
سهشنبه، سوم شهریور ۱۴۰۵، رئیسجمهور، وزیر ورزش و جوانان و معاون امور جوانان در نشستی صمیمانه با گروهی از نوجوانان و جوانان حضور داشتند؛ نوجوانان و جوانانی از گروههای مختلف از سراسر کشور، با تجربهها، مسیرهایزندگی و دغدغههای گوناگون. هر کدام از آنها از زاویهای متفاوت به آینده نگاه میکردند و مسائل و مطالباتی داشتند که شاید در ظاهر با یکدیگر متفاوت بود، اما در عمق، اشتراکات فراوانیداشت.
شاید فصل مشترک همه آنچه در این نشست گفته شد، «تلاش برای گشودن مسیری به سمت آیندهای بهتر» بود؛ تلاشی براییافتن راهی که در آن استعدادها دیده شوند، توانمندیها به کار گرفته شوند و جوانان بتوانند نقش خود را در ساختن آینده کشور پیدا کنند. پیدایی مفری برای جوان المپیادی که مدال المپیادرا پایان مسیر نمیداند، بلکه آن را آغاز راهی تازه میبیند؛جوانی که توانایی، دانش و انگیزه اثرگذاری دارد و میخواهدآموختههای خود را در خدمت حل مسائل کشور قرار دهد، اما مسیر پیش رو برایش شفاف نیست و نمیداند چگونهمیتواند از ظرفیت علمی و تخصصی خود برای ساختن ایراناستفاده کند. مفری برای قهرمان ورزشی که سالها برای رسیدنبه قله تلاش کرده، پرچم ایران را به اهتزاز درآورده و افتخار آفریده است، اما دغدغه زندگی در دنیای پس از قهرمانی را دارد؛ اینکه پس از پایان دوران قهرمانی، چگونه مسیر تازهایبرای زندگی حرفهای و اجتماعی خود پیدا کند، چگونه تجربه و اعتبار سالهای ورزش قهرمانی را به سرمایهای برای آیندهتبدیل کند و چگونه مطمئن باشد که جامعه او را پس از کنار گذاشتن لباس قهرمانی فراموش نخواهد کرد. مفری برای جوانیکه در عین جوانی، بزرگ فکر میکند و دغدغه مدرسهسازی دارد؛ …












