قیمت طلا امروز




 روزنامه هفت صبح / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

بدرقه ایرج؛ پهلوان آواز ایران

راسم بدرقه او نیز با آوازخوانی احسان خواجه‌امیری، علی‌اصغر شاه‌زیدی، علی جهاندار و علیرضا افتخاری همراه بود
 بدرقه ایرج؛ پهلوان آواز ایران

هفت صبح|  پیکر حسین خواجه‌امیری معروف به ایرج، استاد آواز ایران صبح جمعه ۲۳ مرداد با حضور خانواده، هنرمندان و جمع زیادی از دوست‌دارانش از مقابل تالار وحدت بدرقه شد. در این مراسم چهره‌هایی چون بیژن بیژنی، هوشنگ کامکار، علیرضا افتخاری، حسام‌الدین سراج،  علی‌اصغر شاه‌زیدی، هومن نامداری، حسین علیشاپور، ارسلان کامکار، رضا شایسته، کامران همت‌پور، علی عزیزی، بهرام گودرزی، رامبد صدیف، محمد موسوی، قاسم رفعتی، ایرج رحمانپور، محمد سلمانی، مهدی یغمایی و همچنین مهدی شفیعی معاون هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، بابک رضائی مدیرکل دفتر موسیقی، حمیدرضا نوربخش مدیرعامل خانه موسیقی ایران، اسحاق شکری مدیرعامل انجمن موسیقی ایران، محمد اله‌یاری مدیرعامل بنیاد رودکی و .... برگزار شد. همچنین پیکر ایرج ملقب به پهلوان آواز ایران با آوازخوانی احسان خواجه‌امیری، علی‌اصغر شاه‌زیدی، علی جهاندار و علیرضا افتخاری با نی‌نوازی محمد موسوی بدرقه شد. 

 

حمیدرضا نوربخش ـ خواننده و مدیرعامل خانه موسیقی ایران ـ در این مراسم ضمن تسلیت به خانواده و خاندان خواجه‌امیری، فرزندان او به‌ویژه احسان خواجه‌امیری و همه مردم ایران، گفت: ایرج خاطره چندین نسل است و چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، چه من بگویم و چه نگویم، نمی‌شود ایرج را از تاریخ موسیقی و آواز این کشور جدا کرد. او یک پنجره بی‌نظیر و استثنایی خداداد بود که متر و معیار صدا بوده، هست و خواهد بود. نزدیک به نیم قرن، شاید هم کمی بیشتر، این مرد آواز خواند، ترانه خواند و حاصل کارش را به آرشیو و حافظه فرهنگی، هنری و موسیقیایی ایران تقدیم کرد.

 

نوربخش در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به خاطره‌ای از محمدرضا شجریان درباره ایرج، گفت: بعضی وقت‌ها متأسفانه در فضای مجازی عده‌ای تلاش می‌کنند آواز را هم قطبی‌سازی کنند. وقتی بزرگی مثل روانشاد استاد محمدرضا شجریان درباره ایرج لقب «پهلوان» را به کار می‌برد، باید بدانیم این سخن از سر شناخت و بزرگواری بوده است.

 

علیرضا افتخاری نیز  خاطره‌ای از دوران کودکی خود و از تأثیر عمیق ایرج بر مسیر هنری‌اش تعریف کرد و گفت: در سن ۱۰ ـ ۱۲ سالگی، روزی روزگاری در رهگذری دیدم پرده‌ای زده بودند که روی آن نوشته بود استاد ایرج به‌زودی در این مکان در اصفهان اجرا خواهند داشت. من شاید یک ماه تمام مدرسه را ترک کردم و دم آن محل در کوچه سپاهان، ایستادم که اگر قرار است ایشان را زیارت کنم، همان‌جا زیارت کنم. البته استاد آن زمان تشریف نیاوردند و من ایشان را در مکان دیگری زیارت کردم، اما آن عشق از همان کودکی در من شکل گرفت.

 

افتخاری با اشاره به علاقه خود به صدای ایرج بیان کرد: عاشق استاد ایرج بودم. سعی نمی‌کردم شبیه او بخوانم، اما این صدا بود؛ چاره‌ای نداشتم. وقتی می‌خواندم، گویی یکی از شاگردان کوچک ایرج می‌خواند و همان‌طور هم شد.

 

افتخاری سپس با اشاره به جایگاه ایرج در موسیقی ایران گفت: الان وقتش است که صدای ایرج از رادیو پخش شود؛ صدای استادمان پخش شود. اگر نشود صدای چه کسی پخش شود؟ تنها چیزی که به انسان روحیه می‌دهد، روحیه، روحیه، روحیه است. نگاه‌های زیبا و برنامه‌های زیبا خوب است، اما حیف نیست که صدای استادمان پخش نشود؟

    ایرج می‌گفت، می‌خواهم جایی باشم که مردم باشند

احسان خواجه‌امیری، فرزند ایرج هم با بغض و اندوه خطاب به جمع بدرقه‌کنندگان گفت: قربون قدم‌هایتان بروم. مدت‌هاست، از زمستان گذشته که نتوانسته‌ام بخوانم؛ لال شده‌ام. اما امروز فکر می‌کنم این وظیفه بر دوش من است، چون اگر پدرم اینجا بود، قطعاً برای شما می‌خواند. امروز آخرین درسی که زندگی به من داد، عشق بود؛ عشق به ایران، عشق به شما، عشق به مردم ایران.

