اما واقعیت این است که وقتی دخل و خرج دولت درست مدیریت نمیشود، افزایش درآمد فقط به معنای پر کردن بیشتر یک جیب سوراخ است.
اگر هزینههای غیرضروری، دستگاههای موازی، پروژههای کمبازده، رانت، فساد و اتلاف منابع کنترل نشوند، حتی افزایش درآمدهای نفتی و مالیاتی هم مشکل دولت را حل نخواهد کرد.
دولت قبل از آنکه به فکر درآمد جدید باشد، باید سراغ هزینههای موجود برود. باید روشن شود هر ریال از منابع عمومی کجا هزینه میشود، چه کسی تصمیم میگیرد و در مقابل این هزینه چه خروجی و منفعتی برای مردم ایجاد شده است.
سوال سادهای که دولت باید پاسخ دهد این است قبل از اینکه از مردم پول بیشتری بگیرید، گزارش کنید پولهای قبلی کجا رفته است؟
اقتصاد ایران فقط از کمبود منابع رنج نمیبرد؛ بخش مهمی از مشکل، بد مصرف کردن منابع موجود است. منابعی که میتوانند صرف تولید، اشتغال، زیرساخت و رفاه مردم شوند، در ساختارهای ناکارآمد و هزینههای غیرضروری هدر میروند.
اگر دولت هر سال برای جبران کسری بودجه دست در جیب مردم میکند، اما حاضر نیست دست در جیب هزینههای خودش ببرد، مسئله فقط کمبود درآمد نیست؛ مسئله ضعف حکمرانی مالی است. مالیات بیشتر، بنزین گرانتر و فروش بیشتر داراییهای دولت، بدون اصلاح ساختار هزینهها، درمان نیست؛ تأمین مالی یک جیب سوراخ است.
بنابراین اصلاح اقتصادی را نباید همیشه از جیب مردم شروع کرد. اول جیب دولت را بدوزید، بعد درباره درآمد بیشتر صحبت کنید.
مسئله فقط این نیست که دولت چقدر درآمد دارد؛ مسئله این است که چرا هرچقدر درآمد دارد، باز هم کم میآورد؟









