
به دلایل ساختاری، ژئوپلیتیکی و عملیاتی که در ذیل به آنها اشاره خواهد شد، این پیمان بدون حضور ایران نمیتواند نظم منطقهای مطلوب را برای کشورهای هدف ایجاد کند. این پیمان که اخیرا میان عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین (و با حمایت ضمنی آمریکا و اسرائیل) در چارچوب رزمایشهای مشترک و هماهنگیهای دفاعی شکل گرفته، در واکنش به نگرانیهای امنیتی مشترک (نظیر تهدیدات موشکی و پهپادی) و همچنین در بستر روند عادیسازی روابط با اسرائیل (توافق آبراهام) طراحی شده است. هدف اعلامی آن، تقویت بازدارندگی جمعی در برابر «تهدیدات خارجی» است. سوالی که اینجا مطرح می شود این است که آیا این پیمان میتواند نظم منطقهای بدون ایران ایجاد کند؟
در پاسخ باید گفت خیر، به دلایل ساختاری، ژئوپلیتیکی و عملیاتی که در ذیل به آنها اشاره خواهند شد، این پیمان بدون حضور ایران نمیتواند نظم منطقهای مطلوب را برای کشورهای هدف ایجاد کند.
الف) نبود «عمق استراتژیک» بدون ایران
ایران بهعنوان یک بازیگر محوری در معادلات امنیتی خلیج فارس (با توجه به موقعیت تنگه هرمز، نفوذ در عراق، سوریه، لبنان و یمن) قابل حذف نیست. هرگونه نظم منطقهای که ایران را نادیده بگیرد، فاقد پایداری خواهد بود.
تجربه تاریخی (جنگ ۸ ساله، بحرانهای نفتی، و تحولات ۲۰۱۱ به بعد) نشان میدهد که امنیت منطقه بدون گفتگو با ایران، شکننده و موقتی است.
ب) ناهمگونی درونی ائتلاف
اختلافات داخلی میان اعضا: امارات و عربستان در موضوعاتی مانند سیاست نفتی (اوپک)، نحوه مواجهه با اخوانالمسلمین، و رویکرد به یمن اختلافنظر دارند.
وابستگی شدید به آمریکا: این پیمان بدون چتر نظامی آمریکا (پایگاهها، ناوگان پنجم، سامانههای پدافندی) عملا فاقد بازدارندگی واقعی است. اما سیاستهای متغیر آمریکا (نظیر خروج از افغانستان یا کاهش تعهدات) اعتبار این …











