قیمت طلا امروز




 سایت دیدارنیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

گودرزی، نماینده مجلس: حل مشکلات معیشتی مردم باید در دستور کار باشد/ جنگ باعث «بیکاری» بسیاری از نیرو‌ها شد

حمیدرضا گودرزی، عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی می‌گوید که حل مشکلات معیشتی مردم باید به‌طور جد در دستور کار قرار گیرد و مسئولان برای این امر تدابیر لازم...
 گودرزی، نماینده مجلس: حل مشکلات معیشتی مردم باید در دستور کار باشد/ جنگ باعث «بیکاری» بسیاری از نیرو‌ها شد

دیدارنیوز: عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی گفت حل مشکلات معیشتی مردم باید به‌طور جد در دستور کار قرار گیرد و مسئولان برای این امر تدابیر لازم را اتخاذ کنند.

حمیدرضا گودرزی، عضو کمیسیون عمران مجلس شورای اسلامی گفت: در این مدت؛ مواضع به‌حق و مقتدرانه تیم مذاکره‌کننده کشورمان و همچنین مقابله نیرو‌های مسلح کشورمان با دشمن آمریکایی در میدان، قابل تقدیر و حمایت ویژه است. آنچه در کنار این موارد باید به‌طور جد مورد توجه قرار گیرد، حل مشکلات معیشتی و اقتصادی مردم است که باید تدابیر لازم برای آن اتخاذ شود.

عضو کمیسیون عمران مجلس اظهار داشت: جنگ باعث شده تا بسیاری از نیرو‌ها در بخش‌های مختلف بیکار شوند و واحد‌های تولیدی با ۵۰ درصد ظرفیت و حتی کمتر به فعالیت خود ادامه دهند.

به نقل از رسانه مجلس، گودرزی خاطرنشان کرد: مسئولان امر باید برای بهبود وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم و ایجاد رونق در حوزه تولید، تدابیر لازم را اتخاذ کرده و برای حل این مشکل چاره‌اندیشی کنند. تورم و گرانی در بازار اقلام اساسی، افزایش قیمت و اجاره‌بهای مسکن در کنار بیکاری، شرایط سختی را برای مردم رقم زده که باید تصمیم عاجلی برای رفع این مشکل اتخاذ شود.



۱ ساعت قبل / سایت برترینها

صلح، ثبات، آزادی؟ چه می‌خواهیم که حال‌مان بهتر شود؟

یلدا آذرپی در عصر ایران نوشت: حواست هست؟ مردادِ سوزانِ امسال هم دارد به آخر می‌رسد. آدم دلش می‌خواهد هرچه در این ماه‌ها گذشته را یک‌جا از ذهنش بتکاند و دور بریزد.برود بنشیند لب حوضِ لاجوردی، پهلوی گلدان‌های شمعدانی. عطر یاس و پیچ امین‌الدوله در هوا باشد و پاها را گذاشته باشد در آب و چند دقیقه... فقط چند دقیقه هیچ کاری نکند. کاش همه‌چیز را از یاد ببرد. نگاهش بیفتد به همان ترکیب‌های قدیمی، به دیوار کوتاه آجری، کاشی‌های کوچکِ فیروزه‌ای، امواج آرام، آسمان آبی، بوی خاکِ نم‌خورده، بوی بارانِ تازه، بوی برگ و گل و دلش غَنج برود از این همه زیبایی.

کاش آن گوشه درخت اناری باشد، کنار دیوار بوته‌های رز و نسترن بالا رفته باشند و سایۀ برگ‌ها افتاده باشد روی آجرهای قدیمی. حُسنِ یوسُف چرا نباشد و صدای آب چرا نیاید؟ کمی صدای پرنده و کمی خش‌خشِ برگ‌ و همه‌چیز همین‌جا باشد، نه جای دیگر. همین‌قدر نزدیک، همین‌قدر آشنا و بیاسایی برای خودت.

همه خسته‌ایم از وضعیتِ این روزها که البته چندی‌ست وخامت قبل را ندارد. جنگ و بن‌بستِ مذاکرات بر اقتصاد و زندگی روزمره سایه انداخته است و در این شرایط، حرف‌زدن از صلح، اقتصاد و امنیت به توصیه‌های ماورائی شبیه است.

