
ترور انواع مختلفی دارد. یکی از انواع آن، ترور شخصیتی است که اگر آثارش از ترور فیزیکی مخربتر و زیان بارتر نباشد، کمتر نیست. ترور شخصیتی، زخمی چرکین و عمیق است که ریشه در حسادت دارد و از جمله گلولههای آن میتوان از دروغپردازی، تهمت و قلب واقعیت نام برد.
آنهایی که توان رقابت سالم و برابر ندارند و حیات سیاسی و اجتماعی خود را در نیستی و مرگ دیگران میبینند، برای بدنام کردن رقیب یا رقبای سیاسی، بطرز ناجوانمردانهای به ترور شخصیتی متوسل میشوند.
آمران چنین اقدامی، عاملان متعددی را مأمور اجرای این مأموریت ضد اخلاقی میکنند. در دنیای امروز، صدها کانال و حساب کاربری در شبکههای اجتماعی در اختیار کسانی قرار گرفته است که با اغراض سیاسی وظیفه ترور شخصیتهای اثرگذار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی را بر عهده دارند.
این افراد در پوششها و عناوین ظاهر فریب، خود را کاملاً در صراط مستقیم خدمت به مردم و جریان سیاسی توانمند و دلسوز و شجاع معرفی میکنند؛ در همان حال رقیب یا رقبا را به طور کامل ناتوان، ترسو، بزدل و در نهایت خائن جلوه میدهند.
این نوع ترور، ریشهای طولانی دارد، اما طی ۴۷ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، نمونههای فراوانی را شاهد بودهایم. نمونه ای که طی چند سال اخیر رخ داد و همگان شاهد آن بودیم، ترور شخصیت شهید عزیز دکتر علی لاریجانی بود.
شهید لاریجانی، در برابر اهانتها، شایعهپراکنی و حملات مکرر تبلیغاتی، با سکوت معنا دار خود و ایفای وظایف محوله، با متانت تمام راه استقامت و ایستادگی وصبوری را برگزید. در نهایت در شهر مقدس قم، با مُهر نماز و پرتاب کردن دمپایی، مورد حمله پیاده نظام آمران این نوع ترور قرار گرفت.
او در جایگاه مهم و حیاتی دبیری شورای عالی امنیت ملی کشور نیز خوش درخشید و بعد از شهادت اش، کثیری از اقشار مختلف مردم در همان حالی که خدمات او را ستودند، انزجار خود را نسبت به آمرین و عاملین تعرض به شخصیت کم نظیر ایشان ابراز کردند.
ماههاست تعدادی از مسئولان کشور، در رأس آنها روسای جمهور و مجلس و …