 

خواجه‌امیری با اشاره به علاقه پدرش به مردم ایران گفت: من قسم می‌خورم پدرم همه دوستانش را که اینجا هستند دوست داشت. همیشه می‌گفت من می‌خواهم جایی باشم که مردم باشند، می‌خواهم پیش مردم باشم، پیش مردم ایران.

 

علی جهاندار، خواننده نیز در این مراسم گفت: خانواده محترم ایرج بزرگ و احسان عزیز، از این به بعد باید علمدار این فرهنگ باشند و مسئولیتشان، به نظر من، بیشتر خواهد شد. او افزود: به دوستانی که به خاطر این طرفداری‌ها گاهی فضا را قطبی می‌کنند، می‌گویم در مزرعه این کشور چند گل دانه‌درشت وجود دارد، نمی‌شود اینها را از هم جدا کرد و گفت این یکی بهتر است و آن یکی نه. همه این بزرگان جایگاه خودشان را دارند.

 

سپس محمد موسوی، نوازنده نی در سخنانی به دوستی دیرینه‌اش با این استاد آواز ایرانی اشاره کرد و در ادامه، خاطره‌ای از استاد تاج اصفهانی تعریف کرد و افزود: من از اصفهان داشتم می‌آمدم تهران. آقای تاج همراه همسرشان گفتند ما هم می‌آییم تهران. گفتم قدم به چشم. سوار شدند و در راه از استاد تاج پرسیدم «استاد، از میان خواننده‌هایی که الان هستند، چه کسی را دوست دارید؟» گفت «ایرج».

 

موسوی ادامه داد: سال ۱۳۶۴ برای مبارکی به منزل استاد بنان رفتم. آنجا صحبت شد و ایشان گفتند «ای کاش خداوند صدای ایرج را به من می‌داد»؛ این یعنی صدای ایرج، یک صدای الهی و تاریخی بود.علی‌اصغر شاه‌زیدی، خواننده و مدرس آواز ایرانی نیز در این مراسم گفت: آن آقای ایرجی که وقتی قرار بود ساعت ۹ شب صدایشان از رادیو پخش شود، هر فردی هر جا بود خودش را به رادیو می‌رساند، حالا جلوی شما نفس نمی‌کشد، حرف نمی‌زند و آواز نمی‌خواند.

 

او افزود: این را بدانیم که به خودمان نبالیم، یکدیگر را اذیت نکنیم و حق و ناحق نکنیم. کاری کنیم که این جمعیتی که امروز اینجا هستند، آنهایی که خدمتگزارند و این خصوصیات و صفات را دارند، ان‌شاءالله همه ۱۲۰سال که مال قدیم بوده نه، حالا دیگر ۳۰۰ سال عمر کنند و همه با شادی و سلامتی زندگی کنند و در رفاه اقتصادی هم باشند، چون وضع اقتصاد امروز خیلی بد است.

 

او سپس خاطره‌ای از استاد تاج اصفهانی تعریف کرد: یک بار از آقای تاج پرسیدم «آقا، اینهایی که در تهران می‌خوانند، به نظر شما چه کسی بهتر می‌خواند؟» ایشان با همان لحن خاص خودشان گفتند «ایرج صدا دارد.» این عین گفته آقای تاج است. نگفتند «ایرج خوب می‌خواند»، گفتند «ایرج صدا دارد».

 

او ادامه داد: آواز به جرأت سخت‌ترین رشته موسیقی است. حالتان خوب نیست، نمی‌توانید بخوانید. صدایتان گرفته، نمی‌توانید بخوانید. اجاره خانه‌تان را نتوانسته‌اید بدهید، نمی‌توانید بخوانید. همسایه‌ها اذیت کرده‌اند، نمی‌توانید بخوانید. از طرف دیگر، باید کاملاً با ادبیات آشنا باشید، فرم‌های گوناگون آواز را شنیده باشید، آنها را گلچین کرده باشید تا یک روز خودتان باشید، نه اینکه مثل دیگران بخوانید.

 

بیداد خواجه‌امیری نوه ایرج هم در مراسم تشییع پدربزرگش، به نمایندگی از خانواده، دلنوشته‌ای را برای حاضران خواند: در بخشی از این متن آمده است؛ پدر عزیز ما، شما با صدایتان سال‌ها در دل مردم ایران زندگی کردید. نسل‌های بسیاری با آواز شما عاشق شدند، گریستند، خندیدند و خاطره ساختند. نام شما و صدایتان بخشی از خاطره و فرهنگ این سرزمین است و هنرتان تا سال‌های سال در قلب مردم ایران باقی خواهد ماند. اما برای ما، شما چیزی فراتر از یک صدای ماندگار بودید. وجود مهربان و باصفایتان را نمی‌توان با کلمات توصیف کرد. قلب بخشنده‌تان همیشه برای یاری دیگران می‌تپید.

 

 در پایان مراسم، ایرج خواجه امیری در میان جمع زیاد هواداران و دوستدارانش به سمت بهشت زهرا بدرقه شد. پیکر او در قطعه هنرمندان به خاک سپرده می‌شود.مراسم بدرقه او نیز با آوازخوانی احسان خواجه‌امیری، علی‌اصغر شاه‌زیدی، علی جهاندار و علیرضا افتخاری همراه بود. همچنین آوازهایی از ایرج در محل برگزاری مراسم وداع و بدرقه او در مقابل تالار وحدت پخش شد.

