
اعتراض کسبوکارها به مالیاتستانی تورمی؛ وقتی سود واقعی در کار نیست ظاهرا در نگاه برخی سیاستگذاران، همین که یک کسبوکار هنوز تعطیل نشده، یعنی توان پرداخت مالیات دارد. همین که کرکره مغازه پایین نیامده، خط تولید کامل نخوابیده یا کارگاه کوچک هنوز با چند نیروی نصفهونیمه کار میکند، کافی است تا دولت سر برسد و سهم خود را مطالبه کند؛ بیآنکه بپرسد این بنگاه واقعا سود کرده یا فقط زیر بار تورم، عدد فروشش بزرگتر شده است.
به گزارش مردم سالاری آنلاین به نقل از سرویس اقتصادی تابناک ؛ اصل سادهای در مالیاتستانی وجود دارد که نباید در پیچوخم بخشنامهها گم شود: مالیات باید از سود گرفته شود، نه از گردش پولی که به واسطه تورم باد کرده است. اما پرسش جدی این است که آیا امروز چنین منطقی در عمل رعایت میشود؟ یا سازمان امور مالیاتی با نگاه به درآمد اسمی سال گذشته، برای کسبوکاری نسخه مالیاتی میپیچد که شاید همان سال را با کاهش قدرت خرید، افت حاشیه سود، تعدیل نیرو و بدهیهای سنگین پشت سر گذاشته باشد؟
در اقتصاد تورمی، رشد فروش همیشه خبر خوبی نیست. وقتی قیمت مواد اولیه بالا میرود، اجاره چند برابر میشود، هزینه حملونقل جهش میکند، حقوق و بیمه افزایش مییابد و سرمایه در گردش هر ماه کوچکتر میشود، طبیعی است که عدد فروش هم بالا برود. اما آیا این یعنی سود؟ اگر یک کاسب برای خرید همان موجودی قبلی باید چند برابر پول بیشتری بپردازد، اگر تولیدکننده برای جایگزینی مواد اولیه با کمبود نقدینگی مواجه است، اگر واحد صنفی برای پرداخت اجاره و حقوق ناچار به قرض گرفتن شده، کدام منطق اقتصادی این وضعیت را سودآوری مینامد؟ مالیات بر تورم یا مالیات بر سود؟
اینجاست که مالیاتستانی از درآمد اسمی، عملا به مالیاتستانی از تورم تبدیل میشود. یعنی دولت ابتدا با ناترازیها، کسری بودجه، بیثباتی و تورم، هزینه فعالیت اقتصادی را بالا میبرد؛ سپس …












