
رفع ناترازیها؛ همین ترکیب ساده اما پر از چالش، از اولین روزها و حتی شاید پیش از آغاز رسمی فعالیت دولت چهاردهم، در کنار استراتژی وفاق، دستورکارهای اصلی دولت دکتر پزشکیان اعلام شدند.
در طول مسیر دو ساله دولت، بسیاری از اتفاقات باعث شد که رفع ناترازیها و البته وفاق، به نحو احسن انجام نشوند و منصفانه باید گفت که شرایط جنگی، هر برنامه و عملکردی را تحت تأثیر قرار میدهد و این شامل برنامهها و عملکردهای دولت دکتر پزشکیان هم میشود.
با این حال، قطعا کاستیهایی هم از طرف دولت وجود داشته که منجر به کاهش محسوس ناترازیها نشده و وفاق را به کلیدواژه سهمخواهی جریانهای سیاسی و البته عاملی برای فاصله گرفتن مردم از دولت تبدیل کرده است.
چیزهایی که در این دولت بر آنها برچسب ناترازی زده شده، همان دغدغهها و مشکلاتی هستند که شاید عمر برخی از آنها بیش از ۵۰ سال باشد. بهطور مثال، اگر نشریات دهه پنجاه شمسی و یا حتی دهه چهل مرور شوند، گاهی اوقات کارشناسان درباره چالش کمبود آب در تهران یا احتمال خشکسالی در دریاچه ارومیه و... در آن زمان هم هشدار میدادند. سایر چالشها و بحرانهایی هم که دولت در زمینه انرژی و با هدف تراز کردن صورتهای مالی خود، به آنها برچسب ناترازی زده، مواردی هستند که دهههاست همه درباره آنها صحبت میکنند.
در این بین، چند کارشناس خاص و محدود با برندسازی به این وسیله دوباره در فضاهای تخصصی ظاهر شده و خود را در کارگروههای دولتی جای داده و هر بار با یک ترفند و بستهبندی جدید به دنبال حضور در ساختار سیاستگذاری هستند که از قضا این بار با کلیدواژه ناترازی، این کار را دوباره انجام دادهاند. متاسفانه دولتمردان ارشد ما بدون توجه به کارنامه قبلی افراد و اینکه تاکنون چه دستاورد و حتی ایدههایی داشتهاند، در یک دور باطل، آنها را دوباره به کار دعوت کرده و همان لوپ همیشگی تشکیل شده است.
میزان مصرف، تناسب ورودی و خروجی، منافع بنگاههای بزرگ و... همه مجهولات معادله رفع ناترازی هستند که البته این …











