد، ساخت و پخش این آثار در بهترین حالت و در صورتی که تجربه ناموفق فصل چهارم سریال «روزگار جوانی» که بیست و دو سال پس از فصل سوم آن پخش شد و توجه خاصی را به خود جلب نکرد را تکرار نکند از حد و اندازه یک مسکن کوتاه مدت فراتر نخواهد رفت.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.



۶ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

چرا سریال «متهم گریخت» هنوز برای ایرانی‌ها جذاب است؟

به گزارش تجارت نیوز، بیش از دو دهه از پخش «متهم گریخت» گذشته است؛ سریالی که نخستین بار در رمضان ۱۳۸۴ روی آنتن شبکه سه رفت و خیلی زود به یکی از آثار ماندگار طنز تلویزیونی تبدیل شد. با این حال، عجیب‌ترین بخش ماجرا این نیست که مردم هنوز این سریال را دوست دارند؛ عجیب‌تر این است که در میان انبوه تولیدات جدید، بازگشت دوباره به همان سریال قدیمی هنوز می‌تواند برای مخاطب جذاب باشد. آی‌فیلم نیز در سال‌های مختلف، از جمله در پاسخ به درخواست مخاطبان، این مجموعه را بارها بازپخش کرده است.

اما چرا؟ مردم هنوز «خودشان» را در متهم گریخت می‌بینند

مهم‌ترین ویژگی «متهم گریخت» این است که شخصیت‌هایش بیش از آنکه «تلویزیونی» باشند، «مردمی» هستند.

هاشم‌آقا، همسرش، بچه‌ها، همسایه‌ها و آدم‌های اطرافشان، قهرمان‌های دست‌نیافتنی یا شخصیت‌های عجیب‌وغریب نیستند. آنها آدم‌هایی معمولی‌اند که با اجاره‌خانه، کار، پول، مهاجرت، اختلاف خانوادگی، فریب‌خوردن و تلاش برای بهتر شدن زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

داستان نیز از یک موقعیت کاملاً ملموس شروع می‌شود: خانواده‌ای که از شهرستان به تهران می‌آید و تصور می‌کند پایتخت می‌تواند زندگی بهتری برایش بسازد؛ اما با مجموعه‌ای از مشکلات مواجه می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که طنز عطاران از «جوک» فراتر می‌رود. مخاطب فقط به شخصیت‌ها نمی‌خندد؛ گاهی به خودش می‌خندد.

مریم امیرجلالی نیز سال‌ها بعد درباره همین ویژگی گفته بود که شخصیت‌های «متهم گریخت» شبیه مردم بودند و اتفاقات سریال برای مخاطب غیرواقعی به نظر نمی‌رسید. طنز سریال از دل زندگی بیرون می‌آمد

یکی از تفاوت‌های «متهم گریخت» با بخش قابل‌توجهی از کمدی‌های تلویزیونی، این بود که خنده الزاماً از شوخی مستقیم تولید نمی‌شد.

بخش زیادی از طنز سریال از موقعیت می‌آمد؛ از تضاد میان شهرستان و تهران، فقر و آرزو، سنت و زندگی شهری، خانواده و جامعه.

به همین دلیل حتی وقتی دیالوگ‌ها را بعد از سال‌ها می‌شنویم، هنوز امکان خندیدن وجود دارد؛ چون ریشه شوخی در یک موقعیت انسانی است، نه صرفاً در یک عبارت تاریخ‌مصرف‌دار.

از این منظر، «متهم گریخت» یک کمدی اجتماعی است که مشکلات اقتصادی و اجتماعی را به زبان طنز روایت می‌کند. حتی رسانه رسمی نیز در مرورهای خود بر سریال بر همین وجه اجتماعی و خانوادگی آن تأکید کرده است. ترکیب بازیگران؛ نقطه قوتی که به‌سادگی تکرار نمی‌شود

یکی دیگر از عوامل ماندگاری سریال، ترکیب بازیگران آن است: سیروس گرجستانی، مریم امیرجلالی، رضا عطاران، سعید آقاخانی، علی صادقی و دیگر بازیگران.

این بازیگران صرفاً دیالوگ‌های فیلمنامه را اجرا نمی‌کردند؛ هرکدام توانایی ساختن یک شخصیت به‌یادماندنی را داشتند. در یک ارزیابی مخاطب‌محور در منظوم نیز ۹۱ درصد شرکت‌کنندگان، عملکرد بازیگران سریال را خوب ارزیابی کرده‌اند.

اما نکته مهم‌تر، شیمی میان بازیگران است؛ چیزی که با انتخاب چند بازیگر مشهور به وجود نمی‌آید. نوستالژی، اما نه فقط نوستالژی

البته نمی‌توان نقش خاطره را نادیده گرفت.

