او با انتقاد از کمرنگ شدن نام پیامبر(ص) در برخی مجالس عزاداری مربوط به رحلت ایشان گفت: ما شیعیان گاهی در این زمینه بیتوجه و حتی بیمعرفت میشویم. وقتی شب رحلت یا شهادت رسول خداست و همزمان مراسمی برای امام مجتبی(ع) برگزار میشود، گاهی اصلاً اسمی از پیامبر خدا در این مجالس نیست و همه سینه میزنیم برای امام حسن(ع). در حالی که امام حسن(ع) نوه همین پیامبر است و اصل مطلب و اصل قصه، رسول خداست.
نقویان افزود: وقتی رفتار ما به شکلی باشد که نتیجه آن این شود که برادران اهل سنت به ما بگویند شما اصلاً پیامبر را قبول ندارید، باید توجه کنیم که بخشی از این اتهام ممکن است از رفتار خود ما ناشی شده باشد.
او خطاب به مداحان، سخنرانان و کسانی که در چنین مراسمی پرچمی را به اهتزاز درمیآورند، تأکید کرد که باید نام و جایگاه رسول خدا(ص) را برجسته کنند و گفت: امیرالمؤمنین(ع) در پاسخ به این سؤال که نسبت شما با رسول خدا چیست، فرمود «أنا عبد من عبید محمد»؛ یعنی من یکی از بندگان و چاکران محمد(ص) هستم.
امید به رحمت پیامبر خدا
نقویان با اشاره به اشعاری از حافظ، بر امید مؤمن به رحمت الهی تأکید کرد و گفت: انسان ممکن است هر مقدار نماز، روزه، حج، کربلا، جبهه، جانبازی یا خدمت و هزینهکرد در راه خدا داشته باشد، اما در نهایت ممکن است یک آه او مورد قبول قرار گیرد.
او در ادامه داستانی از علامه جعفری نقل کرد و گفت: فردی چند مسجد و مدرسه ساخته و وضعیت مالی خوبی داشت. یک روز تصور کرد با این همه خدمت، باید بداند جایگاهش نزد خداوند چقدر است. به مشهد رفت و از امام رضا(ع) خواست نخستین کسی که پس از زیارت با او برخورد میکند، سخنی بگوید که او آن را پاسخ امام به میزان قبولی اعمالش بداند.
به گفته نقویان، این فرد در حالی که عقبعقب از زیارتگاه خارج میشد، با زنی برخورد کرد و آن زن به او گفت «خیلی خری». او نیز تصور کرد پاسخ خود را گرفته است.
نقویان با اشاره به این روایت گفت: انسان نباید درباره جایگاه خود نزد خدا دچار خیال و غرور شود. حافظ نیز در اشعار خود از سیاهنامه بودن انسان سخن میگوید، اما در عین حال امید به رحمت خداوند را از دست نمیدهد.
او ادامه داد: ما ممکن است پروندهای پر از خطا، اشتباه، سیاهکاری و لغزش داشته باشیم، اما امیدمان به رحمت خداست که با همه این سیاهیها دست ما را بگیرد و ما را به خیمه خوبان ببرد.
پیامبری که «رحمت للعالمین» است
نقویان با اشاره به رحلت یا شهادت پیامبر اسلام(ص) گفت: امشب شب آن پیامبری است که خداوند چندین مدال به او داده است. نخستین مدال، همان «وَما أرسَلناکَ إِلّا رَحمَةً لِلعالَمین» است، خداوند نفرمود پیامبر رحمت برای مؤمنان یا شیعیان یا یک قوم و سرزمین خاص است، بلکه فرمود او برای همه جهانیان رحمت است.
او افزود: خداوند در قرآن بارها با تعبیر «رحمن» و «رحیم» خود را معرفی کرده و پیامبر نیز از خداوند رحمت خواست.
نقویان با دعا برای مردم ایران گفت: خدایا به حق این پیامبر رحمت، رحمت و برکات و آرامشت را بر این ملت نازل بفرما و از خطاها، اشتباهات، سیاهکاریها و لغزشهای ما درگذر.
