به گزارش ایلنا، «ارم نیوز» در گزارشی اختصاصی مدعی شده است که افزایش فشار نظامی اسرائیل در ارتفاعات علی الطاهر میتواند بخشی از راهبردی بزرگتر برای محدود کردن حزبالله و ایجاد شرایطی باشد که ایران را در برابر انتخاب دشواری قرار دهد: یا نظارهگر تضعیف زیرساختهای حزبالله و نیروهای همسو در جنوب لبنان باشد یا برای جلوگیری از آن وارد درگیری مستقیم شود.
اگرچه وجود یک «طرح مشترک» آمریکا و اسرائیل برای کشاندن ایران به جنگ قابل اثبات نیست، اما روند تحولات نشان میدهد که هرگونه گسترش درگیری در جنوب لبنان میتواند بهدلیل پیوندهای امنیتی ایران و حزبالله، ظرفیت سرایت به دیگر جبهههای منطقه را داشته باشد.
چرا علی الطاهر مهم است؟
ارتفاعات علی الطاهر در نزدیکی نبطیه و منطقه اقلیم التفاح قرار گرفته و به دلیل موقعیت مرتفع خود، بر بخشهایی از جنوب لبنان اشراف دارد. اهمیت این منطقه زمانی بیشتر میشود که نقش آن در مسیرهای ارتباطی و پشتیبانی منطقه در نظر گرفته شود.
بر اساس ادعاهای مطرحشده از سوی منابع غربی در گزارش ارم نیوز، اسرائیل این منطقه را دارای زیرساختهای زیرزمینی، تونلها و انبارهای تسلیحاتی میداند و مدعی است نیروهای حزبالله و مستشاران ایرانی در آن حضور دارند.
همین ادعا باعث شده عملیات اسرائیل در علی الطاهر تنها یک اقدام برای تغییر آرایش نظامی در جنوب لبنان تلقی نشود؛ زیرا در صورت تأیید حضور نیروهای ایرانی یا وارد شدن تلفات به آنان، معادله میتواند از سطح درگیری اسرائیل و حزبالله عبور کند.
فشار مرحلهای؛ راهبردی برای وادار کردن ایران به واکنش؟
میشل ابونجم، تحلیلگر سیاسی، معتقد است اسرائیل با پشتیبانی اطلاعاتی آمریکا در حال افزایش تدریجی فشار بر این منطقه است تا طرف مقابل را به واکنش وادار کند.
منطق این تحلیل روشن است: اسرائیل به جای آغاز یک جنگ مستقیم با ایران، میتواند ابتدا فشار را بر یکی از مهمترین حلقههای زنجیره منطقهای مقاومت افزایش دهد و در صورت واکنش تهران، آن را بهعنوان مبنایی برای گسترش دامنه عملیات مورد استفاده قرار دهد.
در چنین سناریویی، تهران با یک دوگانه دشوار مواجه میشود. عدم واکنش میتواند به تضعیف موقعیت حزبالله و از دست رفتن بخشی از زیرساختهای آن در جنوب لبنان منجر شود؛ واکنش مستقیم نیز خطر تبدیل یک درگیری محدود به رویارویی با اسرائیل و در مرحله بعد آمریکا را افزایش میدهد.
به همین دلیل، احتیاط ایران در ورود مستقیم به درگیری را میتوان بخشی از محاسبه تهران برای جلوگیری از افتادن در چرخهای دانست که پایان آن مشخص نیست.
نقش آمریکا؛ پشتیبانی یا ورود مستقیم؟
یکی از مهمترین پرسشها این است که در صورت تشدید درگیری، نقش آمریکا تا کجا ادامه خواهد داشت.
بر اساس تحلیل مطرحشده در گزارش، واشنگتن تاکنون بیشتر در سطح پشتیبانی اطلاعاتی، شناسایی و تأمین ظرفیتهای نظامی از اسرائیل حمایت کرده است. اما اگر ایران بهطور مستقیم وارد درگیری شود، شرایط میتواند تغییر کند.
در این حالت، اسرائیل میتواند واکنش ایران را بهعنوان تهدیدی علیه نیروها و منافع آمریکا در منطقه معرفی کند و زمینه را برای افزایش حضور نظامی واشنگتن فراهم آورد.