نسل امروز با «متهم گریخت» بخشی از خاطرات جمعی دهه ۸۰ را به یاد می‌آورد؛ شب‌های رمضان، دورهمی خانوادگی، تلویزیون به‌عنوان رسانه اصلی خانه و زمانی که تعداد شبکه‌ها و گزینه‌های سرگرمی بسیار محدودتر از امروز بود.

اما اگر محبوبیت سریال فقط حاصل نوستالژی بود، نسل‌های جدیدتر نباید با آن ارتباط برقرار می‌کردند.

واقعیت این است که نوستالژی به ماندگاری کمک می‌کند، اما به‌تنهایی نمی‌تواند یک اثر را زنده نگه دارد.

اگر قصه و شخصیت‌ها کار نمی‌کردند، خاطره هم بعد از بیست سال نمی‌توانست این اندازه اثرگذار باشد. و اینجاست که مسئله صداوسیما آغاز می‌شود

شاید مهم‌ترین پرسش درباره «متهم گریخت» اصلاً این نباشد که چرا این سریال هنوز جذاب است.

پرسش مهم‌تر این است:

چرا تلویزیون هنوز نتوانسته به اندازه گذشته سریال‌هایی بسازد که مردم بیست سال بعد هم بخواهند دوباره ببینند؟

این مسئله را نمی‌توان صرفاً به کمبود بودجه، تغییر سلیقه مردم یا ظهور شبکه‌های نمایش خانگی نسبت داد.

بخشی از مشکل، به تغییر رابطه صداوسیما با مخاطب برمی‌گردد.

«متهم گریخت» از جامعه عقب‌تر نبود؛ از دل جامعه بیرون آمده بود. مشکلاتی مثل مسکن، مهاجرت، کار، اختلاف طبقاتی، فریب و تلاش برای بقا را به زبان طنز روایت می‌کرد.

اما امروز، هرچه بخشی از تلویزیون بیشتر از پرداختن به مسائل واقعی جامعه فاصله می‌گیرد، شخصیت‌ها نیز مصنوعی‌تر می‌شوند. مشکل فقط «کیفیت» نیست؛ مشکل «جسارت» است

ممکن است گفته شود امروز هم سریال‌های پرهزینه و بازیگران مشهور تولید می‌شوند.

اما مسئله این نیست که تلویزیون دوربین بهتر، دکور بزرگ‌تر یا بازیگر شناخته‌شده ندارد.

مسئله این است که آیا نویسنده اجازه دارد درباره زندگی واقعی مردم قصه بنویسد؟

آیا می‌تواند یک خانواده متوسط را با تمام تناقض‌هایش نشان دهد؟

آیا می‌تواند درباره گرانی، اجاره‌خانه، بیکاری، مهاجرت، فاصله طبقاتی، فساد اداری، شکاف نسلی و مشکلات روزمره شوخی کند؟

طنز اجتماعی زمانی زنده است که بتواند به نقاط حساس جامعه دست بزند.

وقتی این امکان محدود شود، نتیجه معمولاً به کمدی‌های تیپیک و قابل‌پیش‌بینی ختم می‌شود؛ همان چیزی که منتقدان در سال‌های اخیر درباره افت سریال‌های مناسبتی و کاهش خلاقیت در تولیدات تلویزیونی مطرح کرده‌اند. صداوسیما گرفتار فرمول موفقیت گذشته شده است

یک تناقض عجیب شکل گرفته است:

تلویزیون هنوز «متهم گریخت» را دوست دارد، اما ظاهراً کمتر می‌تواند «متهم گریخت» جدیدی بسازد.

فرمول موفقیت گذشته به بازپخش تبدیل شده است.

به جای اینکه بپرسیم «چه چیزی باعث شد این سریال موفق شود و چگونه می‌توان همان روح را در زمانه امروز بازآفرینی کرد؟»، گاهی ساده‌ترین راه انتخاب می‌شود: پخش دوباره همان اثر.

این اتفاق البته از یک جهت قابل فهم است. یک سریال قدیمی، ریسک بسیار کمتری دارد؛ مخاطبش شناخته شده است، هزینه تولید ندارد و احتمال شکست آن پایین است.

اما از سوی دیگر، بازپخش مداوم آثار موفق گذشته می‌تواند به یک علامت خطر تبدیل شود:

وقتی تلویزیون بیشتر به آرشیوش تکیه می‌کند، یعنی شاید در تولید آینده خود اعتمادبه‌نفس کمتری دارد.

