
آیا هنوز میتوان با امام خمینی درباره امروز ایران حرف زد؟ نزدیک به چهار دهه از درگذشت امام خمینی گذشته است. در این بین، ایران دگرگونیهای بسیاری را از سر گذرانده است. نسلهایی آمدهاند که نه انقلاب ۱۳۵۷ را دیدهاند، نه جنگ را، نه فضای اجتماعی و سیاسی سالها و دهههای نخست جمهوری اسلامی را. بهگونهای که بسیاری از مسائل و دغدغههایشان با نسلهای نخست انقلاب تفاوت دارد.
جهان نیز همان جهان دهههای پنجاه و شصت نیست. فناوری، ارتباطات، سبک زندگی، مناسبات اقتصادی و اجتماعی، خواستههای نسل جدید و حتی زبان گفتوگو درباره دین و سیاست دگرگون شده است. پرسشهایی پدید آمده که در زمان امام، دستکم با صورت و ابعاد امروزین خود، وجود نداشتند. در چنین شرایطی، یک پرسش شاید بیش از هر زمان دیگری شایسته طرح باشد: آیا هنوز میتوان با امام خمینی درباره امروز ایران حرف زد؟
پرسش، ساده به نظر میرسد؛ اما پاسخ به آن ساده نیست. ممکن است گفته شود امام خمینی متعلق به یک دوره تاریخی خاص بود؛ دورهای که مسائل، مناسبات اجتماعی و سیاسی و حتی زبان گفتوگوی آن با امروز تفاوت داشت. بنابراین طبیعی است که برای بسیاری از پرسشهای امروز، نتوان از سخنان یک اندیشمند متعلق به چند دهه پیش، پاسخ مستقیم و آماده گرفت.
در برابر این نگاه، پاسخ دیگری نیز وجود دارد: امام خمینی اندیشمندی است که اندیشهاش فقط به حوادث تاریخی دهههای گذشته محدود نمیشود و هنوز میتواند برای فهم مسائل جامعه ایران راهگشا باشد.
به گمان من، اگر این دو دیدگاه را به صورت مطلق بپذیریم، هر دو ما را به خطا میبرند. امام خمینی را نه باید چنان به گذشته سپرد که دیگر نتوان درباره مسائل امروز با او سخن گفت و نه چنان به زمان حال آورد که گویی برای هر مسئله تازه، پاسخ آمادهای در سخنان او وجود دارد. این نگاه افراط و تفریط است.
راه دیگری نیز هست: گفتوگو با امام. گفتوگو با یک متفکر یعنی چه؟ گفتوگو با یک متفکر با نقلقول کردن از او تفاوت دارد. نقلقول میتواند صرفاً یافتن جملهای از گذشته برای تأیید سخن امروز …












