
به گزارش مردم سالاری آنلاین ؛ در میانه روزهایی که هنوز اخبار جنگ و احتمال بازگشت تنش، بخشی از فضای سیاسی و افکار عمومی را تحتتأثیر خود قرار داده است، سخن گفتن از صلح و آرامش همچنان برای برخی چندان ساده نیست.
هر بار که نشانهای از مذاکره، کاهش تنش یا تلاش برای دور کردن سایه جنگ مطرح میشود، گروهی با دیده تردید به آن نگاه میکنند و بر ضرورت ادامه تقابل و آمادگی برای درگیری تاکید دارند.
این وضعیت اما یک پرسش جدی را پیش میکشد؛ آیا ادامه تنش، تنها نتیجه طبیعی اختلافات سیاسی و امنیتی است یا بخشی از نیروهای سیاسی، آگاهانه یا ناخواسته، به تداوم این وضعیت علاقهمندند؟
از سوی دیگر، در شرایطی که احتمال درگیری دوباره همچنان روی میز است، بحث درباره امکان اتخاذ رویکرد «حمله پیشدستانه» از سوی ایران نیز مطرح شده است؛ رویکردی که میتواند پیامدهای مهمی برای امنیت کشور و معادلات منطقه داشته باشد.
با این حال، شاید پرسش اصلی نه فقط درباره احتمال آغاز یک درگیری تازه، بلکه درباره منافع نهفته در تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» باشد؛ اینکه در چنین شرایطی چه گروههایی امکان بیشتری برای کسب قدرت، تثبیت موقعیت یا بهرهبرداری از فضای بحرانی پیدا میکنند و هزینه این وضعیت در نهایت بر دوش چه کسانی قرار میگیرد؟ آمریکا متوجه شد که ایران تسلیم شدنی نیست
در همین راستا احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، درباره رویکرد آمریکا در قبال ایران گفت: جنگی که آمریکا علیه ایران به راه انداخت، از جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه تا درگیری جانبی ۱۳ روزه، در نهایت آمریکاییها را به این نتیجه رساند که از مسیر نظامی و تسلیحاتی نمیتوانند ایران را وادار به تسلیم کنند.
وی افزود: به همین دلیل، آمریکا وارد فضای اقتصادی شده و تلاش میکند با ایجاد انتظارات تورمی و فشارهای اقتصادی، ایران را با مشکلات داخلی مواجه کند. ترامپ به این جمعبندی رسیده که اگر بخواهد مسئله ایران و آمریکا را صرفاً از مسیر نظامی دنبال کند، ممکن است موفق نباشد و پایگاههای آمریکا در منطقه و حتی نقاط دیگری از سوی ایران هدف قرار بگیرند؛ موضوعی که برای واشنگتن هزینه و تبعات سیاسی …












