قیمت طلا امروز




 روزنامه مردم سالاری / ۱۴۰۵/۰۵/۱۲

چرخه شوک نفتی و رکود تورمی در اقتصاد آمریکا - مردم سالاری آنلاین

قیمت نفت، در ظاهر، عددی بی روح بر تابلوی بورس های جهانی است. اما در دل یک درگیری ژئوپلیتیک، ...
 چرخه شوک نفتی و رکود تورمی در اقتصاد آمریکا - مردم سالاری آنلاین

قیمت نفت، در ظاهر، عددی بی‌روح بر تابلوی بورس‌های جهانی است. اما در دل یک درگیری ژئوپلیتیک، این عدد به سلاحی راهبردی و خاموش بدل می‌شود که می‌تواند از دروازه اقتصاد، استحکامات سیاسی یک ابرقدرت را فروریزد. تحلیل پیش‌رو این گزاره را با اتکا بر دو ستون نظری اقتصاد بین‌الملل و شواهد تاریخی بررسی می‌کند: افزایش قیمت نفت چگونه زنجیره‌ای از سازوکارهای پولی و تجاری را فعال می‌کند که سرانجام اقتصاد آمریکا را به کام «رکود تورمی» (Stagflation) می‌کشد؛ وضعیتی مرگبار که در آن، تورم بالا و رشد اقتصادی منفی، هم‌زمان به جان اقتصاد می‌افتند و با فعال‌سازی مکانیسم رأی‌دهی اقتصادی، موقعیت حزب جمهوری‌خواه را در انتخابات پیش رو به چالش می‌کشند.

اما این سازوکار چگونه از کنترل خارج می‌شود؟ پاسخ را باید در دو اهرم ویرانگر اقتصاد بین‌الملل جستجو کرد. نخستین اهرم، «سه‌گانه ناممکن» (The Impossible Trinity) است. این نظریه که خالق آن، رابرت ماندل، برای او نوبل اقتصاد را به ارمغان آورد، می‌گوید یک کشور نمی‌تواند هم‌زمان هر سه خواسته «نرخ ارز ثابت»، «ورود و خروج آزاد سرمایه» و «سیاست پولی مستقل برای کنترل نرخ بهره و تورم» را با هم داشته باشد. به بیان روشن، انتخاب تنها دو گزینه از این سه گزینه امکان‌پذیر است. حال تصور کنید در بحبوحه یک جنگ، فدرال رزرو آمریکا برای مهار تورمی که از گرانی نفت دامن می‌زند، نرخ بهره را افزایش می‌دهد. این اقدام، سرمایه‌های سرگردان جهانی را به سوی خود جذب می‌کند و ارزش دلار را تقویت می‌نماید. اینجا همان نقطه قربانی‌شدن استقلال سیاست پولی است. فدرال رزرو دیگر نمی‌تواند صرفا دغدغه رونق داخلی و اشتغال را داشته باشد، بلکه اسیر پیامدهای بین‌المللی تصمیم خود شده است. اهرم دوم، «اثر برون‌رانی»

 (Crowding-Out Effect) نام دارد. این مفهوم تبیین می‌کند که استقراض گسترده دولت یا نرخ‌های بهره بالا، چگونه بخش خصوصی مولد را از میدان بیرون می‌راند. یک نمونه گویا: وقتی نرخ سود بانکی از ۳٪ به ۷٪ جهش می‌کند، یک کارآفرین منطقی ترجیح می‌دهد به جای پذیرش ریسک ساخت یک کارخانه جدید و پرداخت اقساط سنگین وام، پول خود را با آسودگی خاطر در بانک بگذارد و سودِ مطمئنِ ۷٪ را دریافت کند. این همان «فرار سرمایه از تولید» است. ترکیب این دو مفهوم، تصویری روشن از آینده می‌سازد: شوک نفتی، صرفا یک تورم زودگذر نیست، بلکه با قفل‌کردن منابع مالی در بخش غیرمولد، موتور رشد اقتصادی را برای مدتی طولانی خاموش می‌کند.

