
مورد عجیبی که در سالهای اخیر و به ویژه در ماههای اخیر پس از نهم اسفند ۱۴۰۴ بیشتر مشاهده میشود، تمایل عجیب برخی مسئولان کشور، از جمله سیاسیون انقلابی یا به ظاهر انقلابی (در این زمینه تفاوتی هم میان موافق و مخالف مذاکره وجود ندارد)، به تعریف و تمجید و تکریم از خود است. تکرار بیش از حد واژه «من» در سخنان ایشان و تعاریف و تکریمها و تقدیسهای عجیب از سوابق، پیشبینیها، پیشگوییها و دست آوردها و خلاصه ارجاعات مکرر به «خود»، سلوک سیاسی جدیدی را تدریجا جا میاندازد که مع الاسف، در حال تکثیر و ازدیاد افقی و عمودی است. به گونهای که گاهی مشاهده میشود سیاسیون و تحلیلگران و اصحاب سیاست و رسانه و ... تبدیل به بلاگرهای عرصه سیاست شده و برای جذب فالور و ترویج و ارتقای موقعیت سیاسی و تصویر خود، مشغول ریپلای کردن پیشبینیهای سیاسی گذشتهشان مبنی بر جنگ، آتش بس، تفاهم، گرانی، اغتشاش و... شده یا با استوری توییت سال و ماه گذشته و اسکرین شات استوری چند هفته و چند ماه قبل، تلاش کنند تا عمق راهبردی خود را به رخ بکشند. امری که خروجی اولی آن، تنزل امر سیاسی و به تبع آن قربانی کردن امر ملی خواهد بود. این شکل ورود به مساله، نتیجهای جز ساده سازیهای کودکانه و صورتی مسائل پیچیده و حساس سیاسی نداشته و زمینه بحثهای دقیق، کارشناسانه و موثر را از میان برده و با اغتشاش ذهنی و غافل کردن عموم از واقع امر، فضا را برای، عرض اندام و جلوهگری جریانات سیاسی لیبرال و سکولار و براندازان یقه دیپلمات به ظاهر موجه داخلی فراهم ساخته و ادبیات عوامفریبانه و مغالطه آمیز آنها مبنی بر صلح شرافتمندانه و حق زندگی و سازش و تسلیم را فراگیر میکنند. به طور مشخص، وقتی مسئولان «مورد اعتماد» به جای دنبال کردن امر رهبری در حراست از وحدت و منافع ملی، مشغول پاسخگویی به شبهات و ابهامات درباره عملکرد و اقدام خود در موضوعات مختلف شوند و «تنگه احد» پاسداری از امر ملی را به طمع «غنیمتِ» تصویر روتوش شده انتخاباتی برای آینده نیامده و بدعهد در سپهر سیاسی کشور، رها کنند، جریان غربگرای بهت زده از بعثت مردم و مقاومت ملی تاریخی ایران در برابر …