ما خیلی خسته‌ایم و دیگر رؤیاهای بزرگ نداریم. معجزه و شق‌القمر نمی‌خواهیم. این روزها اگر از مردم بپرسید چه‌چیز حال تان را بهتر می‌کند، بعید است پاسخشان شباهتی به آرزوهای سال‌های دور داشته باشد.

احتمالاً دیگر نمی‌گویند خانۀ بزرگ‌تر مد نظرم است، ماشین گران‌تر می‌خواهم یا دوست دارم بروم سفر و چند روزی دور از هیاهو باشم. خواسته‌ها کوچک‌تر و بنیادی‌تر شده‌اند. می‌گویند دوست دارم جنگ تمام شود و قیمت‌ها ثبات پیدا کنند. می‌گویند کاش بتوانیم برای چند ماهِ بعدمان برنامه بریزیم و نگران آیندۀ فرزندمان نباشیم. می‌گویند کاش اینترنت قطع نشود. می‌گویند کاش گشت ارشاد برنگردد. می‌گویند کاش بتوانیم آزادانه حرف بزنیم و زندگی کنیم. کاش هر روزی که چشم باز می‌کنیم، خبر بد به گوشمان نرسد.

تغییر حالمان تا حد زیادی به همین‌ها خلاصه می‌شود، ولی همه بفهمی‌نفهمی بی‌اعصابیم و حتی اگر همۀ این‌ها هم از آسمان ببارند بعید می‌دانم بهتر شویم؛ چون از پا درآمده‌ایم. رنجِ روحی داریم. پر از اضطرابیم. خاطرۀ جنگ، تنش‌های انباشته، سوگ و مشکلاتِ پس از سانحه داریم. ما به راهکارهای عملی و حال‌خوب‌کُن نیاز داریم.

نمی‌شود به آدم‌هایی که نگرانِ ارزش پول، امنیت و آینده هستند، توصیه کرد دخیل ببندید، یوگا کنید، کمتر اخبار ببینید و نگاهتان به نیمۀ پر لیوان باشد. حال خوبِ جامعه از کیفیتِ حکمرانی، وضعیت معیشتی، امنیت، آزادی، آرامش پایدار و چشم‌اندازی می‌آید که شهروندان از فردای خود دارند. در این شرایط چطور می‌توان از رنجِ جامعه کاست؟ چه اتفاقی باید بیفتد تا مردم دوباره دلیلی برای آرامش داشته باشند؟

۱- شر جنگ را از سر مردم کم کنیم

هیچ جامعه‌ای نمی‌تواند تا ابد در اضطرار و آماده‌باش به ‌سر ببرد. جنگ، گذشته از تهدیدِ موشک و انفجار، انبوه ترس‌ها و نگرانی‌هایی است که به خانه‌ها نفوذ می‌کند. جنگ یعنی احتمالِ حمله، تورمِ افسارگسیخته، کسب‌و‌کارِ هدررفته، نگرانی از آینده، مهاجرتِ اجباری، درمانِ رهاشده و ترس از بحران‌های انباشته. همۀ این‌ها ناشی از سیاست‌های کلان است که حالا به شکست مذاکرات، تفاهمِ شکننده و نامعلوم‌بودنِ سرنوشتِ آبراه جنوبی گره خورده است. پس یکی از اقداماتی که می‌تواند مستقیماً بر حالِ روحی و جسمیِ مردم اثر بگذارد، پایانِ جنگ است. مردم برخلاف خواستۀ نمایندگانِ چند درصدی و جناح تندرو به بزن‌بزن و «جنگ تا روز قیامت» نیازی ندارند. بهترین خبر این است که بشنویم جنگ تمام شده است.

۲- اقتصاد را از بندِ غافل‌گیریِ دائمی برهانیم

اقتصادِ بی‌ثبات بر همه‌چیز اثر می‌گذارد. بی‌ثباتی یعنی بر باد رفتنِ چشم‌انداز. وقتی ندانی با حقوقِ ماه آینده چه‌قدر قدرت خرید داری، ندانی اجارۀ سال بعدت چقدر است، ندانی قیمتِ کالاها در فاصلۀ دو خریدت چقدر تغییر می‌کند و ندانی حقوقی در کار است یا نه، زندگی به مدیریتِ بحرانِ روزمره تبدیل می‌شود.