 

ایرج، ظهر روز چهارشنبه ۲۱ مردادماه پس از مدتی بستری در بخش مراقبت‌های ویژه بیمارستان و در سن ۹۴سالگی درگذشت. او با چند دهه فعالیت در عرصه موسیقی و آواز ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده موسیقی ایران بود و در طول فعالیت هنری خود آثار و اجراهای متعددی را در رادیو، برنامه «گل‌ها» و سینما ارائه کرد.

 



۳۷ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

ایرج راد: نقشی را به اجبار نپذیرفتم/چرا خانه تئاتر تاسیس شد؟

به گزارش آفتاب نیوز،

ایرج راد شامگاه چهارشنبه (۲۸ مردادماه) در آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» گفت و گوی بیژن شکرریز با این هنرمند ضمن قدردانی از حضور مخاطبان و عذرخواهی بابت تعطیلی تمرین تئاتر هنرمندان؛ بهروز غریب‌پور و حمیدرضا نعیمی برای حضور در این برنامه اظهار کرد: از آنان خواهش کردم که تمرین‌هایشان را تعطیل نکنند؛ چون همین که مشغول تمرین و کار تئاتر هستند، برایم ارزشمند است، اما لطف و محبت کردند و آمدند.

وی گفت: در این کتاب تلاش کردم همه چیز را با صداقت کامل بیان کنم، هر کار و نقشی را که انتخاب کردم، از روی اجبار نبوده است؛ آن اثر را خوانده‌ام، دوست داشته‌ام و با علاقه پذیرفته‌ام که با آن گروه و آن افراد همکاری کنم. اگر نقشی زمانی ضعیف اجرا شد، تقصیر دیگران نبوده است؛ زیرا این من بوده‌ام که آن انتخاب را با عقل، منطق و درایت خود انجام داده‌ام؛ بنابراین از همه همکارانم سپاسگزارم.

راد افزود: گفت و گوی بیژن شکرریز برای تالیف کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» حدود یک سال طول کشید. همه لحظات این گفت‌و‌گو‌ها برایم جذاب و جالب بود. زمانی که پیشنهاد این کار به من داده شد، حدود یک سال و نیم تا رسیدن من به هشتاد سالگی باقی مانده بود. آقای شکرریز گفت که می‌خواهد رونمایی کتاب همزمان با تولد هشتاد سالگی من برگزار شود. تقریباً یک ماه پیش از آن زمان، گفت‌و‌گو‌ها و متن کتاب به پایان رسیده بود، اما به دلایل مختلف، از جمله روند دریافت مجوز و چاپ، کار متوقف ماند و انتشار آن به تأخیر افتاد.

این بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون بیان کرد: از آقای شکریز خواهش کردم که متن را یک بار دیگر در اختیارم بگذارد تا بخش‌هایی را که احساس می‌کردم تکراری است، اصلاح کنم. او متن را داد. من هم تلاش کردم تکرار‌ها را برطرف کنم و نسخه را بازگرداندم، اما پس از آن، فاصله‌ای طولانی ایجاد شد تا زمانی که دوباره متن برای اخذ مجوز و چاپ ارسال شد. در آن زمان باز هم درخواست کردم یک بار دیگر کتاب را بخوانم، اما متأسفانه این امکان تا پیش از چاپ فراهم نشد. کتاب حدود ۶ روز پیش به دست من رسید و آن زمان توانستم آن را بخوانم. اشکالات جزیی در کتاب وجود دارد که اگر فرصت بازخوانی نهایی فراهم می‌شد، می‌توانست اصلاح شود، اما متأسفانه این فرصت پیش نیامد.

وی گفت: آقای شکرریز با صراحت فراوان درباره مسائل مختلف حرف می‌زند. گاهی هم اظهارنظرهایش تند است، اما در بسیاری موارد بجا و درست است. به طور معمول سعی می‌کنم از اظهارنظر‌های تند پرهیز کنم، اما او با صراحت کامل حرفش را می‌زند و اگر لازم بداند حتی نام افراد را هم می‌آورد؛ کاری که من معمولاً انجام نمی‌دهم. به همین دلیل، کتاب بسیار صریح و روراست شده است. چیزی در آن پنهان نشده حتی در مواردی که به نقد خودمان مربوط می‌شود. در بخش‌های مختلف کتاب، از خودم انتقاد کرده‌ام و در برخی موارد نیز آقای شکرریز نکاتی انتقادی را مطرح کرده که من هم پاسخ داده‌ام و تأیید کرده‌ام که چنین مسائلی وجود داشته است.

راد ضمن قدردانی از نویسنده و ناشر کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» افزود: همه می‌دانند که خریدن و هزینه کردن برای آثار فرهنگی بسیار اهمیت دارد؛ زیرا این آثار بخشی از تاریخ این سرزمین هستند؛ تاریخی که گاهی کمتر به آن توجه می‌شود، اما می‌تواند تأثیرگذار و آموزنده باشد.

