
منابع پاکستانی: هنوز زمان مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا نهایی نشده/ مذاکرات میان لبنان و اسرائیل در رم همچنان ادامه دارد/ ورود عراقچی به نجف/ لحظه بمباران خیابان فردوسی در زمان جنگ +ویدیو

نماینده کنگره: دولت ترامپ از روز اول هم هیچ راهبردی در جنگ ایران نداشت
جوان آنلاین: جیسون کرو ( Jason Crow)، نماینده کنگره و کهنه سرباز ارتش که عضو کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان نیز است، در برنامه «MS NOW» با لارنس اودانل گفتگو کرد.
محور این گفتگو، فقدان راهبرد دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا برای پایان دادن به جنگ با ایران و همچنین انتقاد تند جیسون کرو از «بیکفایتی» دولت ترامپ در به خطر انداختن نیروهای نظامی از جمله ۵ هزار نیروی مستقر در ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» بود.
نماینده کنگره و کهنه سرباز ارتش آمریکا در این خصوص گفت: از پیت هگست (وزیرجنگ آمریکا) گرفته تا اسکات بسنت (وزیر خزانه داری) و دونالد ترامپ، هیچ ایده ای درباره اینکه چگونه باید این جنگ را پیروز شوند، ندارند و از همان روز اول هیچ راهبردی هم نداشتند.
نماینده دموکرات کنگره آمریکا اضافه کرد: اگر مردم آمریکا نمی دانند جنگ چه زمانی پایان می یابد، به این دلیل است که کنگره هنوز به آن پایان نداده است.
روایت فایننشال تایمز از بحران مهمات آمریکا/ مشکلات بازگرداندن ذخایر مهمات واشنگتن به سطوح قبل
اقتصاد۲۴-«فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینههای سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار میدهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگرانکننده است، اما این گزارشها معمولاً از این نکته غافلاند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.
نشانههای هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدتها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیتهای موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیریهای بینالمللی را، بهویژه با توجه به نیازهای منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخابهای دشواری که با اولویتبندی همراه است، سر باز زدهاند.
کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیتهای قابلتوجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطافپذیری خود را از دست بدهد.
پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیازهای جهانی خودش، محافظت میکرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بدهبستانها صورت نگرفت.
مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند. گزارشهای رسانهای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیرهای پاتریوت است. همچنین تخمین زده میشود که عرضه موشکهای تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.
دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینههای جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابلتوجهی از این مبلغ را تشکیل میدهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر میرسند، اما نمیتوانند زمانبندیهای تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابلتوجه تولید بتواند بنبست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سالها زمان میبرد.
این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاستگذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.
دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر میرسد او همچنان تشدید بیشتر تنشها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن میزند و نمیتواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.
فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بیچون و چرای سطوح سرسامآور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیتهای ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانهای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشورها متعهد شده و نمیتواند بهطور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.
تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین میکند.
کنگره، با توجه به قدرت انحصاریاش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که میتواند ایجاد و اجرای چارچوبهای حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده میتواند ابتدا نیازهای با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.
رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویتبندی فراهم میکند. با این حال، بدون پذیرش محدودیتهای راهبردی و ایجاد چارچوبهای حفاظتی سختگیرانهتر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیمتر خواهد بود.
