اگر کاهش تورم نتیجه ثبات اقتصاد، رشد تولید، افزایش سرمایهگذاری و تقویت قدرت خرید مردم باشد، میتوان آن را موفقیتی برای سیاستگذار دانست. اما اگر بخش قابل توجهی از آن ناشی از رکود، افت تقاضا و کاهش توان خرید خانوارها باشد، نسبت دادن این دستاورد بهطور کامل به عملکرد بانک مرکزی، محل پرسش و بحث است.
واقعیت این است که در شرایط رکودی، کاهش تقاضا بهطور طبیعی از شتاب افزایش قیمتها میکاهد. این پدیده در علم اقتصاد شناختهشده است و به همین دلیل، صرف کاهش نرخ تورم، بهتنهایی برای قضاوت درباره موفقیت سیاستهای اقتصادی کافی نیست.
آقای همتی، مردم تنها به نمودار تورم نگاه نمیکنند؛ آنها به وضعیت زندگی خود نگاه میکنند. اگر تورم کاهش یافته، اما سرمایهگذاری همچنان ضعیف است، تولید با موانع جدی روبهروست و قدرت خرید خانوارها افزایش نیافته، این پرسش کاملا طبیعی است که چه میزان از کاهش تورم حاصل سیاستگذاری پولی بوده و چه میزان نتیجه رکود و افت تقاضا.
موفقیت واقعی زمانی رقم میخورد که مهار تورم با رونق تولید، افزایش سرمایهگذاری، رشد اشتغال و بهبود معیشت مردم همراه باشد. تا زمانی که سهم سیاستهای پولی و سهم رکود در کاهش تورم بهصورت مستند روشن نشود، نسبت دادن این دستاورد بهطور کامل به عملکرد بانک مرکزی، محل پرسش و بحث خواهد بود. اقتصاد را نمیتوان تنها با یک شاخص سنجید؛ همانگونه که کاهش تورم، اگر به بهای تضعیف رشد اقتصادی و کاهش رفاه مردم حاصل شده باشد، بهتنهایی نمیتواند معیار موفقیت باشد.