مطالعه حاضر با بررسی اسناد و تحلیل تطبیقی نشان می‌دهد که شوک نفتی از طریق یک زنجیره شش‌مرحله‌ای، اقتصاد را به رکود پیوند می‌زند. این زنجیره مانند ردیفی از دومینو است که با افتادن اولین مهره، بقیه نیز بی‌امان فرو می‌ریزند. مرحله نخست، جهش قیمت نفت است. در میانه تنش، با تهدید تنگه هرمز یا حملات به زیرساخت‌ها، هزینه حمل و نقل، تولید و گرمایش در سراسر اقتصاد آمریکا همچون یک مالیات پنهان، بودجه خانواده‌ها و بنگاه‌ها را می‌بلعد. در گام دوم، برای مقابله با این تورم وارداتی، بازار و فدرال رزرو با سیاست‌های انقباضی، ارزش دلار را تقویت می‌کنند. دلار قوی، سپری موقت برای مهار تورم است، زیرا قیمت کالاهای وارداتی را برای آمریکایی‌ها نسبتا ارزان‌تر حفظ می‌کند. اما اینجاست که در مرحله سوم، همین سپر به شمشیری دولبه بدل می‌شود. دلار قوی، کالاهای صادراتی آمریکا را در جهان گران و فاقد تقاضای کافی می‌کند و هم‌زمان، کالاهای خارجی را برای مصرف‌کننده آمریکایی جذاب‌تر می‌سازد. نتیجه، کاهش صادرات و جهش واردات و در نهایت، شکافی عمیق در تراز تجاری است. مرحله چهارم رخ می‌نماید: برای تأمین مالی این کسری تجاری و جذب سرمایه‌های خارجی برای پرکردن شکاف ایجادشده، آمریکا ناچار است نرخ بهره را همچنان بالا نگه دارد. این همان اسارت کامل در چنگال «سه‌گانه ناممکن» است. در گام پنجم، با تثبیت نرخ‌های بهره بالا، «اثر برون‌رانی» فعال می‌شود. سرمایه‌گذاری در اوراق قرضه و سپرده‌های بانکی چنان جذاب می‌شود که سرمایه از شریان تولید و ساخت‌وساز خارج و به سوی بازارهای مالی سرازیر می‌شود. نهایتا در مرحله ششم و پایانی، کابوس «رکود تورمی» (Stagflation) پدیدار می‌شود. کاهش سرمایه‌گذاری مولد، رشد اقتصادی را متوقف و منفی می‌کند و به بیکاری دامن می‌زند، در حالی که تورم ناشی از انرژی بالا همچنان قدرت خرید مردم را نابود می‌کند. این ترکیب سمیِ رکود و تورم، بدترین سناریوی ممکن برای هر دولتی در آستانه انتخابات است.

این چرخه صرفا یک فرضیه نظری نیست، بلکه الگویی است که بارها در تاریخ معاصر تکرار شده است. در سال ۱۹۷۳، تحریم نفتی

اعراب قیمت نفت را چهار برابر کرد و تورم را در آمریکا به ۱۲٪ رساند. فدرال رزرو برای مهار آن، نرخ بهره را چنان افزایش داد که اقتصاد به رکود فرو رفت و جرالد فورد و سپس جیمی کارتر، قربانیان انتخاباتی آن بحران شدند. در سال ۱۹۹۰، هم‌زمان با حمله عراق به کویت و جهش قیمت نفت، اقتصاد آمریکا که در آستانه رکود بود به سرعت به رکود فرو رفت. جورج بوش پدر با وجود محبوبیت ناشی از پیروزی نظامی، طعم شکست در انتخابات ۱۹۹۲ را چشید. در سال‌های ۲۰۰۷ و ۲۰۰۸، جهش قیمت نفت تا مرز ۱۴۷ دلار، آتش تورم را شعله‌ور ساخت و به یکی از جرقه‌های اصلی بحران مالی بزرگ بدل شد. و در نهایت، در سال ۲۰۲۲، شوک انرژی ناشی از جنگ اوکراین، تورم آمریکا را به ۹.۱٪ رساند و فدرال رزرو را وادار به سریع‌ترین افزایش نرخ بهره در دهه‌های اخیر کرد. در تمام این موارد، یک دستورکار ثابت حکمفرما بود: افزایش قیمت نفت، افزایش نرخ بهره، رکود اقتصادی و سپس شکست در انتخابات.

