از خودروساز ایرانی این انتظار وجود دارد که موتور کممصرف بسازد، هیبرید توسعه دهد، فناوریهای جدید را وارد کند و فاصله خود را با خودروسازان جهان کاهش دهد. البته که انتظار بدی نیست بلکه حتی یک مطالبه اصلی است. اما مشکل از جایی شروع میشود که این انتظار را از یک شرکت حودرویی وجود دارد اما نه درباره هزینه آن و نه درباره سیاستگذاری کلان حرفی به میان میآید.
طراحی، نمونهسازی، آزمون، کالیبراسیون، نرمافزار، تجهیزات آزمایشگاهی، قطعهسازی و تربیت نیروی متخصص، همه هزینه دارند. تازه بعد از همه اینها، محصول باید به تیراژ برسد تا سرمایهگذاری انجامشده امکان بازگشت پیدا کند.
خودروسازی که منابع کافی برای سرمایهگذاری بلندمدت ندارد
بنابراین پرسشی که مطرح میشود این است که خودروسازی که منابع کافی برای سرمایهگذاری بلندمدت ندارد، چگونه باید فناوری خود را ارتقاء دهد و موتور جدید بسازد؟ …









