این یادداشت قصد دارد صحبتهای دکتر پزشکیان را از نگاه یک جوان در چند مورد تحلیل و نقد کند؛ نقدی که شاید خوشایند عدهای نباشد ولی خوشبختانه با روحیه و مناعتطبعی که دکتر پزشکیان دارند، میتوان بیتعارف ولی مودبانه ایشان را نقد کرد.
۱- در بخشی از مصاحبه، دکتر پزشکیان از زمانی گفتند که بهعنوان رئیس دانشگاه، قصد ساخت چندین مرکز بهداشت را در مدت کوتاهی داشتند ولی اغلب مدیران این ایده را نشانه عدم آشنایی دکتر پزشکیان با اصول مدیریتی و این کار را نشدنی میدانستند؛ اما دکتر پزشکیان موفق شدند پروژه خود را به شیوهای خاص به ثمر برسانند.
اینکه شیوه اجرایی و حضور میدانی در اجرای موفق آن پروژه، یک ویژگی بسیار مثبت بوده، شایسته تقدیر است؛ ولی آیا در شرایط امروز، دولت کنترلی بر عملکرد مدیران خود و فرآیندی برای شناسایی مدیران شایسته و عملگرا و حتی مدیران خلاق و ایدهپرداز دارد؟
مدیرانی که نهتنها فقط با اختیار بیشتر بتوانند کارها را پیش ببرند، بلکه بهدور از کسب منفعتهای شخصی و جناحی، دستاوردی در حد برنامههای تعیینشده توسط خود دولت داشته باشند.
در شرایطی که متأسفانه وفاق ملی با شیوه غلط اجرایی، تبدیل به بستری برای سهمخواهی تمام جریانهای سیاسی شده، کشف و شناسایی مدیران کارآمد و البته مردمدار، کار سختی است که تاکنون هم اتفاق نیفتاده است.
۲- در بخش دیگری از گفتوگو، دکتر پزشکیان از تعامل و همکاری با اساتید دانشگاه، متخصصان، مؤسسات تحقیقاتی و... جهت برطرف کردن مشکلات، بهخصوص در زمینه رفع ناترازیها، سخن گفتند.
اینکه در فضای آکادمیک، امکان دستیابی به ایدهها و راهحلهای علمی راحتتر میسر میشود، واضح است؛ اما بسیاری از تحصیلکردگانی که در سیستم دانشگاهی و دولتی حضور ندارند، چگونه میتوانند ایدههای خود را در اختیار مسئولان قرار دهند؟
از طرفی، بسیاری از مقالات، پژوهشها و ایدههای موفق در فضای آکادمیک، حاصل کار و زحمت دانشجویان ولی به کام برخی اساتید است که طبق روال مرسوم، اگر قرار باشد دولت از کسی مشورت بخواهد و فردی را دعوت به کار کند، مستقیم به سراغ آن استاد میرود، نه دانشجو؛ و بدین شکل، روال ناکارآمد شخصمحوری بهجای ایدهمحوری در فضای پژوهشی و اجرایی کشور ادامه پیدا خواهد کرد.
۳- دکتر پزشکیان از این گفتند که ۴۸ سال است عدهای میگویند در شرایط فعلی، موقع انجام فلان کار نیست؛ پس کی موقع انجام کار است؟ این بخش از صحبتهای رئیسجمهور، درستترین و بهترین بخش از صحبتهای ایشان بود.
در کشور ما که همیشه در جنگ اقتصادی، نظامی، تحریم و... بوده و هست و عدهای قصد تخریب کشور در شرایط و زمینههای گوناگون را دارند، انفعال به بهانه شرایط حساس کنونی، به آفتی در سیستم اجرایی کشور تبدیل شده و البته شاید هم بهانهای برای عدم تغییر مدیران و روندهای مرسوم در سیستم اجرایی کشور باشد.
در شرایط فعلی که سختیهای زیادی پیش روی دولت و بیشتر از آن، بر دوش ملت قرار دارند، قوه مجریه میتواند با تغییر و تحول در جوانسازی سیستم مدیریتی کشور و استفاده از جوانان ایدهپرداز و عملگرا ( و البته بدون اصرار بر روند نامناسب گزینشها که مورد انتقاد شخص رئیسجمهور هم هست)، فرصت را برای اجرایی شدن برنامههای عقبافتاده و از همه مهمتر، عملیاتی شدن ایدهها و خلاقیتهای نوآورانه و کارآمد جوانان مهیا کند.
۴- و اما نقطه بسیار تاریک صحبتهای رئیسجمهور آنجایی بود که ایشان با لحنی خاص و البته ناشی از فرهنگ غلط پیرسالارانه مرسوم در کشور گفتند: «چند تا جوان مینشینند و درباره همهچیز نظر میدهند و...»
بنده شخصا نمیدانم منظور دکتر پزشکیان از آن چند جوان چه کسانی است ولی قابل حدس است که منظور ایشان برخی از اقلیت تندروی تریبوندار باشد. متأسفانه یکی از خصلتهای منفی که در عملکرد دولت به چشم میآید، همین نگاه از بالا به جوانان و نادیده انگاشتن علم، خلاقیت، عملگرایی و... آنان است. حتی اگر آن جوانان مورد نظر رئیسجمهور جزو همان اقلیت تندرو باشند، این طرز تفکر و بیان منشعب از آن، جوان بودن را در قالب ناکارآمدی نشان میدهد. اگر هم بهطور غیرمستقیم منظورشان نقد بر تندروها بوده، میتوان این سؤال را مطرح کرد که چرا این اقلیت تندرو در همهجا، حتی ادارات دولتی، جوانان بسیاری همراه خود دارند؟ اما دولت وفاق ملی با گستره رأی بیشتر از آن اقلیت، حتی در لایههای پایینی برای تبیین تفکرات و عملکرد خود، هیچ جوانی را به همراه ندارد.
آقای دکتر پزشکیان؛ بعضی رفتارها و گفتارها در دولت شما ناشی از خودبرتربینی کاذب نسل کهنسال است؛ نسلی که همین حالا هم توانایی اداره بسیاری از امور را ندارد ولی خود را همهچیزدان و کوه تجربه میپندارد. شاید هم این کوه واقعا وجود دارد، ولی از کاه ساخته شده که اگر غیر از این بود، اکثریت مهاجران نخبه و حتی افراد عادی را جوانان تشکیل نمیدادند و در عوض، همه دنیا به واسطه دانش و تجربه کاربردی مدیران و اساتید کهنسال ما، در صف دعوت از آنان به کشورشان ایستاده بودند!
همانطور که خودتان به درستی گفتید، ملاک و معیار را باید شما تغییر دهید، خودتان در صحنه عمل باشید و جوانان را با احترام دعوت به همکاری و با خود همراه کنید.