او همچنین با اشاره به شرایط جامعه گفت: این مردم مستحق این همه اضطراب و نگرانی نیستند. مردم، مردم خوبی هستند. سایه شوم جنگ و اضطرابهای ناشی از آن و خیالهایی که همه ما را گرفتار کرده، از سر این ملت دور شود و نقشههای شوم دشمنان این ملت نقش بر آب شود.
نقویان در ادامه برای مسئولان کشور نیز دعا کرد و گفت: به مسئولان ما تقوای لازم، تدبیر درست، همدلی و همراهی برای اداره کشور مرحمت بفرما.
مهمترین خواسته پیامبر از امت
این سخنران مذهبی در ادامه به این پرسش پرداخت که اگر بخواهیم پیامهای پیامبر(ص) را رتبهبندی کنیم، مهمترین خواسته ایشان از امت چه بوده است؟
او گفت: آدمهایی که دقیقتر و عمیقتر به مسائل نگاه میکنند، پیامها، توصیهها و درخواستها را تقسیمبندی و رتبهبندی میکنند. فرض کنید پدری از دنیا رفته و فرزندانش میخواهند بدانند مهمترین وصیت او چه بوده است. کسی نمیگوید تمام وصیتنامه را بخوان، میگوید مهمترینش را بگو.
نقویان افزود: اگر کسی از ما بپرسد شما که مسلمان هستید و خودتان را امت این پیامبر میدانید، مهمترین و اصلیترین درخواست پیامبرتان از امت چه بوده است، آیا میتوانیم در چند دقیقه پاسخ دهیم؟
او ادامه داد: اگر مهمترین توصیه پیامبر را پیدا کنیم و به آن عمل کنیم، حتی اگر در برخی مسائل دیگر کوتاهیهایی داشته باشیم، شاید بتوانیم امیدوار باشیم که خداوند ما را ببخشد؛ اما اگر مهمترین را فدای مسائل کماهمیتتر کنیم، مسئله متفاوت است.
نقویان برای توضیح این موضوع، به مسئله اختلاف اعضای خانواده بر سر ارث اشاره کرد و گفت: گاهی پس از فوت پدر، فرزندان بر سر ارث و میراث با یکدیگر دعوا میکنند؛ بهویژه در شرایطی که قیمت زمین، باغ و املاک بالا رفته است. اختلاف ممکن است حتی بر سر چند متر زمین باشد.
او سپس به موضوع ارث نوهای که پدرش پیش از پدربزرگ از دنیا رفته اشاره کرد و گفت: طبق قانون ارث، اگر فرزندی پیش از پدر خود از پیامبر(ص) برای همه جهانیان مایه رحمت بود، اما ما گاهی از اصل پیام ایشان غافل میشویم دنیا برود و فرزندانی از او باقی بمانند، این نوهها در شرایطی که سایر فرزندان متوفی حضور دارند، از پدربزرگ ارث نمیبرند.
نقویان گفت: یکی از دوستان به من پیام داده بود و پرسیده بود این عدالت است؟ این بچهای که پدرش را از دست داده و یتیم است، چرا ارث نمیبرد؟ او در پاسخ گفت: اسلام یک «پکیج» و یک مجموعه و منظومه است. کسی که میخواهد مسلمان واقعی باشد باید به همه این مجموعه و منظومه عمل کند.
قانون و اخلاق، دو بخش یک منظومه
نقویان با تفکیک میان قانون و اخلاق گفت: در قانون ارث، طبقات مشخص هستند. طبقه اول فرزندان، همسر و پدر و مادرند و اگر کسی از طبقه اول نباشد، نوبت به طبقه دوم و بعد طبقات بعدی میرسد. اما در کنار مرز قانون، مرز اخلاق هم وجود دارد.