جماران: فایننشال تایمز در تحلیلی نوشت افت شدید ذخایر تاد، پاتریوت و تاماهاک، توان واشینگتن برای بازدارندگی در برابر چین در منطقه هند-آرام را با چالشی جدی روبهرو کرده است.
رمزگشایی فایننشال تایمز از پشت پرده بحران مهمات آمریکا/ بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی واشنگتن به سطوح پیش از جنگ ایران، سالها زمان میبرد
«فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینههای سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار میدهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگرانکننده است، اما این گزارشها معمولاً از این نکته غافلاند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.
نشانههای هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدتها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیتهای موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیریهای بینالمللی را، بهویژه با توجه به نیازهای منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخابهای دشواری که با اولویتبندی همراه است، سر باز زدهاند.
کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیتهای قابلتوجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطافپذیری خود را از دست بدهد.
پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیازهای جهانی خودش، محافظت میکرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بدهبستانها صورت نگرفت.
مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند. گزارشهای رسانهای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیرهای پاتریوت است. همچنین تخمین زده میشود که عرضه موشکهای تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.
دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینههای جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابلتوجهی از این مبلغ را تشکیل میدهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر میرسند، اما نمیتوانند زمانبندیهای تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابلتوجه تولید بتواند بنبست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سالها زمان میبرد.
این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاستگذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.
دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر میرسد او همچنان تشدید بیشتر تنشها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن میزند و نمیتواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.
فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بیچون و چرای سطوح سرسامآور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیتهای ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانهای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشورها متعهد شده و نمیتواند بهطور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.
تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین میکند.
کنگره، با توجه به قدرت انحصاریاش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که میتواند ایجاد و اجرای چارچوبهای حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده میتواند ابتدا نیازهای با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.
رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویتبندی فراهم میکند. با این حال، بدون پذیرش محدودیتهای راهبردی و ایجاد چارچوبهای حفاظتی سختگیرانهتر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیمتر خواهد بود. منبع: جماران
ناتالی هارپ؛ زن مرموزی که دروازه ورود به مغز ترامپ است
به گزارش جماران،ناتالی هارپ، دستیار اجرایی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، پس از آنکه از کارمندی پشت صحنه به چهرهای مورد توجه سیاسی و رسانهای تبدیل شد، به دلیل نزدیکی فوقالعادهاش به رئیسجمهور و نقشی که گزارشهای آمریکایی در تعیین اطلاعاتی که به او میرسد، به او نسبت میدهند، به یکی از جنجالیترین چهرهها در کاخ سفید تبدیل شده است.
هارپ 35 ساله، دستیار اجرایی ترامپ است، اما به گفته روزنامه دیلی بیست ، او نقشی فراتر از وظایف یک دستیار سنتی را ایفا میکند، چرا که به عنوان «دروازهای» به رئیسجمهور عمل میکند، اخبار، اطلاعات و نظراتی را که او دنبال میکند، برایش چاپ میکند و در مدیریت پستهای او در پلتفرم تروث سوشال کمک میکند.
مدیر اجرایی دیلی بیست ، هیو دوگرتی، گفت که ترامپ اطلاعات را به روشی که روسای جمهور سابق آمریکا عادت داشتند، دریافت نمیکند و هارپ مطالبی را از اینترنت برای او چاپ میکند که برخی از آنها از منابع بحثبرانگیز هستند، قبل از اینکه ایدهها یا مطالب مشابهی بعداً در حسابهای او ظاهر شوند.