حتی در گزارش‌هایی درباره مخاطبان تلویزیون، نمونه‌هایی از عملکرد بهتر بازپخش «متهم گریخت» در مقایسه با برخی تولیدات جدید مطرح شده است. «متهم گریخت» را نباید کپی کرد

البته راه نجات تلویزیون، ساختن نسخه دوم «متهم گریخت» نیست.

اگر امروز همان شخصیت‌ها، همان تیپ‌ها و همان شوخی‌ها را با بازیگران جدید بازسازی کنیم، احتمالاً نتیجه بیشتر شبیه تقلید خواهد بود تا یک اثر ماندگار.

آنچه باید از عطاران یاد گرفت، فرمول شخصیت‌ها نیست؛ روش نگاه کردن به جامعه است.

جامعه امروز تغییر کرده است.

آدم‌های امروز با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، مهاجرت، تورم، اجاره‌های سنگین، اقتصاد پلتفرمی، تغییر سبک روابط، تنهایی، فشار روانی و ده‌ها مسئله جدید روبه‌رو هستند.

اگر قرار است «متهم گریخت» تازه‌ای ساخته شود، باید درباره همین آدم‌ها باشد؛ نه آدم‌های سال ۱۳۸۴. یک موفقیت قدیمی که تبدیل به آینه امروز شده است

در نهایت، محبوبیت «متهم گریخت» فقط یک موفقیت هنری برای رضا عطاران، سعید آقاخانی و بازیگران آن نیست؛ این سریال امروز به نوعی آینه عملکرد صداوسیما هم تبدیل شده است.

هر بار که این سریال بازپخش می‌شود، مخاطب فقط یک کمدی قدیمی را نمی‌بیند.

ناخواسته مقایسه می‌کند:

تلویزیون آن زمان چه می‌ساخت و امروز چه می‌سازد؟

پاسخ این مقایسه الزاماً به نفع امروز نیست.

«متهم گریخت» نشان داد برای جذب مخاطب ایرانی همیشه به قهرمان‌های بزرگ، داستان‌های عجیب یا بودجه‌های نجومی احتیاج نیست. گاهی کافی است چند آدم معمولی را درست ببینیم، مشکلاتشان را جدی بگیریم و از دل همان زندگی واقعی، قصه‌ای صادقانه بسازیم.

شاید دلیل اینکه ایرانی‌ها هنوز با «متهم گریخت» می‌خندند، این باشد که بیست سال گذشته، اما بعضی از دردهای آدم‌های آن هنوز تمام نشده است.

و شاید نقد اصلی به صداوسیما نیز دقیقاً همین باشد:

مسئله تلویزیون این نیست که دیگر «متهم گریخت» ندارد؛ مسئله این است که کمتر از گذشته می‌داند مردم امروز دقیقاً به چه چیزی می‌خندند، از چه چیزی می‌ترسند و برای چه چیزی زندگی می‌کنند.


۶ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

اعلام تاریخ پخش سریال مرد «سه هزار چهره» مهران مدیری

پخشِ سریال «مرد سه‌هزار چهره» از تاریخ یکشنبه ۸ شهریور ماه، از شبکه سه سیما به صورت هفتگی آغاز می‌شود.

شبکه سه سیما با پایان پخش «رویای نیمه‌شب»، سریال «مرد سه‌هزار چهره» به کارگردانی مهران مدیری را نمایش می‌دهد. این مجموعه تلویزیونی از تاریخ ۸ شهریور ماه، جمعه‌ها به صورت هفتگی پخش خواهد شد.

مهران مدیری بار دیگر نقش مسعود شصتچی را که شخصیت اصلی سریال است، بازی می‌کند.

کارگردان و بازیگر تلویزیون که پیش‌تر مجموعه‌های «پاورچین»، «شب‌های برره»، «باغ مظفر»، «مرد هزارچهره» و «مرد دو هزارچهره» را ساخته است، این بار سریال «مرد سه هزارچهره» را با همکاری سیمافیلم به تهیه‌کنندگی جواد فرحانی تولید کرده است.

داستان سریال درباره‌ی مسعود شصتچی است که می‌کوشد با استخدام در یک اداره، کمک‌خرج پدرش باشد اما مانند همیشه، ماجراهای غیرمنتظره و اتفاقاتی طنزآمیز او را وارد مسیرهای تازه‌ای می‌کند.

مدیری پیشتر اعلام کرده بود که شخصیت اصلی این سریال، «مسعود شصت‌چی»، الهام‌گرفته از پدرش است. او گفته بود: در شخصیت مسعود شصت‌چی در واقع نقش پدرم را بازی کردم. پدرم همین مسعود شصت‌چی بود. او شخصیتی آرام، محترم، خلوت، شریف و مظلوم بود.

