
وقتی دانش در دانشگاه متوقف میشود/ چرا علم به ثروت تبدیل نمیشود؟ (پژوهشگر حوزه حکمرانی و مدرس دانشگاه)
- یکی از پرسشهای مهم توسعه در ایران این است: چرا با وجود دانشگاهها، پژوهشگران و ظرفیت علمی قابل توجه، دانش هنوز نتوانسته است به اندازه ظرفیت خود به فناوری، بهرهوری، ثروت و رفاه عمومی تبدیل شود؟
شاید پاسخ را نباید در کمبود دانش جستوجو کرد؛ بلکه باید پرسید دانش در کجای مسیر خود متوقف میشود؟
این پرسش برای من ابتدا از یک تجربه شخصی آغاز شد و بعدها به مسئلهای در حوزه حکمرانی علم تبدیل شد.
سالها پیش، پس از ثبت بینالمللی یکی از یافتههای پژوهشیام و دریافت دعوت از دانشگاه ملبورن برای تعریف یک پروژه پژوهشی، تصمیم گرفتم در ایران بمانم و ظرفیت علمی خود را در خدمت حل مسائل کشور قرار دهم. به مجموعهای از وزارتخانهها، سازمانها و نهادهای پژوهشی مراجعه کردم؛ نه برای یافتن یک جایگاه اداری، بلکه برای یافتن یک مسئله؛ مسئلهای واقعی که بتوان آن را به زبان پژوهش ترجمه کرد.
آنچه در این مسیر بیش از هر چیز با آن مواجه شدم، نبود سازوکاری پایدار برای پیوند دادن نیازهای واقعی کشور با ظرفیت دانشگاه بود.
همان تجربه این پرسش را برایم ایجاد کرد: چرا میان دانش تولیدشده، مسئله واقعی و تصمیمگیری چنین فاصلهای وجود دارد؟
به گمانم، پاسخ را باید در کیفیت حکمرانی مسیر دانش از مسئله تا اثر جستوجو کرد.
دانش، زمانی ارزش میآفریند که در چرخه حرکت کند
دانش بهخودیخود ثروت تولید نمیکند. برای آنکه دانش به ارزش اقتصادی و عمومی تبدیل شود، باید در یک چرخه نهادی جریان پیدا کند؛ چرخهای که از شناسایی مسئله آغاز شود، به پژوهش و تحقیق و توسعه برسد، از نوآوری و تجاریسازی عبور کند و در نهایت به بازار، بهرهوری، رفاه و توسعه منتهی شود.
میتوان این فرایند را «چرخه نهادی تبدیل دانش به ارزش عمومی» نامید.
در این چرخه، دانشگاه، صنعت، دولت و جامعه بازیگرانی جدا از یکدیگر نیستند؛ بلکه هر کدام بخشی از یک فرایند مشترک را بر …