او افزود: اگر نوههایی یتیم و نیازمند باقی ماندهاند و طبق قانون ارثی به آنها نمیرسد، عموها و عمههای آنها میتوانند از مسیر اخلاق، صدقه و مستحبات به آنها کمک کنند. اگر پدربزرگ در زمان حیات خود میتواند حقی برای آنها در نظر بگیرد، این کار را انجام دهد و اگر چنین نکرد، عموها و عمهها میتوانند به وظیفه اخلاقی خود عمل کنند.
نقویان قانون را به چراغ قرمز تشبیه کرد و گفت: قانون مثل چراغ قرمز است و باید پشت آن بایستیم. موارد استثنایی مانند عبور آمبولانس، پلیس یا آتشنشانی نیز در خود قانون پیشبینی شده است.
او در ادامه با اشاره به روابط خانوادگی گفت: در زندگی زناشویی نیز مرزهایی وجود دارد. ممکن است پختن غذا، شستن لباس یا تمیز کردن خانه از نظر حقوقی بر عهده زن نباشد، اما این به آن معنا نیست که زن و شوهر نباید برای یکدیگر محبت و همراهی داشته باشند.
نقویان افزود: مرد نیز نمیتواند تصور کند چون مرد خانه است، همسرش برده اوست و هرجا خواست اجازه رفتن به او بدهد یا ندهد. این نگاه زندگی را به خانه و خانواده تبدیل نمیکند، بلکه آن را به زرادخانه تبدیل میکند.
او گفت: زن نیز اگر ببیند همسرش از صبح تا شب سر کار بوده و خسته برگشته، نمیتواند صرفاً بگوید غذا درست کردن وظیفه من نیست. اینجا مسئله اخلاق و محبت و همراهی مطرح است.
گرفتار فرعیات شدهایم
نقویان در ادامه گفت: اگر بخواهیم از این مثالها بزنیم، تا صبح میتوانیم ادامه دهیم و از اصل بحث دور شویم. اسلام مجموعهای است که باید با همه فراز و فرودش مورد توجه قرار گیرد.
او سپس به موضوع نماز صبح اشاره کرد و گفت: گاهی ما به فرعیات چسبیدهایم اما از مسائل مهمتر غافل شدهایم.
نقویان با نقل خاطرهای از دوران مسئولیت خود در گزینش کشور گفت: جوانی به دلیل اینکه گفته بود گاهی خواب میماند و نماز صبحش قضا میشود، در گزینش رد شده بود. او افزود: مسئولان مربوطه این مسئله را «عدم تقید به فرائض» دانسته بودند. در حالی که اگر فردی خواب بماند و نماز صبحش قضا شود، طبق نظر فقها و مراجع، گناهی متوجه او نیست.
نقویان ادامه داد: حتی درباره اینکه آیا فرد باید برای بیدار شدن نماز صبح حتماً ساعت زنگدار یا آلارم بگذارد، از آیتالله سیستانی سؤال شده و پاسخ داده شده که این کار واجب نیست.
او گفت: ما به این مسائل فرعی توجه زیادی میکنیم، اما کمتر میپرسیم فردی که مسئول شده و میلیاردها تومان از بیتالمال مسلمین در اختیار او قرار گرفته، با آن چه میکند؟ آیا با ماشین اداره کار شخصی انجام میدهد یا نه؟ آیا در استفاده از امکانات عمومی رعایت میکند یا نه؟
نقویان افزود: در اوایل انقلاب حتی افرادی بودند که دو خودکار همراه خود داشتند؛ یکی برای کار شخصی و دیگری برای بیتالمال. اگر میخواستند شماره تلفن شخصی بنویسند، مراقب بودند با خودکار بیتالمال این کار را انجام ندهند.
او گفت: مسئله این است که ما باید بفهمیم معروف اصلی چیست و منکر اصلی چیست. تا این را نفهمیم، حق نداریم نهی از منکر کنیم؛ چون گاهی ممکن است تصور کنیم امر به معروف میکنیم، اما در واقع امر به منکر انجام میدهیم.
اخلاق، نخستین دستورالعمل پیامبر(ص)
نقویان سپس گفت: با این مقدمه طولانی، به نظر من پیامبر دو دستورالعمل اصلی و یک خبر برای ما آورده است. نخستین دستورالعمل، اخلاق و تربیت است.