بازیگر مجموعه تلویزیونی «در پناه تو» با اشاره به زندگی شخصی خود اظهار کرد: حدود پنج سال است که رفیق شفیقی دارم که همیشه همراه، یار و کمک‌کننده‌ام بوده است. بسیاری از دوستان می‌بینند که در تئاترها، جلسات و برنامه‌های مختلف، او همراه من است و شاید برای برخی این همراهی کمی تعجب‌برانگیز باشد؛ مریم همسرم لیسانس فرهنگ و هنر و فوق‌لیسانس مطالعات فرهنگی دارد؛ بنابراین من فقط یک همراه ندارم؛ یک رفیق و هم‌صحبت دارم. وقتی باهم به تئاتر می‌رویم، پس از اجرا درباره نمایش حرف می‌زنیم، بحث می‌کنیم، گفت‌و‌گو می‌کنیم و گاهی هم باهم اختلاف‌نظر پیدا می‌کنیم.

وی گفت: مریم در این پنج سال، باعث شده که من دیگر زندگی تنهایی نداشته باشم حتی در خانه، درباره کار‌های ساده‌ای مثل جارو کشیدن هم گاهی نوعی مدیریت و تقسیم کار داریم؛ من هم جارو می‌کشم. این زندگی آرام و همراهی صمیمانه، در این سن برایم بسیار آرامش‌بخش است و موهبتی است که نصیبم شده؛ برای همین، از او نیز صمیمانه تشکر می‌کنم.

خود را انسان خیلی مهمی نمی‌دانم

بازیگر فیلم «شمعی در باد» افزود: واقعاً خودم را انسان خیلی مهمی نمی‌دانم. بار‌ها فکر می‌کنم که چه بوده‌ام، چه هستم و چه می‌توانستم باشم. گاهی به این فکر می‌کنم که زمان‌های بسیاری را از دست داده‌ام؛ چیز‌های زیادی بوده که‌ای کاش می‌آموختم، اما فرصت یا توان آن را نداشته‌ام. کار‌های بسیاری هم می‌توانستم انجام دهم که به دلایل مختلف انجام ندادم.

راد بیان کرد: همیشه این سخن در ذهن من هست که عمر آدمی کوتاه است؛ تا بخواهد تجربه‌ای بیاموزد، زمان می‌گذرد و تازه وقتی تجربه آموخت، باید آن را به کار بگیرد. گاهی با خودم می‌گویم اگر یک بار دیگر به دنیا می‌آمدم، شاید تازه می‌دانستم چه باید بکنم، چگونه باید زندگی کنم و چه کار‌هایی از دستم برمی‌آید.

دلایل تاسیس خانه تئاتر

عضو هیات موسس خانه تئاتر درباره تاسیس این نهاد گفت: در کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» هم صریحاً گفته‌ام که انگیزه من برای ساختن ساختمان خانه تئاتر، دو دلیل اصلی داشت؛ نخست، قراردادی بود که شهرداری با ما بسته بود؛ قراردادی از نوع «عاریه». وقتی پرسیدم قرارداد عاریه یعنی چه، گفتند یعنی هر لحظه ممکن است شما را از اینجا بیرون کنند. این موضوع به من بسیار برخورد و احساس کردم باید جایی ساخته شود که خانه تئاتر بتواند با امنیت و ثبات در آن فعالیت کند.

وی افزود: دلیل دوم، بهروز غریب‌پور بود. او برای من الگوی سازندگی بود. او کشتارگاه را به فرهنگسرا تبدیل کرد، خانه هنرمندان ایران را ساخت و مجموعه‌های فرهنگی مختلفی را شکل داد. من واقعاً این نگاه ساختن و ایجاد کردن را از بهروز غریب‌پور یاد گرفتم.

راد بیان کرد: خوشحالم که بگویم هنگام خرید آن ساختمان مخروبه‌ای که شاید بیش از ۹۰ سال عمر داشت، باز هم بهروز غریب‌پور بود که مرا تشویق کرد و گفت که این ساختمان خوب است؛ بخریدش. در نهایت، من و بهروز غریب‌پور به نام موسسه فرهنگی‌ـ هنری خانه تئاتر، پای سند خرید آن ساختمان را امضا کردیم؛ ساختمانی که بعد‌ها به خانه تئاتر تبدیل شد.

کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» درباره یکی از بزرگ‌مردان تئاتر ایران است

بیژن شکرریز نویسنده کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» اظهار کرد: این کتاب درباره یکی از بزرگ‌مردان تئاتر ایران است. از بزرگان تئاتر ایران یاد کنم؛ از کسانی که صحنه را روشن و نورانی کردند. به همه آنان تعظیم می‌کنم؛ چه آنهایی که امروز در میان ما نیستند و چه بزرگوارانی که همچنان حضور دارند و مایه برکت تئاتر ایران هستند.

وی گفت: سپاسگزار استاد ایرج راد هستم که دعوت این حقیر را پذیرفت. حدود یک سال، روز‌های دوشنبه، گاهی دو ساعت و گاهی سه ساعت، باهم گفت‌و‌گو می‌کردیم. گاهی بانوی بزرگوارش با محبت پذیرای ما بود؛ گاهی در خانه تئاتر و گاهی در مکان‌های دیگری که خود استاد راد برای فرهنگ و هنر ساخته یا سامان داده، کنار هم می‌نشستیم و گفت‌و‌گو می‌کردیم. اگر در این مسیر با پرسش‌ها و پرحرفی‌هایم موجب خستگی یا آزردگی‌شان شدم، صمیمانه عذرخواهی می‌کنم.

