
آیا جهان وارد عصر رهبران غیرمتعارف شده است؟ به گزارش مردم سالاری آنلاین به نقل از عصر ایران، ؛ ماهو منفرد -
در دهههای پایانی قرن بیستم، تصور غالب در سیاست این بود که رهبران آینده، بیش از هر چیز، مدیرانی حرفهای خواهند بود؛ افرادی که در چارچوب احزاب سیاسی رشد کردهاند، به قواعد نهادهای دموکراتیک پایبندند، از ادبیات محتاطانه استفاده میکنند و بیش از آنکه شخصیتشان خبرساز باشد، برنامههایشان مورد توجه قرار میگیرد. اما دو دهه نخست قرن بیستویکم، این تصویر را تا حد زیادی دگرگون کرده است. امروز در نقاط مختلف جهان، از دموکراسیهای قدیمی گرفته تا نظامهای اقتدارگرا، رهبرانی ظهور کردهاند که با الگوهای کلاسیک سیاست تفاوت دارند. آنها کمتر شبیه سیاستمداران سنتی هستند و بیشتر به شخصیتهایی رسانهای، جنجالی و غیرقابل پیشبینی شباهت دارند. این تحول، پرسشی مهم را پیش روی تحلیلگران قرار داده است: آیا جهان وارد عصر رهبران غیرمتعارف شده است؟
برای پاسخ به این پرسش، ابتدا باید روشن کنیم که منظور از «غیرمتعارف» چیست. غیرمتعارف بودن، الزاماً به معنای افراطی بودن یا اقتدارگرا بودن نیست. رهبر غیرمتعارف کسی است که قواعد نانوشته سیاست را به چالش میکشد؛ ممکن است از بیرون ساختارهای سنتی قدرت وارد سیاست شده باشد، زبانش متفاوت از زبان سیاستمداران حرفهای باشد، ارتباط مستقیمی با افکار عمومی برقرار کند و خود را نه نماینده یک حزب، بلکه نماینده «مردم» معرفی کند. او معمولاً از شکستن عرفهای سیاسی ابایی ندارد و همین ویژگی، بخشی از جذابیت او برای هوادارانش است.
ظهور چنین رهبرانی را نمیتوان صرفاً با ویژگیهای شخصی آنها توضیح داد. اگر جامعه آماده پذیرش آنها نباشد، حتی کاریزماتیکترین شخصیتها نیز به موفقیت نمیرسند. بنابراین، باید به تغییراتی نگاه کرد که در بطن جوامع رخ دادهاند.نخستین عامل، فرسایش اعتماد به نهادهای سنتی است. در بسیاری از کشورها، احزاب قدیمی دیگر مانند گذشته قادر به جذب شهروندان نیستند. عضویت حزبی کاهش یافته، مشارکت سیاسی شکل دیگری پیدا کرده و بسیاری از مردم …