او با استناد به حدیث «إِنّی بُعِثتُ لِأُتَمِّمَ مَکارِمَ الأخلاق» گفت: اصل بعثت پیامبر این بود که انسانهایی که تحت ولایت او هستند، اخلاقی رفتار کنند؛ کرامت اخلاقی داشته باشند، بیرحم نباشند، به وعدههایشان عمل کنند، دروغ نگویند و با دیگران مهربان باشند.
نقویان افزود: انسان نباید گرفتار عجب، غرور، تکبر و خودپسندی شود و اگر دیگران را دید که به مال و موقعیتی رسیدهاند، نخستین ذهنیتش نباید سوءظن باشد که این فرد این ثروت را از کجا آورده است.
او ادامه داد: باید احتمال بدهیم که فرد زحمت کشیده، تلاش کرده و خون دل خورده است. اگر در ماه رمضان کسی را دیدیم که چیزی میخورد، فوراً نگوییم روزهخواری میکند؛ شاید بیمار یا مسافر باشد یا حتی یادش رفته باشد امروز روزه است.
نقویان با اشاره به آیه «إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیم» گفت: خداوند وقتی میخواهد به پیامبر مدال بدهد، به اخلاق او مدال میدهد. خداوند نگفت «تو دارای عبادت عظیم هستی»، بلکه فرمود «تو دارای خلق عظیم هستی.»
او یادآور شد: پیامبر عبادت بسیار بزرگی داشت و نقل شده است که شبها آنقدر به نماز میایستاد که پاهای مبارکش ورم میکرد، اما خداوند مدال ویژه خود را به اخلاق او داده است.
فتح مکه؛ روز انتقام یا روز رحمت؟
نقویان با اشاره به اخلاق و اتحاد، دو دستورالعمل اصلی پیامبر(ص) برای امت بود فتح مکه گفت: دوران بعثت پیامبر ۲۳ سال بود و ابوسفیان حدود ۲۱ سال با او جنگید و مرتکب جنایتهای فراوان شد. وقتی مکه در سال هشتم فتح شد، ابوسفیان تصور میکرد پیامبر با او چه خواهد کرد.
او افزود: در آن زمان یکی از یاران پیامبر فریاد زد «الیوم یوم الملحمة»؛ یعنی امروز روز انتقام و درگیری است. پیامبر بلافاصله پرچم را از او گرفت و فرمود «الیوم یوم المرحمة»؛ امروز روز رحمت است.
نقویان ادامه داد: پیامبر به مردم مکه فرمود «اذهبوا فأنتم الطلقاء»؛ بروید، همه آزادید. حتی برای ابوسفیان امتیازی قرار داد و گفت هرکس به خانه ابوسفیان برود در امان است.
او تأکید کرد: پیامبر میدانست که در آینده نوادگان همین ابوسفیان با نوادگان عزیز او چه خواهند کرد، میدانست چه اتفاقاتی در کربلا رخ خواهد داد، اما با این حال ابوسفیان را بخشید.
نقویان گفت: این پیامبر است و این معجزه اصلی اوست. معجزه فقط این نیست که عصا بیندازد و اژدها شود. پیامبری که انسانهایی را که برای یک گوسفند دست به قتل میزدند، با یک جمله «امروز روز رحمت است» میبخشد، بزرگترین معجزه اخلاقی را به نمایش گذاشته است. این یکی از بزرگترین پیامهای پیامبر است؛ ای مسلمانان، با هم مهربان باشید.
او با اشاره به خاطرهای از سفر خود به استرالیا گفت: در آنجا ماجرایی برای او نقل شد که هر بار به آن فکر میکند، از مسلمانی خود خجالت میکشد.
به گفته او، یک مسلمان مهاجر خودرویی را به صورت اقساطی خریداری کرده بود، اما پس از چند ماه به دلیل مشکلات مالی نتوانست اقساط را ادامه دهد. شرکت مربوطه شرایط او را بررسی کرد و متوجه شد که او واقعاً توان پرداخت ندارد و قصد کلاهبرداری هم نداشته است. در نهایت شرکت باقیمانده اقساط را بخشید و خودرو را به نام او کرد.