این همان نقطهای است که یک عملیات محدود در جنوب لبنان میتواند به بحرانی منطقهای تبدیل شود؛ زیرا ورود هر بازیگر جدید، دامنه واکنشهای متقابل را افزایش خواهد داد.
جنگ زیرزمینی به جای حمله زمینی گسترده
گزارش ارم نیوز همچنین مدعی است اسرائیل برای مقابله با زیرساختهای زیرزمینی در علی الطاهر، بیش از گذشته بر فناوریهای نظامی و اطلاعاتی تکیه کرده است.
بر اساس این روایت، استفاده از تجهیزات رباتیک و ابزارهای ویژه برای مقابله با شبکه تونلها، بخشی از تلاش اسرائیل برای کاهش تلفات نیروهایش است.
این رویکرد نشان میدهد تلآویو الزاما به دنبال ورود زمینی گسترده نیست و میتواند با محاصره، حملات هوایی و عملیات فناورانه، به دنبال فرسایش تدریجی توان نظامی حزبالله باشد.
از نگاه راهبردی، چنین روشی برای اسرائیل کمهزینهتر از آغاز یک عملیات زمینی گسترده است و در عین حال احتمال تبدیل سریع درگیری به جنگ مستقیم با ایران را کاهش میدهد.
سه مسیر پیش روی منطقه
بر مبنای سناریوهای مطرحشده در این گزارش، آینده علی الطاهر را میتوان در سه مسیر تصور کرد.
مسیر نخست، ادامه فشار نظامی اسرائیل بدون ورود مستقیم ایران است. در این وضعیت، تلآویو تلاش میکند زیرساختهای حزبالله را هدف قرار دهد و همزمان از باز شدن جبههای مستقیم با تهران جلوگیری کند.
مسیر دوم، واکنش مستقیم ایران است. در این حالت، احتمال ورود آمریکا افزایش مییابد و درگیری میتواند از جنوب لبنان به زیرساختهای حیاتی و اقتصادی ایران کشیده شود.
مسیر سوم، شکلگیری یک توافق سیاسی با میانجیگری آمریکا و اروپا است؛ توافقی که میتواند با عقبنشینی متقابل و واگذاری کنترل منطقه به ارتش لبنان همراه باشد. با توجه به اختلافات بر سر سلاح حزبالله و شروط اسرائیل، تحقق چنین سناریویی دشوارتر به نظر میرسد.
مسئله اصلی فقط یک تپه نیست
در نهایت، اهمیت علی الطاهر را نباید صرفا در ارزش جغرافیایی یا نظامی آن خلاصه کرد. این ارتفاعات اکنون در نقطهای قرار گرفته که چند محاسبه راهبردی با یکدیگر تلاقی میکنند: تلاش اسرائیل برای تضعیف حزبالله، ملاحظات ایران برای حفظ شبکه متحدان منطقهای، محاسبات آمریکا برای جلوگیری از گسترش جنگ و نگرانی کشورهای منطقه از سرایت درگیری.
از همین رو، سؤال اصلی این نیست که چه کسی کنترل یک ارتفاع در جنوب لبنان را در اختیار خواهد داشت؛ بلکه این است که آیا فشار نظامی در علی الطاهر میتواند زنجیرهای از واکنشها ایجاد کند که در نهایت ایران و آمریکا را وارد یک رویارویی مستقیم کند یا نه.
اگر تهران از ورود مستقیم خودداری کند، احتمالا اسرائیل تلاش خواهد کرد عملیات را در چارچوب درگیری با حزبالله نگه دارد. اما هرگونه حمله به نیروهای ایرانی، واکنش مستقیم تهران یا گسترش عملیات به دیگر جبههها میتواند معادله را تغییر دهد.
در این صورت، «علی الطاهر» از یک نقطه نظامی در جنوب لبنان به یکی از نخستین حلقههای زنجیرهای تبدیل خواهد شد که میتواند خاورمیانه را از مرحله جنگهای نیابتی به سمت رویارویی مستقیم قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای سوق دهد. انتهای پیام/