
چرا با «دعوت برای براندازی دولت مستقر» برخورد نمی شود؟ گسلهای پنهان، مطامع بیگانگان
هزینههای سنگین عادیسازی تخریب ارکان نظام بر امنیت ملی
سخنان اخیر باقر خرازی درباره دولت، مسئولان نظام و حتی ساختارهای مرتبط با رهبری، فراتر از یک اظهارنظر شخصی قابل ارزیابی است. در جامعهای که اعتماد عمومی مهمترین سرمایه حکمرانی است، مسئله این است که چرا برخی سخنان با هزینه اجتماعی و امنیتی بالا بیان میشوند اما در برابر آنها واکنشی متناسب دیده نمیشود.
هر فردی حق دارد دیدگاه خود را بیان کند و حتی سخنان تُند و انتقادی نیز تا زمانی که در چارچوب قانون باشد، بخشی از پویایی سیاسی و رقابت طبیعی دیدگاهها در جامعه است. اما عبور از مرز نقد به دعوت برای براندازی دولت مستقر، تخریب ارکان نظام یا ایجاد این تصور که کشور در مسیر فروپاشی مدیریتی قرار دارد، مسئلهای متفاوت است که نیازمند واکنشی مسئولانه و سنجیده است.
وقتی سخنی از یک تریبون عمومی بیان میشود و دامنه اثرگذاری آن اعتماد اجتماعی، انسجام ملی و تصویر عمومی از ساختار حکمرانی را تحت تأثیر قرار میدهد، ارزیابی آن دیگر نمیتواند صرفاً به شخصیت گوینده یا نیت احتمالی او محدود بماند. در عرصه سیاست، پیامد یک سخن گاه از نیت گوینده مهمتر است، چرا که یک عبارت میتواند در افکار عمومی، فضای سیاسی و حتی در محاسبات کنشگران داخلی و خارجی، معنایی فراتر از قصد اولیه صاحب سخن پیدا کند.
از این منظر، مسئله اصلی در سخنان اخیر، جایگاه شخصی گوینده و میزان اعتبار سیاسی او نیست، بلکه کارکرد اجتماعی و سیاسی این سخنان است. باید پرسید این سخنان چه تصویری از وضعیت کشور ارائه میکند، چه برداشتی در جامعه ایجاد میکند و چه کسانی از بازتاب آن سود میبرند. سخنی که در آن مطالبی به رهبر انقلاب نسبت داده شده و دفتر ایشان ناچار به تکذیب آن شده است، طبیعتاً نیازمند بررسی دقیق و مسئولانه است، چون میتواند به اعتماد عمومی نسبت به نهادهای اصلی کشور آسیب وارد کند.
سرمایه هر نظام سیاسی، بیش از هر چیز، اعتماد …