شکرریز با قدردانی از مهمانان این برنامه افزود: از رضا بابک و علیرضا خمسه برای حضور در این برنامه تشکر می‌کنم؛ هنرمندانی که برای نسل کودک و نوجوان، خاطره و آموزش و شادی آفریده‌اند. وقتی رضا بابک یا علیرضا خمسه را می‌بینیم، به یاد دورانی می‌افتم که تلویزیون اعتبار و آبرو داشت؛ دورانی که برنامه‌های کودک و نوجوان، بخشی از خاطرات جمعی ما بودند. امیدوارم تلویزیون بار دیگر جایگاه فرهنگی و هنری شایسته خود را بازیابد.

این نویسنده، کارگردان و مستندساز بیان کرد: از همه افرادی که در نگارش و چاپ کتاب یاری کردند، سپاسگزارم. امیدوارم روزی که من از این دنیا می‌روم، اگر کسی از من یاد می‌کند، خاطرات مستند و آثاری که از چهره‌های فرهنگ و هنر ساخته‌ام؛ این کتاب‌ها و آنچه در مسیر ثبت خاطره و تاریخ فرهنگی این سرزمین انجام شده است به عنوان یادگاری باقی بماند.

احمد مسجدجامعی وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در این آیین با اشاره به ویژگی‌های سینما اظهار کرد: روشنفکرانی که سینما را در نبود بسیاری از امکانات و جریان‌های فرهنگی امروز دنبال می‌کردند، با سینمایی روبه‌رو بودند که مخاطبان فراوانی داشت؛ سینمایی پرهیجان، عامه‌پسند و گاه با حال‌وهوای فیلم‌های هندی. این سینما، به نوعی با زندگی روزمره و حتی ذائقه و تغذیه مردم نیز نسبت برقرار می‌کرد.

وی با اشاره به کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» گفت: با این حال، تعبیر «آقای سینمای ایران» تعبیر زیبایی است. قطعاً کسی که چنین عنوانی را به کار می‌برد، مقدماتی ذهنی و شناختی داشته است؛ مقدماتی که شاید امروز ثبت و ضبط نشده‌اند. این مقدمه یعنی او سینمای علی حاتمی را به خوبی می‌شناخته است؛ هنرمندی بسیار برجسته، با سبک منحصر‌به‌فرد، قلمی توانمند، اطلاعات گسترده و شناختی فوق‌العاده از تاریخ، به ویژه تاریخ معاصر ایران. همچنین تسلط او بر ضرب‌المثل‌ها و فرهنگ عامه، وجه مهمی از شخصیت و آثارش بوده که به نظرم کمتر دیده شده است.

مسجدجامعی افزود: در این موقعیت، روایتی که آقای شکرریز از استاد راد ثبت و ضبط کرده، بسیار ارزشمند است؛ زیرا همه فوت‌وفن‌ها، حاشیه‌ها، نکات پنهان و ظرایف کار را شناسایی کرده و به قلم آورده. از آقای شکریز نیز انتظار آثار دیگری می‌رود. مستند‌های او را دیده‌ام و در همه آنها دقت‌های ویژه و قابل توجهی وجود دارد. به او، سینما، تئاتر و هنر ایران بابت عرضه این اثر تازه تبریک عرض می‌کنم.

وزیر اسبق فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان کرد: من از سال‌ها پیش به آقای راد ارادت داشته‌ام و در موقعیت‌های حساس نیز همواره از حضور، سخن و کلام او بهره برده‌ایم. بسیار خوشحالم که این کتاب را دیدم. واقعاً به جامعه سینمایی تبریک می‌گویم که چنین کاری به انجام رسیده است.

ایرج راد برای ساختن و تثبیت نهاد‌های هنری پایمردی کرد

بهروز غریب‌پور نویسنده، کارگردان تئاتر و سینما، مدیر فرهنگی و سرپرست گروه تئاتر «آران» در این آیین با بیان خاطرات خود با ایرج راد و موضوع شهرت اظهار کرد: چرچیل جمله‌ای دارد که می‌گوید؛ «هر وقت دیدید بازیگران نقش اول دوران جوانی شما، نقش دوم بازی می‌کنند، بدانید که پیر شده‌اید.»، ایرج در پاسخ، نکته‌ای گفت که نشان می‌داد با دیدی عمیق به مسئله شهرت نگاه می‌کند. گفت که تختی را دو بار دیده. یک بار وقتی از باشگاه جعفری بیرون می‌آمد؛ فاصله تا خیابان شاید هشت متر بیشتر نبود، اما مردم او را روی دست گرفته بودند تا سوار ماشینش کنند. سال‌ها بعد، وقتی تختی از اوج شهرت فاصله گرفته بود، دیدم در مسیر میدان ۲۴ اسفند (میدان انقلاب امروز) تک و تنها راه می‌رود و کسی حتی نگاهش نمی‌کند.