براساس این تحلیل، سه مسیر برای گریز از این چرخه ویرانگر متصور است. نخست، پایان فوری درگیری‌ها و بازگشت به میز مذاکره است؛ چرا که تداوم تنش، قیمت نفت را در سطوح بالا حفظ کرده و موتور مولد رکود را دائم فعال نگه می‌دارد. دوم، تغییر پارادایم در فدرال رزرو است. تمرکز صرف بر مهار تورم از طریق افزایش نرخ بهره، خود تبدیل به عاملی برای عمیق‌ترشدن رکود می‌شود. سیاست‌گذار پولی باید با ابزارهای مبتکرانه‌تر و هدفمند، از بخش‌های مولد اقتصاد حمایت کند. سوم، تلاش برای قطع وابستگی به شریان نفتی خاورمیانه از طریق سرمایه‌گذاری کلان در انرژی‌های تجدیدپذیر، افزایش بهره‌وری و توسعه تولید داخلی است.

با این حال، در ورای این راهکارهای فنی، بُعدی سیاسی نهفته است که معادله را پیچیده‌تر می‌کند. گرچه بر اساس متمم بیست و دوم قانون اساسی، ترامپ دیگر امکان نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری را ندارد، تبعات اقتصادی این بحران، به‌احتمال قریب‌به‌یقین، دامن حزب جمهوری‌خواه را در انتخابات میاندوره‌ای ۲۰۲۶ و نیز رقابت ریاست جمهوری بعدی خواهد گرفت و کاخ سفید و کنگره را به دموکرات‌ها واگذار خواهد کرد. در چنین فضایی، رسالت افرادی چون جی. دی. ونس، به‌عنوان نامزد بالقوه آتی حزب، و کلیت جریان جمهوری‌خواه برای مجاب‌کردن ترامپ به تجدیدنظر در تصمیماتش سنگین‌تر می‌شود. بدیل پیشِ رو روشن و گریزناپذیر است: یا مهار بحران با ایران و قطع زنجیره شوم «نفت، نرخ، نکبت»، یا رویارویی با تورم لجام‌گسیخته، نارضایتی عمومی و شکست در دو انتخابات سرنوشت‌ساز پیش رو.

آنچه در پایان می‌توان گفت این است که در بطن یک بحران نظامی، قیمت نفت نه یک عدد اقتصادی، که ساعتی شمارش معکوس برای بقای سیاسی است. هر دلاری که به بهای نفت افزوده می‌شود، چرخه‌ای را فعال می‌کند که با تقویت دلار و کسری تجاری آغاز می‌شود، با افزایش نرخ بهره و فرار سرمایه از تولید ادامه می‌یابد و سرانجام به «رکود تورمی» (Stagflation) ختم می‌شود. ترامپ در دل این بحران، در یک بن‌بست هولناک گرفتار آمده است: او نه می‌تواند جنگ را تا انتها پیش ببرد، زیرا اقتصادش را به ورطه نابودی می‌کشاند؛ و نه توان عقب‌نشینی دارد، زیرا هژمونی آمریکا را مخدوش می‌سازد. در این میان، قیمت نفت، بی‌طرف و بی‌رحم، مشغول ثبت لحظه‌ای است که شاید پایان این ماجراجویی باشد.

