به گزارش گروه رسانهای شرق،
امیررضا انگجی: بررسی اندیشههای جان مینارد کینز، درمورد اقتصاد و جنگ، نشان میدهد که او برخلاف بسیاری از تحلیلگران سیاسی همعصر خود، ریشه اساسی منازعات بینالمللی را نه در تناقضهای درونی سرمایهداری یا تفاوتهای ایدئولوژیک، بلکه در گسلهای پنهان و آشکار ساختار اقتصاد جهانی جستوجو میکرد. کینز که از دوران جوانی رویکردی عمیقا صلحطلبانه داشت و حتی در دوران جنگ جهانی اول به عنوان معترض به خدمت سربازی قد علم کرد، در طول حیات فکری خود چارچوبی منسجم را برای تبیین رابطه علّی میان ناترازیهای اقتصادی و شعلهورشدن جنگها توسعه داد. او بر این باور بود که صلح پایدار هرگز با امضای معاهدات حقوقی یا مرزبندیهای جدید نظامی حاصل نمیشود، بلکه فقط با ازمیانبرداشتن ریشههای اقتصادی فقر، توزیع ناعادلانه ثروت، فشار جمعیت و رقابت تهاجمی بر سر تسخیر بازارهای جهانی میتوان به دنیای عاری از جنگ دست یافت.
از پیامدهای اقتصادی صلح تا نظریه عمومی کینز …












