
۱۷۰ روز پس از شهادت امام عزیزمان و تحمیل ۳ جنگ و کودتا بر کشور در عرض یک سال، توجه به ریشهها و ابعاد بروز این حوادث از جهت اصلاح محاسبات و جبران خطاهای بسیار پرهزینه، ضروری است. در نشستهای تحلیلی دلایل مختلفی برای تحمیل جنگ به کشور ذکر میشود از خطای محاسباتی مسئولان، پیامهای اشتباه، تا روحیات شخص و سیاستهای ترامپ و یا نقش نتانیاهو در آتشافروزی در منطقه، برخی نیز تحمیل جنگ به کشور و شهادت رهبر عالیقدرمان را نتیجه روند مذاکره با دشمن میدانند. اما واقعیتی که به نظر میرسد کمتر به آن پرداخته میشود مسیر، بستر و روند مدیریتی است که نهایتاً به تحمیل جنگ و شهادت امام عزیز منتهی شد و دشمن را به این جمعبندی رساند که شرایط داخلی برای حمله به ایران مهیاست. اگر این بسترها و مجموعه عوامل را که محاسبات دشمن را شکل میدهد درست نبینیم و به آن نپردازیم یقیناً به خطا رفتهایم. مسیری که از اواسط ۱۴۰۳ تا لحظه شهادت رهبر عالیقدر در طول دو سال به صورت ویژه باعث شد تا از ایران مقتدر در برابر دشمنان ضعیفنمایی و از جمهوری اسلامی به عنوان نظامی مستأصل، درمانده، خسته، پشیمان و شکستخورده و بههم ریخته تصویرسازی شود، این یک روند به غایت خطرناک است که در صورت غفلت از اصلاح آن، جمهوری اسلامی را بیش از گذشته با تهدید وجودی مواجه خواهد کرد. روندی که عملاً با ناکارآمدی عمیق باعث تغییر محاسبات دشمن نسبت به اراده و توان ایستادگی جمهوری اسلامی در برابر تهدیدات شد. در همین ارتباط به هشدار مهم رهبر شهید انقلاب توجه کنید: «این، یک قاعده کلی است که احساس ضعف موجب تشویق دشمن به حمله خواهد شد، بنابراین اگر میخواهید دشمن را از تهاجم منصرف کنید، باید از نشان دادن احساس ضعف بپرهیزیم و نقاط قوت فراوانی را که در اختیار داریم، آشکار کنیم.» اسفند ۱۳۹۵ این هشدار صریح که نمونههای متعددی از آن را در کلام رهبر شهید میتوان یافت نشان میدهد که ابراز ضعف در برابر دشمن تا چه میزان میتواند به عنوان یک خطای ادراکی باعث افزایش تهدید شود. متأسفانه بررسی روند مدیریت اقتصادی کشور از پاییز 1403 نشان میدهد به مرور اکثر شاخصهای اقتصادی از قبیل نقدینگی، …