 

 



۵ ساعت قبل / سایت انتخاب

امارات با فشار دولت ترامپ معاملات اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورده، زیرا آمریکایی‌ها گفته‌اند این اقدامات تأثیری بیشتر بر تهران دارد تا محاصره دریایی/ قطع این معاملات آسان نیست، چون در بسیاری از موارد حتی نام ایران در تراکنش‌های مالی ظاهر نمی‌شود/ مقامات اماراتی نگران هستند که فشار عمیق‌تر اقتصادی، به اقتصاد کشور‌های خلیج فارس آسیب بزند

پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :

وال استریت ژورنال نوشت: امارات متحده عربی پس از هفته‌ها فشار دولت ترامپ، معاملات مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورد.

تلاش رئیس‌جمهور ترامپ برای تحت فشار قرار دادن ایران، تا حد زیادی به مهار یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی این کشور، یعنی دبی، بستگی خواهد داشت.

امارات متحده عربی شامگاه سه‌شنبه اعلام کرد که معاملات مالی و اقتصادی با ایران را به حالت تعلیق درآورده است؛ اقدامی که می‌تواند دسترسی تهران به یکی از منابع اصلی واردات و همچنین یک مسیر مالی پشتیبان برای ارتباط با جهان را تهدید کند.

این اقدام پس از هفته‌ها فشار و رایزنی دولت ترامپ با امارات برای اقدام علیه شبکه‌های مالی ایران در این کشور صورت گرفت. به گفته افرادی که از این موضوع اطلاع دارند، مقام‌های آمریکایی به مقام‌های اماراتی گفته‌اند که هدف قرار دادن جریان‌های مالی مرتبط با ایران می‌تواند تأثیری بیشتر بر تهران داشته باشد تا محاصره دریایی بنادر ایران.

آمریکا همچنین در جریان جنگ از امارات خواسته است اقدامات سختگیرانه‌تری علیه نهادهای ایرانیِ تحریم‌شده انجام دهد.

ترامپ شامگاه چهارشنبه در شبکه‌های اجتماعی گفت: «امروز همچنین اعلام می‌کنم که هر کشوری که به مؤسسات مالی، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع شریان حیاتی در اختیار ایران قرار دهند، خود با پیامدهای اقتصادی عظیم مواجه خواهد شد. قاچاق نفت، خطوط مبادله، انتقال نقدینگی، صرافی‌ها، ثبت کشتی‌ها، شرکت‌های پوششی—همه این‌ها باید همین حالا متوقف شوند. خودتان می‌دانید چه کسانی هستید.»

رئیس‌جمهور مشخص نکرد منظورش کدام کشورهاست، اما گفت می‌خواهد همه متحدان آمریکا در کنار او بایستند.

اگر این اقدام به‌طور گسترده اجرا شود، می‌تواند دسترسی تهران به ارز خارجی و شبکه‌های تجارت جهانی را به میزان قابل‌توجهی محدود کند. دولت ترامپ امیدوار است چنین فشاری، ایران را برای رسیدن به یک توافق تحت فشار بیشتری قرار دهد.

اما قطع این ارتباطات آسان نخواهد بود. بخش قابل‌توجهی از این فعالیت‌ها عمداً پنهان می‌شود. دستورهای تحریمی آمریکا در سال‌های اخیر نشان می‌دهند که درآمدهای نفتی، معاملات ارز خارجی و پرداخت‌های مربوط به نهادهای ایرانی، مدت‌هاست از طریق شرکت‌های صوری و صرافی‌های مستقر در دبی جابه‌جا می‌شوند؛ در بسیاری از موارد حتی نام ایران در تراکنش‌ها ظاهر نمی‌شود.

قطع ارتباط ایران همچنین مستلزم آن خواهد بود که مقام‌های اماراتی اقدامات بسیار شدیدتری علیه فعالیت‌های مالی و تجاری مبهم و غیرشفاف اعمال کنند؛ اقدامی که می‌تواند به نقش دبی به‌عنوان یک مرکز جهانی آزاد و منعطف برای تجارت، سرمایه و صادرات مجدد آسیب بزند.