وی گفت: شهرت معمولا همین گونه است؛ چهره‌ای که در مقطعی محبوب و بازارپسند است، ناگهان در مرکز توجه قرار می‌گیرد و همه می‌خواهند با او عکس یادگاری بگیرند، اما آنچه ماندگار می‌شود، فقط چهره روی پرده سینما یا صحنه تئاتر نیست؛ آن چیزی است که از شخصیت، زندگی، منش و تأثیر اجتماعی یک هنرمند باقی می‌ماند.

غریب پور با اشاره به کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» افزود: از نویسنده و ناشر کتاب صمیمانه تشکر می‌کنم که نشان دادند فقط حضور یک هنرمند بر پرده سینما یا صحنه تئاتر نیست که ماندگار می‌شود و ارزش نوشته شدن و بررسی تاریخی دارد. این کتاب یک گزارش اجتماعی از خانواده، هنر و تئاتر نیز ارائه می‌کند و همین ویژگی، ارزش آن را دوچندان می‌سازد.

این کارگردان پیشکسوت بیان کرد: در موقعیت‌های فراوان؛ خانه هنرمندان ایران، شورای سیاست‌گذاری تماشاخانه ایرانشهر و نهاد‌های دیگر با ایرج راد همکاری داشتم. یک نوع هنر، کار کردن برای دیگران است و نوع دیگر، فقط کار کردن برای خود. یک بازیگر یا نوازنده ممکن است بسیار چیره‌دست باشد، اما شاید حتی یک صندلی به ظرفیت سالن‌های کنسرت یا تئاتر اضافه نکرده باشد. هنر بزرگ آقای راد این است که برای ساختن و تثبیت نهاد‌های هنری، پایمردی کرده است.

وی افزود: راد، ۱۱ سال تلاش کرد تا خانه تئاتر صاحب یک ساختمان شود و در این راه، سختی‌های فراوانی کشید؛ از قطع شدن بودجه گرفته تا پیگیری‌های مستمر از شهرداری، وزارتخانه‌ها و نهاد‌های مختلف. او برای فراهم شدن سیستم نور و صدای خانه تئاتر، واقعاً تا مرز فرسودگی و جنون تلاش کرد. در تمام این مدت، تمام کوششم این بود که به آقای راد آسیبی نرسد؛ به ویژه در دوره‌ای که مدیرعامل خانه تئاتر بود حتی در برخی جلسات، کسانی که با او دشمنی داشتند، تلاش می‌کردند شخصیت راد را تخریب کنند. یک بار با چنین فردی چنان برخورد تندی کردم که گفتم؛ یا ایشان باید در جلسه باشد یا من؛ چون شما نمی‌دانید دایرکردن یک نهاد هنری و تأسیس یک مجموعه فرهنگی چقدر دشوار است.

غریب‌پور بیان کرد: بسیاری از افراد مشهور ممکن است نمایشنامه نوشته، کارگردانی یا بازیگری کرده باشند، اما الزاماً به ظرفیت تئاتر کمکی نکرده‌اند. به یاد دارم کارگردانی برای اینکه صحنه نمایش خود را واقعی‌تر نشان دهد، دو کامیون شن روی صحنه تالار وحدت ریخته بود؛ سال‌ها آثار آن شن و خاک در تجهیزات و پروژکتور‌ها باقی مانده بود، اما راد برای ایجاد و تجهیز یک سیستم نور و صدا در خانه تئاتر، سال‌ها تلاش کرد؛ تلاشی که به رشد زیرساخت تئاتر کمک می‌کرد. تصورم این است که در کتاب آقای شکرریز، بسیاری از این نکات با دقت بیان شده‌اند؛ هر چند شاید برخی جنبه‌ها هنوز آن گونه که باید دیده نشده باشند.

سرپرست گروه تئاتر «آران» با بیان خاطره سفر خود به آمریکا گفت: نخستین بار که به آمریکا رفته بودم، در مسیر سان‌فرانسیسکو به لس‌آنجلس وارد شهری کوچک شدم. آن شهر بسیار زیبا، تمیز و منظم بود؛ مغازه‌ها، خیابان‌ها و فضای عمومی‌اش چشم‌نواز بود. پرسیدم شهردار این شهر چه کسی است و چه کرده است؟ آنجا فهمیدم که مدیریت شهری، معماری، فضا‌های عمومی و نهاد‌های فرهنگی، همه در ساختن جامعه نقش دارند.

وی افزود: شاید برخی بپرسند این موضوع چه ارتباطی با کشتارگاه تهران یا خانه هنرمندان ایران دارد، اما ارتباطش بسیار روشن است. ما باید جامعه را برای تماشاگر، هنرمند و شهروند تغییر دهیم؛ قرار نیست فقط نمایش اجرا کنیم؛ وقتی فضایی ساخته می‌شود، وقتی معماری و نهاد فرهنگی شکل می‌گیرد، به جامعه کمک می‌کنیم تا یک گام به جلو بردارد.

غریب پور با قدردانی از نویسنده و ناشر کتاب «همیشه ناصرالدین شاه»، حامیان هنرمندان ایران، خانه تئاتر و جوامع صنفی هنری اظهار کرد: این کتاب نشان می‌دهد که آنچه از آقای راد باقی می‌ماند، فقط بازیگری نیست بلکه شخصیت مقاوم، صبور، اصیل و مسئولیت‌پذیر اوست. هر کسی که این کتاب را بخواند، به خوبی درمی‌یابد که اصالت ایرج راد، فراتر از صحنه و بازیگری است.