گزارش‌ها از کوچک‌ترشدنِ سبد خرید خانوار و کاهشِ بنیۀ اقتصادی حکایت دارند و وخامت اوضاع به‎حدی است که برخی کالاهای اساسی و درمان‌های ضروری از اولویتِ مردم حذف شده‌اند. به همین دلیل بیش از وعدۀ ثروتمندشدنِ کشور، به ثبات نیاز داریم؛ ثبات ارز، ثبات قیمت‌ها، ثبات قوانین و ثبات سرمایه. بزرگ‌ترین دستاورد اقتصادی، وعدۀ یک‌شبه پولدارشدن و خروج از بحران‌های پیاپی نیست؛ این است که بدانیم پولی در جیب داریم که چند روز دیگر بی‌ارزش‌تر از امروز نیست.

۳- دوباره بتوانیم برای آینده برنامه‌ریزی کنیم

یکی از نشانه‌های خستگی اجتماعی، کوتاه‌شدنِ افقِ زندگی است. آدمی که زمانی برای پنج سالِ آینده برنامه می‌ریخت، حالا شاید نتواند برای چند روز آینده‌اش تصمیم بگیرد. جوانی که باید به ازدواج، تحصیل، اشتغال، خرید خانه یا بچه‌دارشدن بیندیشد، اول باید حساب کند آیا می‌تواند از پس هزینه‌های عادی زندگی برآید یا نه. دست‌ و پای جامعه بسته است و زمانی حالش بهتر می‌شود که آینده دوباره قابل تصور باشد.

۴- از تندروی خسته‌ایم؛ کمی عقلانیت بد نیست

جامعه فقط از جنگِ خارجی خسته نیست؛ از جنگِ دائمی در داخل هم خسته است؛ از اینکه هر اختلاف‌نظر به دشمنی تبدیل شود، هر منتقدی متهم باشد و هر عقب‌نشینی از موضع سیاسی، خیانت تلقی شود. مردم به سیاستمدارانی نیاز دارند که بلد باشند مسئله حل کنند، نه‌ اینکه مدام مسئلۀ نو بسازند. کشوری که همۀ انرژی‌اش را صرفِ تولید دشمن، زدوخورد با مخالف و تنشِ دائمی می‌کند، فرصت زیادی برای ساختنِ زندگی شهروندان ندارد. حالِ مردم زمانی بهتر می‌شود که سیاست از هیجان، درگیری و شعار فاصله بگیرد و به سمتِ عقلانیت، گفت‌و‌گو، اعتماد و مصالحه برود.

۵-آزادی و حق انتخابِ مردم را به رسمیت بشناسیم

آزادی در مباحث سیاسی چُنان بزرگ و انتزاعی است که معنای روزمره‌اش فراموش می‌شود، ولی در زندگی مردم، مفهوم ساده‌ای دارد. آزادی به این معناست که بتوانی خودت باشی، آن‌طور که می‌خواهی لباس بپوشی، موسیقی دلخواهت را گوش کنی، کتاب بخوانی، حرف بزنی، سفر بروی، شغل انتخاب کنی و سبک زندگیِ خودت را داشته باشی، بدون اینکه مدام نگران باشی انتخاب شخصی‌ات تو را با دردسر مواجه کند. جامعه‌ای که شهروندانش مدام مراقب رفتار و گفتارشان هستند، جامعۀ آرامی نیست. آزادی یکی از ارکانِ زندگی سالم است.

