
جامعۀ خسته، مشکلی فراگیر در دنیای امروز به گزارش مردم سالاری آنلاین به نقل از عصر ایران، ؛ احمد فرتاش -
اگر بخواهیم با یک واژه، حالوهوای بسیاری از جوامع امروز را توصیف کنیم، شاید «خستگی» دقیقترین انتخاب باشد. نه خستگی جسمی، بلکه نوعی فرسودگی ذهنی و اجتماعی که آرامآرام در رفتار مردم، در سیاست، در فرهنگ و حتی در روابط انسانی نفوذ کرده است. جامعه خسته، جامعهای نیست که الزاماً فقیر باشد یا درگیر جنگ و آشوب باشد. حتی ممکن است رشد اقتصادی داشته باشد و خیابانهایش آرام به نظر برسند. اما در زیر این ظاهر آرام، احساسی از فرسودگی جریان دارد؛ احساسی که نه به یک حادثه، بلکه به انباشت بحرانها، نااطمینانیها و فشارهای دائمی مربوط میشود.
در گذشته، مردم نیز با مشکلات بزرگ روبهرو بودند؛ جنگ، رکود اقتصادی، بیماریهای فراگیر و بحرانهای سیاسی. اما میان بحرانها معمولاً دورههایی از آرامش وجود داشت. جامعه فرصت میکرد نفس بکشد، خود را بازسازی کند و دوباره به آینده امیدوار شود. امروز اما بحرانها دیگر به صورت مقطعی رخ نمیدهند؛ آنها به وضعیت دائمی زندگی تبدیل شدهاند. هنوز یک بحران پایان نیافته، بحران دیگری آغاز میشود. همهگیری بیماری، جنگ، تورم، تغییرات اقلیمی، مهاجرت، پیشرفت شتابان فناوری، رقابت قدرتهای بزرگ و دهها مسئله دیگر، احساس زندگی در جهانی بیثبات را تقویت کردهاند.
این خستگی فقط نتیجه رویدادهای بیرونی نیست. شیوه زندگی مدرن نیز در شکلگیری آن سهم بزرگی دارد. انسان امروز تقریباً هیچگاه از جریان اطلاعات جدا نمیشود. تلفن همراه از لحظه بیدار شدن تا لحظه خواب، اخبار، پیامها، تصاویر و هشدارهای بیپایان را به ذهن او سرازیر میکند. مغزی که در گذشته ساعتهایی از روز را در سکوت یا بیخبری سپری میکرد، اکنون دائماً در معرض محرکهای تازه قرار دارد. ذهن انسان برای چنین حجمی از اطلاعات تکامل نیافته است. نتیجه، چیزی است که روانشناسان آن را «فرسودگی شناختی» مینامند؛ حالتی که در آن فرد احساس میکند …








