
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پیروز ارجمند: آشنایی من با ایرج به کودکی برمیگردد؛ به سالهایی که صدای او از رادیو و تلویزیون به خانههای ما میآمد. پیش از آنکه موسیقی را حرفهای دنبال کنم، پیش از آنکه با ساختار آواز ایرانی و مکاتب آوازی آشنا شوم، ایرج را با گوش کودکانهام میشناختم؛ با صدایی که هم شکوه داشت و هم صمیمیت. ترانههای ایرج فقط در رادیو نمیماندند. از رسانه بیرون میآمدند و وارد زندگی مردم میشدند. در محافل خوانده میشدند، بر سر زبانها میافتادند و نسل به نسل منتقل میشدند. این شاید یکی از مهمترین معیارهای ماندگاری یک خواننده باشد: اینکه صدایش از مرز اجرای رسمی عبور کند و به حافظه جمعی مردم راه پیدا کند. ترانههای پیرهنصورتی و ابروکمان را در جمعهای خانوادگی شنیدهایم. ایرج از آن خوانندگانی است که میان «آواز» و «ترانه» دیواری نکشید. او میتوانست از پیچیدگیهای آواز ایرانی عبور کند و در عین حال ترانهای را چنان ساده و روان بخواند که مردم با آن زندگی کنند. همین ویژگی است که جایگاه او را در تاریخ موسیقی ایران متفاوت میکند.
آواز ایرج، یادگار آواز مکتب اصفهان
ایرج را اگر فقط با ترانههای مشهورش بشناسیم، بخش مهمی از شخصیت هنری او را ندیدهایم. پشت آن صدای پرقدرت و پرطنین، آموزش و سنتی جدی از آواز ایرانی قرار دارد. او در خانوادهای اهل موسیقی در خالدآباد نطنز متولد شد و موسیقی را از کودکی، در فضای خانوادگی و تعزیه آموخت. بعدها در تهران به محضر ابوالحسن صبا راه یافت و از طریق صبا به رادیو معرفی شد. اما در شکلگیری شخصیت آوازی ایرج، پیوند او با مکتب اصفهان اهمیت ویژهای دارد. در آواز او میتوان ویژگیهایی را شنید که از سنت این مکتب میآیند: اهمیت شعر، وضوح بیان، قدرت تحریر، تسلط بر جملهبندی و مهمتر از همه، نوعی صلابت و استواری در ارائه آواز. ایرج شعر را فدای قدرت صدا نمیکرد. کلمات در آواز او شنیده میشدند و این نکته در آواز ایرانی بسیار مهم است. صدای بزرگ اگر نتواند شعر را به شنونده منتقل کند، در نهایت …