۶- امنیت را از معنای نظامی‌اش بزرگ‌تر ببینیم

امنیت فقط در این خلاصه نمی‌شود که موشک به خانه‌ات نخورد؛ یعنی مطمئن باشی قانون از تو حمایت می‌کند. یعنی شغلت فردا از بین نمی‌رود. یعنی اگر بیمار شدی، درمان از توانت خارج نیست. یعنی نگرانِ آیندۀ فرزندت نباشی. یعنی مجبور نیستی هر شب دربارۀ اتفاق‌های احتمالیِ فردا سناریو بسازی. یعنی احساس نکنی زندگی‌ات در معرضِ تصمیم‌های ناگهانی و غیرقابل‌پیش‌بینی است. یکی از مهم‌ترین نیازهای امروز مردم، ثبات و مصونیت در برابر بی‌ثباتی است.

۷- حفظ استقلال بدون انزوا

استقلال ارزشمند است، اما نباید منجر به انزوا شود. هر کشور مستقل باید بتواند از منافعش دفاع کند، همزمان توان مذاکره، تجارت و ارتباط با جهان داشته باشد و برای کاهش تنش بکوشد. نتیجۀ استقلال باید در زندگی مردم ملموس باشد. اقتصاد مستقل باید بتواند با جهان ارتباط برقرار کند و به فناوری و دانش تکیه کند. استقلال فقط وقتی ارزشمند است که به افزایش قدرت مردم منجر شود، ولی اگر معنایش تحمل دائمِ هزینه‌های اقتصادی و سیاسی باشد، طبیعی است که مردم دربارۀ نسبتِ وعده و نتیجه سؤال کنند.

۸- اینترنتِ سریع، ارزان و بدون فیلتر به مردم بدهیم

چرا اینترنتِ آزاد و باکیفیت به مردم نمی‌دهیم؟ در عصر کنونی، اینترنت همه‌چیز است؛ محل کار، دانشگاه، فروشگاه، رسانه و راه ارتباط با این و آن. قطع یا محدودکردنِ اینترنت یعنی سلیقه‌ای عمل‌کردن، یعنی ذی‌نفع‌بودن از انسدادِ تکنولوژی، یعنی قطعِ بخشی از زندگیِ واقعی. مردم باید بدانند در جهان چه می‌گذرد، باید بتوانند با اینترنت کار کنند، کسب‌و‌کارشان را اداره کنند، با دیگران ارتباط داشته باشند و به اطلاعات دسترسی پیدا کنند. در جهانی که ارتباطات روزبه‌روز گسترده‌تر می‌شود، حس جدایی از جهان، اضطراب‌آور است.

۹- اعتماد را احیا کنیم

هیچ‌چیز به‌اندازۀ بی‌اعتمادی جامعه را به ستوه نمی‌آورد. اگر مردم به آمارها، وعده‌ها، سیاست‌ها و به آینده اعتماد نکنند، تصور می‌کنند واقعیت زندگی‌شان با آنچه در تریبون‌های رسمی گفته می‌شود تفاوت دارد. اگر بین مردم و حاکمیت فاصله بیفتد، سرمایۀ اجتماعی و اعتماد عمومی از بین می‌رود. اعتماد با شعار برنمی‌گردد. با صداقت و عملکردِ مسئولانه برمی‌گردد. جامعۀ بالغ لزوماً جامعه‌ای نیست که در آن همه‌چیز خوب باشد؛ جامعه‌ای است که بتواند دربارۀ همه‌چیز صادقانه حرف بزند.

۱۰- توان اقتصادی و حفظ کرامت اجتماعی مهم است

قدرت خرید فقط به پول خلاصه نمی‌شود. توان اقتصادی به افراد جامعه کرامت می‌بخشد. خیلی از خانواده‌ها در شرایط کنونی ناچارند از خوراک، پوشاک، درمان، تفریح و آموزش بگذرند، ولی شهروندِ باکرامت باید بتواند از پسِ هزینه‌های عادی زندگی برآید، بتواند برای تولد فرزندش هدیه بخرد، بتواند گاهی با نزدیکانش بیرون برود، بتواند سالی یک بار سفر کند، بتواند غذای موردعلاقه‌اش را بخورد، بتواند برای خانه‌اش چیزی بخرد. زندگی طبیعی یعنی همین. زندگی فقط زنده‌ماندن نیست. جامعه‌ای که شهروندانش مجبور باشند بین نیازهای اساسی‌شان یکی را انتخاب کنند، دیر یا زود دچار فرسودگی اجتماعی می‌شود. درنتیجه حال بدمان دلایل روشنی دارد و حال خوب با تحقق این اهداف به دست می‌آید.