مکس مِیزلیش، مقام پیشین تحریم‌های آمریکا که اکنون پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسی‌هاست، گفت: «وقتی به دور زدن تحریم‌های ایران و توانایی این کشور برای کسب درآمد از فروش بدون مجوز نفت نگاه می‌کنید، دبی یک مرکز عمده برای جریان‌های مالی است. اقدام امارات علیه تجارت مستقیم و فعالیت‌های مالی مهم است، اما واقعیت این است که بخش بزرگی از فعالیت‌های غیرمستقیم از طریق بانک‌های دبی جریان پیدا می‌کند و از بانکداری سایه و عملیات تأمین مالی ایران پشتیبانی می‌کند.»

اقدام امارات پس از هفته‌ها افزایش تنش صورت گرفت؛ از جمله آنچه مقام‌های اماراتی می‌گویند حملات ایران به هفت کشتی این کشور تنها در همین ماه بوده است.

روز سه‌شنبه، ایران دو موشک بالستیک به سمت امارات شلیک کرد که سامانه‌های پدافند هوایی این کشور را فعال کرد. وزارت دفاع امارات اعلام کرد این موشک‌ها کشتی‌های در حال تردد دریایی را هدف گرفته بودند و در دریا سقوط کردند.

مقام‌های اماراتی اقدامات اخیر را بخشی از یک روند تشدید تدریجی می‌دانند، نه قطع کامل روابط با تهران. به گفته افراد مطلع، انتظار می‌رود امارات مرحله‌به‌مرحله پیش برود؛ ابتدا با اعمال محدودیت‌های جدید بر محموله‌های باری و سپس، در صورت ادامه حملات ایران، احتمالاً با گسترش اقدامات علیه نهادهای مرتبط با ایران.

این رویکرد نشان‌دهنده ترجیح امارات برای آزمودن تدریجی اقداماتی است که مؤثر واقع می‌شوند، در حالی که امکان تغییر مسیر و تعدیل سیاست‌ها را برای خود حفظ می‌کند.

به گفته افراد مطلع، سیاست‌گذاران اماراتی نگران‌اند که راهبرد واشنگتن برای وارد کردن فشار اقتصادی عمیق‌تر بر ایران، به آن بخش از اقتصاد کشورهای خلیج فارس که به جای نفت به گردشگری و تجارت متکی است، آسیب بزند و در نهایت موجب واکنش نظامی بیشتر ایران شود.

مقام‌های اماراتی همچنین می‌خواهند برخی کانال‌های ارتباطی با تهران را باز نگه دارند تا اگر کارزار فشار دولت ترامپ شکست خورد، همچنان یک گزینه دیپلماتیک در اختیار داشته باشند.

امارات به درخواست برای اظهارنظر پاسخ نداد. یک مقام دولت آمریکا مدعی شد که تحریم‌ها و محاصره آمریکا اقتصاد ایران را فلج کرده‌اند و ترامپ ابزارهای بیشتری برای اعمال فشار در اختیار دارد.

در اوایل جنگ، امارات حمل‌ونقل مستقیم محموله‌های دریایی با ایران را متوقف کرد و اقدامات گسترده‌تری را علیه فعالیت‌های مرتبط با ایران در داخل کشور آغاز کرد؛ از جمله لغو ویزاها و تعطیل کردن مدارس و باشگاه‌ها.

اسکات بسنت، وزیر خزانه‌داری آمریکا، هفته گذشته اعلام کرد که واشنگتن در روزهای آینده محدودیت‌های جدیدی علیه اقتصاد ایران اعمال خواهد کرد؛ اقدامی که به گفته او همراه با محاصره دریایی بنادر ایران یک «ضربه یک-دو» خواهد بود.

برای تحت فشار قرار دادن بیشتر ایران، آمریکا به مشارکت امارات نیاز دارد.