ایرج راد هنرمندی دوست‌داشتنی و انسانی اخلاق‌مدار است

علیرضا حسینی تهیه‌کننده سینمای مستند و عضو انجمن تهیه‌کنندگان سینمای مستند با اشاره به آشنایی خود با بیژن شکرریز نویسنده کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» گفت: او کرمانشاهی‌الاصل و متولد سال ۱۳۳۳ است، اکنون نیز در آستانه ۷۲سالگی قرار دارد، هرچند در تهران بزرگ شده است. او از نوجوانی با کتاب، رمان و ادبیات سروکار داشته و اهل مطالعه بوده است. دیدار‌هایی با بانو سیمین دانشور داشته و هیچ وقت او را بدون کتاب نمی‌بینید. او در سال‌های اخیر، به نوشتن هم روی آورده است و امیدواریم به‌زودی رمان خودش را نیز بخوانیم و ببینیم.

وی گفت: تاکنون کتاب‌هایی درباره پری صابری با عنوان «بانوی رنج» و نیز کتاب مربوط به استاد محمدعلی کشاورز منتشر شده که حجم کمتری داشتند. دلیلش هم تا حدی شرایط جسمی و کسالت آنان بود من از نزدیک در جریان بودم و می‌دانم که در زمان ساخت مستند‌ها نیز شرایطی نداشتند که بتوانند وقت بیشتری برای گفت‌و‌گو بگذارند، اما وقتی کتاب استاد ایرج راد را می‌بینیم، با اثری متفاوت مواجه می‌شویم.

حسینی افزود: شکرریز با دقت فراوان تحقیق می‌کند و کمتر پیش می‌آید که به نکته‌ای بی‌توجه باشد. من این ویژگی را بار‌ها در کار با استادان و چهره‌هایی که موضوع مستند‌های پرتره ما بوده‌اند، دیده‌ام. نوع نگاه و شیوه پرسش او برای استادان جذاب است؛ زیرا گفت‌و‌گو‌ها صمیمی هستند و در عین‌حال، با دقت و شناخت پیش می‌روند.

تهیه‌کننده سینمای مستند بیان کرد: در این کتاب نیز، استاد راد بدون تعارف و با صداقت، مسیر زندگی خود را روایت می‌کنند؛ از زندگی شخصی، دوران کودکی و نوجوانی، فعالیت در کاخ جوانان، ورود به مدرسه عالی و دانشگاه تهران، تا مسائل و تجربه‌هایی که در آن دوره‌ها داشته‌اند. کتاب در واقع روایتی مستندنگارانه از زندگی او ارائه می‌دهد.

وی گفت: کسی که این کتاب را بخواند، قطعاً می‌تواند چیز‌های بسیاری بیاموزد؛ به خصوص نسل جوانی که آن دوره‌ها را از نزدیک ندیده‌اند. این کتاب، در سه حوزه اصلی سینما، تلویزیون و تئاتر، اطلاعات و تجربه‌های ارزشمندی در اختیار مخاطب می‌گذارد، اما برای من، گفت‌و‌گو‌های پایانی کتاب بسیار جذاب‌تر بود؛ گفت‌و‌گو‌هایی که شاید کمتر شنیده شده‌اند. در این بخش، کار بیژن بیش از پیش خودش را نشان می‌دهد. او پرسش‌هایی درباره علاقه به موسیقی، مرگ، زندگی و موضوعاتی از این دست مطرح می‌کند؛ پرسش‌هایی که گاهی باعث می‌شود طرف گفت‌و‌گو نتواند بلافاصله پاسخ دهد و نیاز داشته باشد کمی تأمل کند. اما پاسخ‌هایی که پس از این تأمل ارائه می‌شوند، بسیار ارزشمندند.

حسینی افزود: کتاب درباره فعالیت‌های صنفی ایرج راد نکاتی را مطرح کرده، اما من، به دلیل همکاری با او در شورای عالی خانه هنرمندان و خانه سینما، از نزدیک شاهد بوده‌ام که راد انسانی بسیار اخلاق‌مدار، صبور، هنرمنددوست و برخوردار از همتی والا است؛ آن هم بدون هیچ چشم‌داشتی. برای روبه‌رو شدن با برخی مسائل در فضای هنر، صبر ایوب لازم است و استاد راد این صبوری را دارد. او هنرمندی دوست‌داشتنی و انسانی اخلاق‌مدار است.

روایتی از آموزه‌های ایرج راد

حمیدرضا نعیمی بازیگر و کارگردان تئاتر نیز در این آیین ضمن قدردانی از اساتید گفت: به دلیل مشغله تمرین نمایشی که هفته آینده اجرا خواهد شد، فرصت محدودی برای خواندن کتاب داشتم. با این حال، تا بخش تلویزیون، حدود ۳۲۰ صفحه را در دو شب و در چند ساعت خواندم. کتاب را فقط نخواندم؛ می‌توانم بگویم آن را بلعیدم؛ زیرا آن‌قدر جذاب بود که نتوانستم از آن جدا شوم.