کاش دیگر خبرها را لحظه‌به‌لحظه دنبال نکنیم، صدای آژیر و انفجار نشنویم، قیمتِ هر چیز را چک نکنیم، این‌قدرحساب و کتاب نکنیم. نپرسیم دلار چند شده. نپرسیم کی رفته و کی آمده.... دلم می‌خواهد عصر باشد؛ از آن عصرهای کشدار آخر تابستان که آفتاب دیگر بی‌رمق است و هوا نرم شده. لم بدهی روی تختِ چوبیِ کنار حوض، کتابی در دستت و استکان چای کنارت... نسیم خنکی از لابلای شاخه‌ها بوزد، صورتت را نوازش کند، مجالی بدهد به این حال، به این آسودن و بعد همۀ تلخی‌ها را با خودش ببرد. دلم می‌خواهد عصر باشد؛ عصرِ همان ایرانی که دلمان برایش تنگ شده است.

دلم می‌خواهد شهریور از راه برسد و خنکای پاییز را بیاورد. پنجره را باز کنم، سرگرم کار خودم باشم و صدای باران از حیاط بیاید. آن‌وقت شاید بتوان زیر لب آواز سر داد.. بتوان گفت ببار... بر کوه و دشت و هامون ببار... ببار و گَردِ این روزهای خسته را بشوی... ببار که این سرزمین تشنه است؛ تشنۀ باران، تشنۀ آرامش، تشنۀ روزهای بهتر. ببار به یاد همۀ آن‌هایی که دلشان همین عصر آرام را می‌خواست. بگذار تابستان با گرما و تلخی‌اش تمام شود... پاییز بیاید... باران ببارد... شاید از دل این همه خستگی، جوانه‌ای سبز شود.


۵۱ دقیقه قبل / سایت نورنیوز

نقشه خروج اضطراری از محاصره‌ی تمام‌عیار

نورنیوز - گروه سیاسی: ایران بار دیگر در میانه یک طوفانِ ژئوپلیتیک قرار گرفته است. بازگشت به رویکردِ «فشار حداکثری» توسط دونالد ترامپ، تنها یک تغییرِ ساده در سیاست های کاخ سفید نیست؛ بلکه آغازِ یک جنگِ اقتصادی تمام‌عیار است که زیرساختِ معیشتی و پیوندهای اجتماعیِ ایران را به عنوانِ «هدفِ اصلی» نشانه رفته است. در این شرایط، تداومِ برخی الگوهای مدیریتی که پیش از این نیز محلِ نقد بود، نه تنها کارآمد نیست، بلکه می‌تواند به مثابه گشودنِ جبهه‌ای جدید از درون باشد. برای عبور از این پیچِ تاریخی، نیازمندِ گذار از «اقتصادِ بخشی» به «اقتصادِ امنیت» و «راهبردِ تاب‌آوریِ یکپارچه» هستیم. تاب آوری ملی و ماجرای بنزین

اخبار رسمی و نیمه رسمی حکایت از این دارد که دولت، برای اصلاح قیمت بنزین، برنامه‌هایی دارد. تنگناهای مالی دولت به دلیل مسدود شدن فروش نفت و محدودیت شدید درآمدهای جاری خزانه، یکی از اصلی ترین دلایل دولت برای قیمت بنزین اعلام شده است. اما باید دانست که تقلیل مسئله بنزین به یک متغیرِ قیمتی در ترازنامه دولت، ناشی از یک خطایِ بنیادینِ درکِ استراتژیک است. بنزین در اقتصادِ سیاسیِ ایران، «شریانِ حیاتی» و «پیشرانِ تورمی» است. در شرایطی که تحریم‌های خارجی به صورتِ ساختاری قدرت خرید را هدف گرفته‌اند، افزایشِ قیمت سوخت، نه یک «جراحی اقتصادی»، بلکه تحریکِ انتظاراتِ تورمی در جامعه‌ای است که «زخم‌خورده‌یِ بی‌ثباتی» است.