امارات درست در آن سوی خلیج فارس قرار دارد و با همسایه بزرگ‌تر خود روابط تجاری، تاریخی و فرهنگی عمیقی دارد؛ هرچند دو دولت بارها با یکدیگر اختلاف داشته‌اند.

پیش از جنگ، امارات بزرگ‌ترین منبع واردات ایران، حتی بالاتر از چین، بود و در سال ۲۰۲۴ بیش از ۳۰ درصد از کل واردات ایران، به ارزش حدود ۲۱ میلیارد دلار، از امارات تأمین شد؛ بر اساس داده‌های سازمان تجارت جهانی.

امارات سال‌هاست به‌عنوان یک مرکز مالی مهم برای شرکت‌ها و افراد ایرانی که به دنبال دور زدن تحریم‌های غرب هستند، فعالیت کرده است؛ موضوعی که تحلیلگران پیگیر فعالیت‌های تهران و وزارت خزانه‌داری آمریکا نیز بر آن تأکید کرده‌اند.

به گفته آنها، شبکه دور زدن تحریم‌های ایران به تهران کمک کرده است به فروش نفت در خارج از کشور ادامه دهد.

بر اساس اطلاعات وزارت خزانه‌داری آمریکا و تحلیلگران پیگیر فعالیت‌های تهران، ایران در امارات شرکت‌های پوششی ایجاد کرده است تا پرداخت‌های نفتی را دریافت کنند، معاملات را تسویه کنند و منشأ واقعی پول را پنهان سازند.

در سال ۲۰۲۴، حدود ۹ میلیارد دلار که از طریق حساب‌های کارگزاری بانک‌های آمریکایی عبور کرده، ظاهراً با فعالیت‌های مالی مخفیانه ایران مرتبط بوده است. وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد شرکت‌های مستقر در امارات—که بیشتر آنها در دبی، یکی از هفت امارت این کشور قرار داشتند—۶۲ درصد از این وجوه را دریافت کرده‌اند.

ایران همچنین به ناوگان سایه‌ای متشکل از نفتکش‌های قدیمی متکی بوده است تا نفت خام تحریم‌شده را جابه‌جا کند و همزمان مسیر حرکت و ساختار مالکیت این کشتی‌ها را پنهان نگه دارد.

بر اساس اعلام وزارت خزانه‌داری آمریکا، بسیاری از نفتکش‌های مرتبط با تجارت سایه‌ای ایران متعلق به شرکت‌هایی هستند که در امارات مستقرند یا توسط شرکت‌های مستقر در این کشور مدیریت می‌شوند.

امارات پیش‌تر اعلام کرده بود که به تحریم‌ها پایبند است و تعهدی جدی برای حفاظت از سلامت و یکپارچگی نظام مالی جهانی دارد.

با وجود اقدامات جدیدی که امارات اعلام کرده است، تحلیلگران می‌گویند مقابله با این شبکه موازی تأمین مالی همچنان چالش‌برانگیز خواهد بود.

اریک آلتر، رئیس دانشکده دیپلماتیک انور قرقاش در ابوظبی، یکی دیگر از امارت‌های این کشور، گفت: «این کار شدنی است، اما محدودیت‌هایی دارد.»

او افزود که دولت می‌تواند فعالیت رسمی بانک‌ها و تردد عمده در بنادر را متوقف کند، اما «نمی‌تواند تک‌تک شرکای محلی، هر منطقه آزاد تجاری یا حرکت هر شناور کوچک در میان هفت امارت را که هرکدام فرهنگ تجاری متفاوتی دارند، کنترل کند.»


۵ دقیقه قبل / روزنامه ستاره صبح

بیانیه وزارت امور خارجه درباره تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران

وزارت امور خارجه درباره تحریم‌های اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران بیانیه صادر کرد.