نقویان با اشاره به آیهای از سوره بقره گفت: قرآن نیز درباره بدهکار ناتوان میگوید اگر فردی گرفتار شده و توان پرداخت ندارد، به او مهلت بدهید تا توانمند شود و اگر بدهی او را ببخشید، برای شما بهتر است.
او افزود: ما گاهی این آیه را فقط برای اموات میخوانیم تا ثوابش به آنها برسد، اما در جای دیگری انسانها همین دستور را مانند یک نسخه عملی اجرا میکنند.
اخلاق باید در روابط اجتماعی و سیاسی دیده شود
نقویان با اشاره به تکرار مفاهیم رحمان و رحیم در قرآن گفت: خداوند در قرآن بارها خود را با رحمت معرفی کرده است. حال سؤال این است که ما مسلمانان این پیام را در روابط اجتماعی، اخلاقی، خانوادگی و سیاسی خود چگونه اجرا میکنیم؟ ما در اخلاق نمره قبولی نداریم.
حتی عبادت هم نباید ما را از اخلاق غافل کند
نقویان در ادامه خاطرهای درباره روابط خانوادگی نقل کرد و گفت: حدود ۲۹ سال، به طور مستمر به دیدار یکی از بستگان میرفتم؛ برخی سالها حتی دو یا سه بار. اما او تقریباً هیچگاه به منزل ما نیامده بود.
او افزود: ما نباید روابط خانوادگی را تبدیل به معامله کنیم که چون من دو بار به خانه تو آمدم و تو نیامدی، دیگر من هم نمیآیم. اگر کسی گرفتار بوده و نتوانسته بیاید، نباید رابطه را قطع کرد.
نقویان سپس خاطره دیگری از یکی از زائران حج نقل کرد که برای ساخت یک ساختمان چهارطبقه، از برادرش پول قرض گرفته بود. قرار بود در ازای پول، یکی از طبقات ساختمان به برادر داده شود، اما پس از ساخت بنا، برادر درخواست طبقه چهارم را کرد و خانواده نیز با این موضوع مخالف بودند.
او گفت: آن فرد از من راهحل خواست و من ابتدا به شوخی گفتم چون شاهد و سندی وجود ندارد، انکار کن که برادرت پول داده است. اما وقتی دیدم او جدی پرسید، گفتم مگر شما مکه نرفته بودید؟ برادرتان پول داده و قرار بوده در برابر آن طبقهای دریافت کند.
نقویان ادامه داد: گفتم امتحان حج این نیست که چند دور طواف کردهایم یا احکام را چگونه انجام دادهایم؛ امتحان حج این است که ببینیم آیا میتوانیم برای خدا از مال و غرور خود بگذریم یا نه.
او افزود: به آن فرد گفتم اگر طبقه چهلم هم بود باید آن را به برادرت میدادی. به همسر و فرزندت با مهربانی بگو این مرد برادر من است و پول داده است. برادرت را نمیتوانیم از بین ببریم و خدا جای دیگری جبران میکند.
گاهی نماز اول وقت هم جای خود را به اخلاق میدهد
نقویان گفت: نماز جماعت اول وقت بسیار خوب است و برای آن ثوابهای زیادی گفته شده، اما اگر شبی مهمان دارید و همسر شما تنهاست و فرزند کوچک دارید، همان شب در خانه بمانید و به همسرتان کمک کنید.
او افزود: اگر کسی پرسید چرا به نماز جماعت اول وقت نرفتی، بگویید نقویان گفته است آن شب کمک به همسر و خانواده ثواب بیشتری دارد.
نقویان با اشاره دوباره به آیه «إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیم» گفت: خداوند عظیم به پیامبر میگوید تو دارای خلق عظیم هستی. انسان اگر بتواند اندکی به پیامبر شبیه شود، مسیر او در قیامت تغییر خواهد کرد.