وقتی جامعه زیر فشارِ سنگینِ ناشی از انزوایِ بین‌المللی است، دست بردن در قیمتِ کالا‌های پیشران، مصداقِ بارزِ «خودتحریمی» است. حاکمیت باید بداند که در وضعیتِ محاصره، «سرمایه اجتماعی» دقیقاً همان «سرمایه استراتژیک» است. هر سیاستی که این سرمایه را فرسوده کند، عملاً توانِ دفاعیِ کشور را در نبردِ بلندمدت با فشارِ خارجی تضعیف کرده است.

تاب‌آوری ملی، محصولِ یک وزارتخانه یا یک بخشِ خاص نیست؛ بلکه برآیندِ عملکردِ کلانِ نظامِ حکمرانی در چهار لایه است:

لایه اقتصادی (سپرِ محافظ): دولت باید از جایگاهِ «مجریِ شوک‌های قیمتی» به جایگاهِ «سپرِ حفاظتیِ معیشت» تغییرِ موضع دهد. اولویتِ اول، تضمینِ دسترسیِ عادلانه به کالا‌های اساسی و جلوگیری از انتقالِ تورم است. در جنگِ اقتصادی، «ثباتِ معیشتی» به اندازه «ثباتِ ارزی» اهمیت دارد.

لایه قضایی (عدالتِ مشهود): در ایامِ محاصره، کوچک‌ترین نشانه‌ای از رانت، فساد و تبعیض، به منزله‌یِ شکافی در دیواره‌یِ دفاعیِ کشور عمل می‌کند. تاب‌آوری ملی جز با «برخوردِ قاطع و بی‌ملاحظه با مفسدان واقعی و اصلی» و «شفافیتِ حداکثری در توزیعِ منابع» ممکن نیست. مردم باید احساس کنند که بارِ سنگینِ جنگ بر دوشِ همه (به ویژه صاحب‌منصبان و طبقاتِ برخوردار) به صورتِ عادلانه توزیع می‌شود. صدور احکام قضایی حساسیت برانگیز در حوزه های اجتماعی و فرهنگی و رسانه‌ای، مخل تقویت این سرمایه اجتماعی است.

لایه سیاسی (اجماع‌سازی): حاکمیت نیازمندِ یک «پیمانِ ملی» است. عبور از جنگِ اقتصادی، مستلزمِ شنیدنِ صدایِ نحله‌های مختلفِ فکری و مشارکت‌دادنِ بدنه نخبگانی در تصمیمات است. انسجامِ سیاسیِ داخلی، پیامی قدرتمند به جبهه حریف مخابره می‌کند که ایران در درون، نه یک جامعه‌یِ گسسته، بلکه یک صفِ واحد است. در این لایه، بیش از هر چیز، رسانه ملی است که موظف به حفظ انسجام واقعی و بازتاب همه صداهای موجود در صحنه سیاست ایران امروز است.

لایه فرهنگی (روایتِ پیروزی): جنگِ اقتصادی تنها روی کاغذ نیست؛ جنگِ روایت‌هاست. باید برای مردم تبیین شود که چرا این فشار‌ها وجود دارد و سهمِ هر کس در این میانه چیست. امید، به معنایِ وعده‌های واهی نیست؛ بلکه به معنایِ دیدنِ افق‌های روشن در سایه‌یِ عدالت و عقلانیتِ حکمرانی است. اینکه رییس جمهور محترم با صراحت تمام، از بی پولی دولت و مشکلات اداره کشور سخن می گوید می تواند حمل بر این شود که می خواهد شفاف سازی کند و با مردم صادقانه سخن بگوید. اما این گفت وگو با مردم، ضرورتا باید همراه با امید آفرینی و آینده سازی باشد. «جراحیِ ساختار» به جای «جراحیِ سفره»

اکنون باید خطاب به بدنه تصمیم‌گیر کشور گفت که دورانِ آزمون و خطایِ سیاست‌هایِ کلاسیکِ در شرایطِ جنگی سپری شده است. راهبردِ درست، «حکمرانیِ عدالت‌محور» است. حاکمیت باید به جایِ تمرکز بر افزایشِ قیمت‌ها، «جراحیِ ساختارهایِ ناکارآمدِ هزینه‌زا» و «قطعِ دستِ دلالانِ ارز و کالا» را در دستور کار قرار دهد.

