
مدتی است که برخی مسئولان ردهبالای کشور، مکرر از عبارت «شرایط نه جنگ و نه صلح» استفاده کرده و با آن جملهسازی تمرین میکنند و از این مجرا تئوریهای خروج از این شرایط مبتنی بر سازش و صلح و... را تجویز میکنند. در این رابطه چند خطا و خطر وجود دارد که غفلت یا تغافل از آنها، آسیبهای جبرانناپذیر برای کشور را در پی خواهد داشت. اولاً، اگر شرایط ما نه جنگ و نه صلح است، پس این همه استدلال مبنی بر اینکه در موقعیت پیروزی هستیم و باید جنگ را تمام کنیم، بیبنیان است. اینکه سید خوشسیمایی بگوید ما در شرایط صلح حدیبیه هستیم هم به همین دلیل راحت و آسان، باطل میشود. ثانياً، قطعاً و بیشک، شرایط کشور، شرایطی جنگی است. کافی است راهبرد دشمن در محاصره دریایی و اقتصادی را مرور کنیم. دشمن پس از ناکامی چندباره در عملیات نظامی و شکست سخت در نبرد هرمز، صریحاً اعلام کرد برای تحقق هدف خود در نابودی جمهوری اسلامی به تشدید فشارهای اقتصادی، بالا بردن نارضایتی مبادرت کرده که نتیجه آن تکرار چیزی شبیه کودتای دی ماه گذشته، باشد. این امر در سخنان و مواضع سران تروریست امریکا و اسرائیل نیز تصریح شده است. این یک جنگ تمامعیار است و پاسخهای دبیر شعام به این تهدیدها مؤید این مطلب است. پس شرایط کاملاً جنگی است و در شرایط جنگی، راهبردها متفاوت از نه جنگ و نه صلح است. ثالثاً، این شرایط جنگی، تحمیلی است و انتخاب ما نبوده و نیست. لذا، اینکه دائماً برای عبور از این شرایط نسخههای صلح و سازش و... مینویسند و میگویند، در حقیقت تسلیم را تزئین …












