
گره کور «معیشت» و «امنیت»؛ آیا ایران در آستانه موج تازه اعتراضات است؟ گزارشها و موضعگیریهای اخیر مقامات ارشد کشور، بیش از هر زمان دیگری از یک ناترازی عمیق ساختاری پرده برمیدارد. تحلیل اعداد و ارقام اعلامشده درباره صادرات نفت و افت درآمدهای ارزی در کنار تنشهای فزاینده منطقهای، نشان میدهد که سفره مردم و پایداری اقتصادی کشور به نقطه حساس و تعیینکنندهای رسیده است. در چنین شرایطی، دو رویکرد کاملاً متفاوت در بدنه حکمرانی و فضای سیاسی در برابر یکدیگر صفآرایی کردهاند. رویکردی که بر مبنای واقعگرایی اقتصادی خواهان پایان دادن به تنشهاست، و در مقابل، جریانی که همچنان بر شیپور مواجهه پرهزینه میکوبد.
سقوط درآمدها و خطر ناآرامیهای دوباره
اظهارات اخیر عبدالناصر همتی درباره افت محسوس عواید نفتی و تنگناهای شدید در جابهجایی منابع ارزی، تنها یک آمار ساده نیست؛ بلکه هشدار شلیک یک بحران عمیق در شریان حیاتی اقتصاد است. وقتی درآمدهای نفتی زیر ضربات سنگین تحریمها و اختلال در زنجیره فروش کاهش مییابد، نخستین ترکشهای آن مستقیم به بازار ارز، نرخ تورم و سفره طبقات ضعیف و متوسط اصابت میکند.
این همان نقطهای است که محمدباقر قالیباف نیز با صراحتی کمنظیر به آن اشاره کرده است. هشدار او درباره احتمال شکلگیری اعتراضات و پیوند ناگسستنی میان «تولید و معیشت» با «امنیت ملی»، نشان میدهد که آستانه تحمل اجتماعی به شدت کاهش یافته است. پیام این تحلیل روشن است؛ بحران اقتصادی دیگر صرفاً یک مسئله رفاهی نیست، بلکه پتانسیل تبدیل شدن به یک چالش جدی امنیتی و اجتماعی را دارد.
دیپلماسی و صلحطلبی؛ راهبرد هوشمندانه برای مهار بحران
در پاسخ به این شرایط خطیر، مسعود پزشکیان با پشتیبانی بخشی از بدنه عقلانی حاکمیت، شجاعانه بر ضرورت پایان دادن به جنگ و تنشزدایی تأکید کرده است. تأکید دولت بر دیپلماسی و صلح، نه از سر تسلیم، بلکه متکی بر درک درست از محاسبات «هزینه-فایده» در حکمرانی است.
عقلانیت سیاسی …