پیشنهادِ صریح این است که نظام به سمت تشکیل «ستادِ عالیِ تاب‌آوری ملی» با اختیاراتِ فرابخشی برود تا نه تنها بر قیمت‌ها، بلکه بر عملکردِ قضایی در مقابله با مفاسدِ اقتصادی و پیوندهای اجتماعی نظارت کند. این ستاد باید پیوستِ اجتماعیِ هر تصمیمِ اقتصادی را پیش از اجرا، نه در اتاق‌هایِ دربسته، بلکه با ترازویِ «رضایتِ عمومی» بسنجد. معنای این پیشنهاد، افزودن حلقه ای جدید به زنجیره بلند بوروکراسی کشور نیست. چنین ستادی می تواند فقط یک تشکیلات ذهنی باشد اما در چارچوب این ذهنیت، ساختارهای موجود حاکمیتی را در مسیر تاب آوری بیشتر کشور بسیج کند.

جنگِ اقتصادیِ ترامپ، آزمونی برایِ «اراده» و «خردِ جمعیِ» ماست. حریف به‌دنبالِ آن است که با فشارِ خارجی، ایران را به لبه‌یِ پرتگاهِ بحران‌هایِ داخلی براند. پیروزی در این کارزار، مستلزمِ یک «توافقِ نانوشته» میان حاکمیت و مردم است: حاکمیت، عدالت و حفاظت از معیشت را تضمین کند تا مردم نیز صبوری و تاب‌آوریِ تاریخیِ خود را در برابرِ فشارِ بیگانه حفظ کنند. در این معامله‌یِ دوطرفه، کوچک‌ترین لغزش در مسیرِ بی‌عدالتی یا فشارِ قیمتی، می‌تواند به یک شکستِ راهبردی بدل شود. زمانِ آن رسیده که «عدالتِ اقتصادی»، نه به عنوان یک شعار، بلکه به عنوانِ اولین «سنگرِ امنیتِ ملی» بازخوانی شود.

 

نورنیوز


۱۳ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

ترامپ: اگر برای جلوگیری از سلاح هسته‌ای ایران لازم بود، ۱۰۰ بار دیگر حمله می‌کردم| کنترل تنگه هرمز در اختیار ماست

رویداد۲۴| دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از آمریکایی‌ها خواست افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ را تحمل کنند و درباره حمله به ایران گفت اگر برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای لازم می‌بود، ۱۰۰ بار دیگر نیز این کار را انجام می‌داد.

بخش‌هایی از ادعا‌های وی به شرح زیر است:

ایران هرگز سلاح هسته‌ای نخواهد داشت و ما کنترل تنگه هرمز را در اختیار داریم.

اگر ایران سلاح هسته‌ای داشت، از آن استفاده می‌کرد و اسرائیل و تمام خاورمیانه را نابود می‌کرد.

ایران هنوز تعدادی موشک و پهپاد دارد، اما ظرفیت تولید آنها در مقایسه با پنج ماه قبل بسیار پایین است

ایرانی‌ها به کشور‌های تقریباً بی‌طرفی موشک شلیک کردند که هیچ‌کس نمی‌دانست تا چه اندازه در این درگیری دخیل هستند.

ایرانی‌ها همه را هدف قرار دادند و اگر بمب هسته‌ای داشتند، از آن علیه همه استفاده می‌کردند.

ایران به یک قدرت سلطه‌گر در خاورمیانه تبدیل شده که دیگران را مورد زورگویی قرار می‌دهد.




 هشدار محمد مهاجری نسبت به تصویب طرح مقابله با نفوذ مجلس / چنین طرح‌هایی تنها منجر به نارضایتی عمومی می‌شود
۱۸ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

هشدار محمد مهاجری نسبت به تصویب طرح مقابله با نفوذ مجلس / چنین طرح‌هایی تنها منجر به نارضایتی عمومی می‌شود

محمد مهاجری گفت: در شرایطی که کشور نیازمند آرامش و انسجام برای عبور از بحران‌های اقتصادی و معیشتی است، مطرح کردن چنین طرح‌هایی رفتاری غیرعاقلانه و حاشیه‌ساز است که تنها منجر به نارضایتی عمومی می‌شود.