بسیار نزدیک
جوانا کولز، مسئول ارشد محتوای دیلی بیست، معتقد است که رابطه ترامپ با هارپ با درجه بالایی از نزدیکی و وفاداری شخصی همراه است. او گفت که رئیسجمهور به شدت به او وابسته به نظر میرسد و این رابطه را از برخی جهات به رابطه پدر و دختر تشبیه کرده است. او همچنین به پیامهای شخصی منسوب به هارپ اشاره کرد که خطاب به ترامپ فرستاده شده بود، از جمله پیامی که در آن، طبق گزارشهای مطبوعاتی، گفته بود: "تو تمام وجود منی." این جزئیات به تصویری که گزارشها از دستیاری ترسیم میکنند که نه تنها دستورات را اجرا میکند، بلکه مشتاق است که به رئیسجمهور نزدیک بماند و در مواقع بحران از او حمایت کند، اضافه میکند.
اهمیت هارپ به دلیل گزارشی که شبکه خبری آمریکایی «ام اس ناو» و وبسایت دیلی بیست آن را نقل کردهاند، مبنی بر اینکه او بیش از یک سال را در کاخ سفید بدون اخذ مجوز امنیتی معمول برای کارمندان جناح غربی سپری کرده است، افزایش مییابد.
نگرانی های سرویس مخفی
بر اساس این گزارش، این موضوع نگرانی هایی را برای سرویس مخفی، مقامات امنیتی و مشاوران کاخ سفید ایجاد کرد، اما بعد ترامپ شخصاً دخالت کرد و سپس هارپ مراحل را تکمیل و در ماه های اخیر مجوز را دریافت کرد. این موضوع از اهمیت ویژه ای برخوردار است زیرا نزدیکی او به رئیس جمهور، به گفته یک مقام امنیت ملی که در گزارش از او نقل شده است، به او امکان دسترسی به اطلاعات حساس را می دهد.
گزارش ها همچنین خاطرنشان کردند که هارپ در گروه کوچکی از دستیاران ترامپ بود که در یک سفر مخفیانه برای خروج از ترکیه در میان نگرانی ها از تهدید ایران، او را همراهی می کردند، که این امر سوالاتی را در مورد میزان اعتمادی که رئیس جمهور به او می کند، تقویت کرد.
گزارش های دیگر حاکی از آن است که هارپ از موقعیت استثنایی برخوردار است که به او اجازه می دهد برخی از کانال های سنتی دسترسی به ترامپ را دور بزند، که باعث شده برخی مقامات او را به عنوان فردی با نفوذ فراتر از موقعیت رسمی خود ببینند.
مسیر حساس تر
اما پس از انتشار شایعات و گمانه زنی ها در مورد رابطه عاشقانه ترامپ و هارپ، این بحث به مسیری حساس تر کشیده شد. در اطلاعات موجود شواهد موثقی مبنی بر وجود رابطه عاشقانه بین آنها وجود ندارد و روزنامه دیلی تلگراف این ادعاها را شایعات اثبات نشده توصیف کرده است. با این حال، به دلیل نزدیکی مداوم هارپ به رئیس جمهور، پیام های شخصی او و حضور مکرر او در کنار او، گمانه زنی ها گسترش یافت و برخی سیاستمداران و مفسران را بر آن داشت تا علناً در مورد ماهیت این رابطه سوالاتی را مطرح کنند.
سناتور دموکرات جان اوسوف یکی از برجسته ترین کسانی بود که از این موضوع سوء استفاده سیاسی کرد، زیرا در یک گردهمایی انتخاباتی از سفرهای مکرر ترامپ با هارپ تمسخر کرد و آن را به انتقاد از عملکرد رئیس جمهور مرتبط دانست. اظهارات او با واکنش خشمگین تیم ترامپ روبرو شد، در حالی که سخنگوی کاخ سفید گفت که هارپ یکی از «وفادارترین و سخت کوش ترین دستیاران رئیس جمهور» است. ترامپ خود وارد بحث در مورد جزئیات شایعات نشد و در عوض به اوسوف حمله کرد.
ملانیا
گزارشهای رسانهای حاکی از آن است که ملانیا ترامپ از این گمانهزنیها ناراحت است، اما این اطلاعات نیز بر اساس گزارشها و منابع نامشخص است و به معنای وجود اختلاف قطعی در خانواده نیست.
مایکل وولف، نویسندهای که به انتقاد از ترامپ معروف است، درباره نقش فزاینده هارب در حلقه ریاستجمهوری صحبت کرده و نام او را نیز با بحث و جدل بر سر پروژه سالن رقص کاخ سفید مرتبط دانسته است.
در نهایت، به نظر میرسد اهمیت سیاسی ناتالی هارب نه در شایعات مربوط به زندگی شخصی او، بلکه در این پرسش گستردهتر است که چه کسی به رئیسجمهور آمریکا دسترسی دارد و میتواند بر اطلاعاتی که او میبیند و میشنود تأثیر بگذارد؟ حضور یک دستیار بسیار وفادار در کنار ترامپ تقریباً به صورت دائمی، و نقش او در انتقال اطلاعات و رسیدگی به انتشارات او، به همراه بحث و جدل بر سر مجوز امنیتی، او را به شخصیتی بسیار فراتر از یک «دستیار اجرایی» تبدیل کرده است.
بنابراین، مسئله واقعی که هارب مطرح میکند، حدود نفوذ در حلقه نزدیک رئیسجمهور است، نه فقط ماهیت رابطه شخصی که به موضوعی برای شایعات تبدیل شده است.

کاظم جلالی: آمریکا مسئول حمله به مدرسه میناب است

واکنش انصارالله به حمله اسرائیل به پایگاه ابوالظهور سوریه

مرزهای زمینی جایگزین بنادر جنوبی نمیشوند؛ ۸۵ درصد تجارت ایران از جنوب انجام میشود-مسعود دانشمند

پزشکیان: منکر کمبودها و کاستیها نیستیم

دشمن در محاسبه توان دفاعی ایران اشتباه کرد/ تداوم بیوقفه تولید تسلیحات پرتوان