پژمان بازغی، نصرالله رادش، محمد بحرانی، غلامرضا نیکخواه، پروین قائم‌مقامی، نوشین تبریزی، رامین ناصر نصیر، آرش نوذری و علیرضا مهران در این مجموعه حضور دارند.

مدیری پیش از این سریال «شش ماهه» را هم برای تلویزیون ساخته بود که چندان با اقبال مواجه نشد.


۷ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

نقش کریتوس «خدای جنگ» به باتیستا رسید

به گزارش تجارت نیوز، این سریال بر اساس مجموعه بازی‌های ویدئویی محبوب «خدای جنگ» ساخته می‌شود و از آمازون پرایم ویدیو پخش خواهد شد.

اوایل ماه جاری گزارش شده بود که باتیستا برای بازی در نقش «کریتوس» در حال مذاکره است چرا که هرست، بازیگر «نجات سرباز رایان» و صدا پیشه نقش ثور در بازی ویدئویی «خدای جنگ: رگناروک»، که در ژانویه ۲۰۲۶ برای این نقش انتخاب شده بود، در جریان تصویربرداری دچار پارگی عضله دوسر بازو شد و به جراحی نیاز پیدا کرد؛ مصدومیتی که می‌توانست ازسرگیری تولید را تا سال ۲۰۲۷ به تعویق بیندازد.

پس از آن، آمازون و سونی که به‌عنوان تهیه‌کنندگان مشترک پروژه فعالیت می‌کنند، تصمیم به تغییر بازیگر این نقش گرفتند. سریال «خدای جنگ» برای دو فصل سفارش گرفته و قرار است فیلمبرداری این دو فصل پشت سر هم انجام شود. تولید از فوریه در ونکوور آغاز شده بود و با قطعی شدن حضور باتیستا، انتظار می‌رود تصویربرداری طی هفته‌های آینده از سر گرفته شود.

تمامی صحنه‌هایی که پیش‌تر با حضور هرست تصویربرداری شده‌اند نیز باید دوباره ضبط شوند. باتیستا از نظر فیزیکی نیز گزینه‌ای مناسب برای این نقش محسوب می‌شود؛ چرا که «کریتوس» در بازی‌های «خدای جنگ» به اندام عضلانی و قدرت بدنی چشمگیرش شناخته می‌شود و باتیستا نیز در طول دوران فعالیت حرفه‌ای خود همواره از آمادگی جسمانی بالایی برخوردار بوده است.

همین موضوع به او اجازه می‌دهد بدون نیاز به ماه‌ها تمرین و آماده‌سازی، در مدت کوتاهی برای نقش آماده شود.

منبع: ایسنا




 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.

 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۴ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.

 انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد
۱۳ ساعت قبل / سایت هم میهن

انیمیشن چینی سودآورترین فیلم تاریخ سینما شد

انیمیشن چینی Niu Lai با بودجه‌ای ناچیز و فروش میلیونی، لقب سودآورترین اثر تاریخ سینما را به خود اختصاص داد.

 کفش‌های عجیب خانم بازیگر جنجالی شد + عکس
۴ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

کفش‌های عجیب خانم بازیگر جنجالی شد + عکس

مارگارت کوالی در مراسم افتتاحیه فیلم «ستاره‌های سگ» در لندن، با پوششی تمام‌چنل روی فرش قرمز حاضر شد و کفش‌های جنجالی و وایرال این برند را به پا داشت؛ کفش‌هایی که به دلیل طراحی خاصشان، ظاهری شبیه راه رفتن با پای برهنه ایجاد می‌کنند.

 آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

آغاز فصل سوم «کارآگاه علوی»

سریال «کارآگاه علوی» به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی روی آنتن رفت. فصل اول این مجموعه در سال ۱۳۷۵ و فصل دومش در سال ۱۳۸۷ روی آنتن رفت و توانست توجه مخاطبان را به خود جلب کند. این مجموعه حالا پس از نزدیک به دو دهه به ایستگاه فصل سوم رسیده است.

 نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا
۱۶ ساعت قبل / سایت صبانیوز

نمی‌توانیم بگوییم چه کسی در تئاتر باشد و چه کسی نباشد! | مجموعه رسانه ای صبا

فرزانه سعادتی/صبا، در سال‌های اخیر، صحنه تئاتر ایران بیش از گذشته شاهد حضور بازیگران شناخته‌شده سینما و تلویزیون بوده است؛ چهره‌هایی که گاهی با سابقه طولانی در سینما و تلویزیون وارد تئاتر می‌شوند و گاهی نیز پس از سال‌ها دوری از صحنه، حضور خود را با یک نمایش تازه از سر می‌گیرند. این روند اگرچه