 توافق ایران و عمان می‌تواند به تنهایی منجر به بازگشایی تنگه‌هرمز شود؟
۱۸ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

توافق ایران و عمان می‌تواند به تنهایی منجر به بازگشایی تنگه‌هرمز شود؟

سفیر پیشین ایران در فرانسه گفت: توافق ایران و عمان به‌ تنهایی به معنای بازگشایی تنگه هرمز نخواهد بود، زیرا این توافق تنها بخشی از یکی از بندهای «یادداشت تفاهم ۱۴ ماده‌ای» میان ایران و امریکا است، از همین رو اگر قرار باشد عبور و مرور در تنگه هرمز برای همه کشورها به وضعیت عادی بازگردد، امریکا باید به دیگر شروط و مطالبات اعلامی ایران که سه‌شنبه توسط محمدباقر قالیباف، رییس مجلس کشورمان رسانه‌ای شد نیز پاسخ دهد.

 نقشه خروج اضطراری از محاصره‌ی تمام‌عیار
۴۸ دقیقه قبل / سایت نورنیوز

نقشه خروج اضطراری از محاصره‌ی تمام‌عیار

جنگِ اقتصادیِ ترامپ، آزمونی برایِ «اراده» و «خردِ جمعیِ» ماست. حریف به‌دنبالِ آن است که با فشارِ خارجی، ایران را به لبه‌یِ پرتگاهِ بحران‌هایِ داخلی براند. پیروزی در این کارزار، مستلزمِ یک «توافقِ نانوشته» میان حاکمیت و مردم است: حاکمیت، عدالت و حفاظت از معیشت را تضمین کند تا مردم نیز صبوری و تاب‌آوریِ تاریخیِ خود را در برابرِ فشارِ بیگانه حفظ کنند.

 تغییر آرایش نظامی آمریکا؛ ورود ناو هواپیمابر جورج واشنگتن به خاورمیانه
۱۷ ساعت قبل / سایت جهان صنعت نیوز

تغییر آرایش نظامی آمریکا؛ ورود ناو هواپیمابر جورج واشنگتن به خاورمیانه

ستاد فرماندهی مرکزی آمریکا از ورود ناو هواپیمابر جروج واشنگتن به منطقه عملیاتی خاورمیانه پس از ناکامی ناو آبراهام لینکلن در انجام مأموریت‌های رزمی خبر داد.

 ترامپ: اگر برای جلوگیری از سلاح هسته‌ای ایران لازم بود، ۱۰۰ بار دیگر حمله می‌کردم| کنترل تنگه هرمز در اختیار ماست
۱۱ دقیقه قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

ترامپ: اگر برای جلوگیری از سلاح هسته‌ای ایران لازم بود، ۱۰۰ بار دیگر حمله می‌کردم| کنترل تنگه هرمز در اختیار ماست

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، از آمریکایی‌ها خواست افزایش قیمت سوخت ناشی از جنگ را تحمل کنند و درباره حمله به ایران گفت اگر برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای لازم می‌بود، ۱۰۰ بار دیگر نیز این کار را انجام می‌داد.

 بن‌بست تهران | نیویورکر می‌گوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است
۱۸ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

بن‌بست تهران | نیویورکر می‌گوید ترامپ جنگ با ایران را باخته است

ایشان تارور، ستون‌نویس مجله نیویورکر، در یادداشتی تحلیلی می‌گوید شش ماه پس از آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، نه‌تنها اهداف اصلی واشنگتن محقق نشده، بلکه ایران با حفظ ساختار سیاسی، کنترل تنگه هرمز و تداوم توان موشکی و پهپادی، دست بالاتری در چانه‌زنی پیدا کرده است. به نوشته او، جنگی که قرار بود توان جمهوری اسلامی را در هم بشکند، به فرسایش ذخایر نظامی آمریکا، فشار بر متحدان منطقه‌ای و کاهش اعتبار واشنگتن منجر شده است.