اتحاد، دومین دستورالعمل پیامبر
نقویان دومین دستورالعمل پیامبر را اتحاد و وحدت دانست و گفت: بخش دوم، به اندازه بخش اول مهم است، دستورالعمل دوم اتحاد، وحدت و با هم بودن است.
او با اشاره به آیه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» افزود: قرآن نسبت به تفرقه، جدایی، تکهتکه شدن و حزبحزب شدن بسیار حساس است.
نقویان به آیه «إِنَّ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَکَانُوا شِیَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِی شَیْءٍ» اشاره کرد و گفت: خداوند حتی به پیامبر میفرماید اگر جامعه تکهتکه و گروهگروه شد و هرکس گفت حق با من است، تو به فرعیات چسبیدهایم و از اخلاق، کرامت انسانها و پرهیز از تفرقه غافل شدهایم با هیچکدام از آنها نباش.
او ادامه داد: قرآن در توصیه به پیامبران نیز بر دو مسئله تأکید میکند؛ برپا داشتن دین و ایجاد نکردن تفرقه. یعنی هم باید مراقب باشیم مردم بیدین و بیاعتقاد نشوند و هم جامعه را تکهتکه نکنیم.
نقویان گفت: وجود احزاب و داشتن نظرهای سیاسی متفاوت اشکالی ندارد، اما اینکه یک حزب یا گروه بگوید اگر مثل ما فکر نکردی، ضدانقلاب هستی و بعد حکم تکفیر و تفسیق و حتی اعدام صادر کند، به شدت مورد هشدار قرآن است.
خاطرهای از وحدت شیعه و سنی در زاهدان
نقویان با اشاره به سفری که بیش از ۲۰ سال قبل به زاهدان داشته است، گفت: در مراسمی که با حضور روحانیون شیعه و علمای اهل سنت برگزار شده بود، به تناوب یک روحانی شیعه و یک مولوی اهل سنت سخنرانی میکردند.
او افزود: برخی از سخنرانیها موجب ناراحتی طرف مقابل شده بود و در نتیجه سخنرانیهای بعدی نیز حالت مقابله به مثل پیدا کرده بود. آخرین سخنران آن جلسه من بودم.
نقویان گفت: در آن مراسم شعری از مرحوم الهی قمشهای خواندم که در بیت پایانی آن آمده بود: «الهی دشمنان دادند دست دوستی با هم / چرا ما دوستان پیوسته در پیکار هم باشیم.»
او ادامه داد: سپس خطاب به برادران اهل سنت و شیعه گفتم ما اعتقاد داریم پیامبر حکم پدر امت را داشته و از حضرت نیز نقل شده است که «أنا و علی أبوا هذه الأمة»؛ من و علی دو پدر این امت هستیم.
نقویان افزود: به آنها گفتم از وجدان خود سؤال کنید؛ اگر پدر هستید، آیا وقتی فرزندانتان با همدلی و همکاری کنار هم باشند خوشحال میشوید یا وقتی به جان هم بیفتند و به روی یکدیگر تیغ بکشند؟
او گفت: پیامبری که ما او را پدر امت میدانیم، چه زمانی خوشحالتر است؟ وقتی ما با وجود اختلافات فکری، با یکدیگر برادر و همراه باشیم یا زمانی که مدام عیبهای یکدیگر را پیدا کنیم، آنها را به رخ بکشیم و یکدیگر را رسوا کنیم؟
نقویان افزود: پس از پایان سخنرانی، یکی از بزرگان مجلس نزد او آمد و او را در آغوش گرفت و گفت سخنان خوبی بود و ما هم تلاش میکنیم همینگونه باشیم.
از خانواده شروع کنیم
نقویان تأکید کرد: وحدت و اخلاق باید از خانواده آغاز شود. او گفت: اگر در خانواده میان عمه، عمو، خاله و دایی اختلافی وجود دارد، نباید کینه آنها را در دل فرزندان کاشت. اگر کینهای را در دل بچهها بکاریم، این بذر ممکن است سالها بعد رشد کند و مسئولیت آن در پرونده ما نوشته شود.
