
هفت صبح| تا به حال شده در حال راه رفتن در یک خیابان زیبا باشید، اما اصلاً متوجه رنگ درختها یا صدای باد نشده باشید؟ چون تمام فکرتان این است که «چه زمانی میرسم؟» یا شاید در حال گذراندن دوران دانشجویی هستید، اما به جای لذت بردن از یادگیری، هر شب با این استرس میخوابید که اگر تا ۲۵ سالگی به جایگاه خاصی نرسید، انگار از قطار زندگی جا ماندهاید.
اگر این حس برایتان آشناست، باید بدانید که شما تنها نیستید. در واقع شما و همه کسانی که دچار چنین تصورات و افکاری هستید، دچار عارضهای شدهاید که روانشناسان به آن «شتاب اجتماعی» میگویند. این حالتی است که در آن، ساعت زندگی ما با سرعت تیکتیک ساعتهای دیواری پیش نمیرود، بلکه با سرعتِ لمس کردن انگشت روی صفحه گوشی جلو میرود؛ پرشتاب و پرسرعت.
مسابقهای که خط پایان ندارد
امروز فشاری نامرئی و خردکننده روی دوش جوانان است که کمتر به آن توجه میشود. این فشار از سه جهت به وجود میآید: والدینی که میخواهند فرزندشان «بهتر از همسایه» باشد، جامعهای که موفقیت را فقط با پول و مقام میسنجد و سومین عامل؛ فضای مجازی. وقتی هر روز در اینستاگرام، جوانی ۲۰ ساله را میبینید که صاحب یک بیزنس موفق شده یا در یک پست شبکه مجازی لینکدین، کسی از رسیدن به جایگاه مدیریتی در سن پایین صحبت میکند، ناخودآگاه یک ساعت شنی در ذهنتان نقش میبندد.
ساعتی که به شما میگوید: «عجله کن! وقت نداری. اگر همین حالا نرسی، شکست خوردهای». اما مشکل اصلی اینجاست که این مسابقه، اصلاً خط پایان ندارد. چون هر چه سریعتر رشد کنید، یک نفر دیگر پیدا می شود که از شما سریعتر است. در نتیجه، ما از «زندگی کردن» دست کشیدیم و تبدیل به «ماشینهای رسیدن» شدهایم.
ما دیگر به سفر علاقه نداریم، ما فقط عاشق رسیدن به مقصد هستیم؛ حتی اگر آن مقصد، لزوماً خوشبختی ما نباشد. ما یاد گرفتهایم اگر دائما در حال «رشد» نباشیم، وقتمان را تلف کردهایم و دیگر نمیتوانیم به موفقیت و آرزوهایمان برسیم. برای همین است که حتی استراحت کردن برای جوان امروز، با احساس گناه همراه است؛ چون فکر میکند در همان لحظه استراحت، رقیبش در حال پیشرفت است.
وقتی «سفر» فدای «مقصد» میشود
بیایید صادق باشیم؛ لذت زندگی در مسیر است، …