متن این بیانیه به شرح زیر است:

هیئت حاکمه آمریکا همزمان با سالروز کودتای ننگین ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، مدعی اعمال تحریم‌های گسترده اقتصادی و تجاری علیه ملت ایران شد. این اقدام نه فقط نشانه دیگری از تداوم ۷۳ سال عناد و دشمنی سیاست‌گذاران آمریکایی با مردم ایران است، بلکه اثبات‌کننده ماهیت ضدبشری، قانون‌شکن و استکباری هیئت حاکمه آمریکاست.

بدون تردید تحریم‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران که حقوق بنیادین انسانی تک‌تک شهروندان ایرانی را هدف قرار داده است، مصداق «تروریسم اقتصادی» و «جنایت علیه بشریت» است و عاملان این تحریم‌ها به دلیل ارتکاب چنین جنایات شنیعی مستوجب محاکمه و مجازات هستند.

این تحریم‌ها که متعاقب جنگ تحمیلی ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی ـ آمریکایی علیه ایران و ناکامی در پیشبرد اهداف راهبردی آنها برای وادار کردن ملت ایران به تسلیم در برابر زیاده‌خواهی و ضدبشری صورت می‌گیرد، صرفاً سیاهه جنایات آمریکا علیه ایران را طولانی‌تر می‌کند اما بدون تردید کوچک‌ترین اثری در عزم ایرانیان برای صیانت از استقلال، عزت و حاکمیت ملی ایران نخواهد داشت.

تحریم و فشار اقتصادی روی دیگر سکه جنگ و تجاوز نظامی است و آمریکا با این اقدام، همزمان با قرار دادن صلح و امنیت جهانی در معرض تهدید، تمدن انسانی را در مسیر انحطاط اخلاقی قرار داده است. بر این اساس هر دولتی که به اصول منشور ملل متحد احترام دارد، باید نسبت به استمرار قانون‌شکنی و ستیزه‌جویی آشکار آمریکا در قبال هنجارهای بنیادین بین‌المللی بی‌تفاوت نباشد.

اقدام آمریکا در اعلام تحریم‌های جدید، در عین اعتراف صریح به ارتکاب جنایت علیه بشریت تلقی می‌شود؛ اقدامی که پیشاپیش آزموده شده و شکست خورده است و آزمون مجدد آن قطعاً نتیجه‌ای جز تکرار ناکامی‌های گذشته و رسوایی طراحان و عاملان این سیاست نخواهد داشت.

وزارت امور خارجه ضمن محکوم کردن شدید اقدام آمریکا در تشدید تحریم‌های غیرقانونی و ضدبشری علیه ملت ایران تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی ایران در دفاع از امنیت و منافع ملی خود و مقابله با هجمه‌ها و فشارهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و روانی آمریکا ثابت‌قدم و مصمم است.

جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توانمندی‌های بومی و در نظر داشتن تجارب ۷ دهه مقاومت همه‌جانبه در برابر سیاست فشار، مداخله، تجاوز نظامی و تروریسم دولتی آمریکا علیه ایران، از همه ابزارها و ظرفیت‌ها برای دفع شرارت دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی و صیانت از منافع ملی ایران بهره خواهد گرفت.


۳ ساعت قبل / سایت خبرفوری

امارات؛ حلقه کلیدی فشار تازه آمریکا بر ایران

محدود کردن مبادلات مالی و تجاری با تهران، تشدید کنترل بر شبکه‌های مستقر در دبی و برخورد با مسیرهای دور زدن تحریم‌ها می‌تواند یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی ایران را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند ابوظبی همچنان می‌کوشد این فشار را به‌صورت تدریجی اعمال کرده و کانال‌های سیاسی با تهران را کاملا نبندد.

برای افزایش فشار بر ایران، آمریکا به همراهی امارات نیاز دارد. امارات در آن سوی خلیج فارس قرار دارد و با وجود اختلافات مکرر میان دو دولت، پیوندهای عمیق تجاری، تاریخی و فرهنگی با همسایه بزرگ‌تر خود، ایران، دارد.