او افزود: کینههایی که ما ایجاد میکنیم ممکن است بعدها تمام نمازها، روزهها، حجها و کربلاهای ما را تحت تأثیر قرار دهد. نقویان گفت: این دومین پیام و دستورالعمل پیامبر است، با هم بودن، اتحاد و پرهیز از تفرقه.
خبر بزرگ پیامبر، قیامت
نقویان در ادامه به سومین محور سخنان خود اشاره کرد و گفت: پیامبر علاوه بر دو دستورالعمل اخلاق و اتحاد، یک خبر بزرگ نیز برای انسانها آورده است و آن خبر قیامت است.
او افزود: خبر قیامت چیزی نیست که روانشناس، جامعهشناس، حقوقدان، فیلسوف یا متکلم بتواند از خودش بیاورد، این خبری است که پیامبر آورده است.
نقویان با اشاره به آیات قرآن درباره مرگ گفت: انسان نباید تصور کند وقتی عمرش تمام شد، همه چیز تمام شده است. در حقیقت، آن سوی مرگ آغاز مرحله دیگری است.
او گفت: خداوند به کسانی که خود را عزیزکرده خدا میدانند میگوید اگر راست میگویید، مرگ را طلب کنید تا معلوم شود در آن سوی عالم چه جایگاهی دارید.
شاخص واقعی دینداری چیست؟
نقویان با جمعبندی سخنان خود گفت: نباید گول تبلیغات را بخوریم. خداوند دو شاخص مهم به ما داده است: یکی اینکه آیا اخلاقی رفتار کردهایم و دیگری اینکه آیا باعث اتحاد جامعه شدهایم یا آن را تکهتکه کردهایم.
او افزود: باید ببینیم در جامعه چگونه حرف زدهایم و چگونه عمل کردهایم. آیا موجب دوقطبی شدن جامعه شدهایم یا مردم را به اتحاد دعوت کردهایم؟ آیا مردم را از یکدیگر دور کردهایم یا همه را با همدل و همراه کردهایم؟
نقویان تأکید کرد: این مسائل شوخیبردار نیست، اما ما گاهی چراغ قوه را گرفتهایم و دنبال این هستیم که طرف نماز خوانده یا نه، روزه گرفته یا نه، حجابش را رعایت کرده یا نه و در ماشینش فلان چیز بوده یا نه.
او گفت: این مسائل مهم هستند، اما درجه اهمیت آنها پایینتر است. به نظر من مسئله اخلاق و مسئله اتحاد اهمیت بیشتری دارد.
نقویان با اشاره به مفهوم حسابرسی اعمال در قیامت افزود: انسان نباید تصور کند اگر کاری را پنهانی انجام داده و کسی نفهمیده است، مسئله تمام شده است. این دنیا مزرعه است و هر بذری که بکاریم، محصول همان را برداشت میکنیم.
او گفت: نمیشود بذر دروغ کاشت و انتظار داشت محصول شادی و آرامش برداشت شود. نمیشود گندم کاشت و انتظار داشت جو به دست آید.
نقویان در پایان با اشاره به آیهای درباره استغفار مؤمنان نزد پیامبر گفت: مؤمنان ممکن است خطا و گناه کنند، اما وقتی نزد پیامبر میآیند و از او میخواهند برایشان استغفار کند، درهای رحمت به روی آنان باز میشود.
او در پایان با اشاره به جایگاه معنوی مدینه و پیامبر(ص) گفت: هرچند امشب در مدینه نیستیم، دلهای خود را به آن مکان مقدس روانه میکنیم و از پیشگاه رسول خدا میخواهیم برای این ملت دعا کند.
نقویان دعا کرد: از خدا بخواهید رحمت و برکات خود را بر این مردم نازل کند؛ مردمی که در اضطراب و نگرانی به سر میبرند، با دشمنیها و فشارها مواجه هستند و در مسائل اقتصادی، اجتماعی و اخلاقی با مشکلات مختلف دستوپنجه نرم میکنند.