 بن‌بست تهران | نیویورکر می‌گوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است
۱۲ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

بن‌بست تهران | نیویورکر می‌گوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است

ایشان تارور، ستون‌نویس مجله نیویورکر، در یادداشتی تحلیلی می‌گوید شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نه‌تنها اهداف اصلی واشنگتن محقق نشده، بلکه ایران با حفظ ساختار سیاسی، کنترل تنگه هرمز و تداوم توان موشکی و پهپادی، دست بالاتری در چانه‌زنی پیدا کرده است. به نوشته او، جنگی که قرار بود توان جمهوری اسلامی را در هم بشکند، به فرسایش ذخایر نظامی آمریکا، فشار بر متحدان منطقه‌ای و کاهش اعتبار واشنگتن منجر شده است.

 امارات؛ حلقه کلیدی فشار تازه آمریکا بر ایران
۴ ساعت قبل / سایت جماران

امارات؛ حلقه کلیدی فشار تازه آمریکا بر ایران

در حالی که دولت دونالد ترامپ از آغاز مرحله‌ای کم‌سابقه از فشار اقتصادی علیه ایران سخن می‌گوید، امارات متحده عربی به یکی از مهم‌ترین بازیگران این راهبرد تبدیل شده است. محدود کردن مبادلات مالی و تجاری با تهران، تشدید کنترل بر شبکه‌های مستقر در دبی و برخورد با مسیرهای دور زدن تحریم‌ها می‌تواند یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی ایران را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند ابوظبی همچنان می‌کوشد این فشار را به‌صورت تدریجی اعمال کرده و کانال‌های سیاسی با تهران را کاملاً نبندد.

 نامیرا | آخرین تقریظ در شبستان مصلی - تسنیم
۱۰ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

نامیرا | آخرین تقریظ در شبستان مصلی - تسنیم

سال‌های سال همین راهروها میزبان مهمانی ویژه بودند، مهمانی کتاب خوان.

 انتقاد یک فعال سیاسی از تصمیم اخیر مجلس: نه صلاحیت دارید نه تخصص!
۴۹ دقیقه قبل / سایت اکوایران

انتقاد یک فعال سیاسی از تصمیم اخیر مجلس: نه صلاحیت دارید نه تخصص!

فعال سیاسی اصولگرا گفت: اساسا مساله نفوذ، مقوله‌ای نیست که با رویکردهای تقنینی شتاب‌زده در مجلس قابل حل باشد.

 جنگ ایران و پایان خاورمیانه آمریکایی به روایت «فارن افرز» | این آخرین فرصت تغییر است؟ | نتیجه معکوس تضمین‌های امنیتی
۶ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

جنگ ایران و پایان خاورمیانه آمریکایی به روایت «فارن افرز» | این آخرین فرصت تغییر است؟ | نتیجه معکوس تضمین‌های امنیتی

اقتصادنیوز: واشنگتن هنوز در تصور خاورمیانه‌ای گرفتار است که خود بر آن سلطه دارد و حتی پس از شکست‌های پی‌درپی، تصور جایگزینی برای نظم موجود را دشوار می‌بیند. اما این نظم در حال پایان یافتن است. اگر رهبران آمریکا نتوانند مسیر خود را تغییر دهند، شاهد محو شدن خاورمیانه آمریکایی خواهند بود؛ درست همان‌ اتفاقی برای امپراتوری‌های اروپایی در منطقه رخ داد.

 از کودتای 28 مرداد تا جنگ 40 روزه؛ آرزوی 200ساله ایرانیان حالا محقق شد - تسنیم
۱۰ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

از کودتای 28 مرداد تا جنگ 40 روزه؛ آرزوی 200ساله ایرانیان حالا محقق شد - تسنیم

پرویز امینی: آرزوی تاریخی دویست‌ساله ایرانیان (در استقلال و امنیت)، در جنگ‌های 12روزه و 40روزه تحقق یافت.