وی با بیان خاطره‌ای از داوری اثر نمایشی خود توسط ایرج راد گفت: سال‌ها پیش، نخستین نمایشی را که برای جشنواره تئاتر فجر نوشتم و کارگردانی کردم، روز چهارم بازبینی‌ها بود و من هم، مثل بسیاری از جوانان آن دوره، جویای نام. مجید جعفری را دیدم و او گفت که هیات بازبینی، پس از چهار روز دیدن آثار، گفته‌اند: «بالاخره امروز یک تئاتر دیدیم!» ظاهرا یکی از اعضای هیات نیز گفته بود: «این، نمایش نعیمی است دیگر!» طبیعی بود که از خوشحالی در پوست خودم نگنجم. کارم به جشنواره فجر راه پیدا کرد و برای اجرای عمومی نیز پذیرفته شد.

نعیمی افزود: سپس اعلام کردند استاد ایرج راد می‌خواهند با تعدادی از کارگردانان جوان در تئاتر شهر گفت‌و‌گو کنند. من هم رفتم. تا آن زمان، ارتباط ما در حد سلام و احوال‌پرسی و خوش‌رویی او بود. نخستین گفت‌وگوی جدی ما همان‌جا شکل گرفت. استاد راد به من گفت؛ «آقای نعیمی، این نمایشنامه‌ای که نوشته‌اید و کارگردانی کرده‌اید، اشکالی ندارد که شبیه کار‌های ترجِمه‌ای است.» من با خودم گفتم که چرا گفتند «ترجِمه‌ای»؟ سپس ادامه داد: «این کار، حال‌وهوای یک اثر ترجِمه‌ای دارد، اما اشکالی ندارد. مهم این است که کار خیلی خوب شده است. هیچ کاریش نکنید؛ همان گونه که هست، اجرا بروید.»

کارگردان تئاتر «فاوست» بیان کرد: وقتی از پله‌های تئاتر شهر پایین آمدم، با خودم گفتم که حالا که ایرج راد این قدر از کارم خوشش آمده، کاری می‌کنم که تئاتر شهر به آتش کشیده شود، رفتم و برای نمایش دکور سنگین ساختم، سیاهی لشکر اضافه کردم، لباس دوختم و حتی ریل قطار روی صحنه گذاشتم. باور کنید کار را به جایی رساندم که وقتی در جشنواره فجر اجرا شد، شکست ناپلئون در واترلو در برابر شکست من هیچ بود، آن چنان نمایش خودم را خراب کردم که دیگر چیزی از آن باقی نماند.

وی گفت: آنجا بود که فهمیدم من پیام استاد را درنیافته بودم. آن توصیه، نخستین و آخرین اشتباه بزرگ من در مواجهه با یک اثر بود. بعد از آن ساعت‌ها و روز‌ها درباره حرف استاد فکر کردم و فهمیدم که او چه درس بزرگی به من داده؛ اگر یک اثر در سادگی و انسجام خود به نتیجه رسیده است، نباید صرفاً برای بزرگ‌تر و پرزرق‌وبرق‌تر کردن آن، روحش را از بین برد. از آن زمان به بعد، نه تنها دیگر این اشتباه را تکرار نکردم بلکه در کلاس‌هایم همواره این درس استاد ایرج راد را به دانشجویان منتقل کرده‌ام.

نعیمی افزود: دومین درس بزرگ را در سال ۱۳۹۴ از ایرج راد گرفتم. آن زمان از رفتار مسئول وقت تئاتر شهر به شدت دلگیر و خسته بودم. پس از دو روز اجرا، روز پنجشنبه اعلام کردم که فردا، جمعه، آخرین اجرای نمایش من خواهد بود و از هفته بعد دیگر اجرا نخواهم رفت. روز بعد، وقتی به تئاتر شهر آمدم، روی صحنه بودم و به اعضای گروه نکاتی را می‌گفتم که یکی از دوستان آمد و گفت که آقای ایرج راد پایین منتظر شما است، سریع به اتاق کارگردانی رفتم و دیدم استاد راد با یک سبد گل آنجا نشسته است.

کارگردان نمایش «ترور» بیان کرد: در آن زمان آقای راد گفت؛ «آقای نعیمی، این سبد گل برای شماست. شنیده‌ام گفته‌اید دیگر نمی‌خواهید نمایش اجرا کنید. به چه حقی به خودتان اجازه داده‌اید نمایشتان را از مردم دریغ کنید؟ این نمایش مال شما نیست.» من تا آن زمان، گفت‌و‌گو‌ها و رفت‌وآمد‌های نزدیکی با آقای راد نداشتم، اما آن روز، بعد از سال‌ها، احساس کردم پدرم زنده شده و روبه‌روی من نشسته است. جز اینکه بگویم چشم، چیزی نداشتم که پاسخ بدهم. گفتم: «چشم، پس فردا اجرا می‌روم.» از روز بعد، به همه هنرمندان جوان‌تر از خودم گفتم که شما حق ندارید هنری را که خداوند در اختیارتان قرار داده، از مخاطبانی که این قدر بی‌نظیر و درجه یک هستند، دریغ کنید. اینها درس‌های بزرگی است که من از استاد ایرج راد آموخته‌ام و تا ابد خودم را مدیون و شاگرد او می‌دانم.

وی با اشاره به کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» گفت: بخش عظیمی از ارزش این اثر، بی‌تردید متعلق به استاد ایرج راد است، اما بخش بزرگی نیز به آقای بیژن شکرریز، گفت‌وگوکننده و مصاحبه‌گر کتاب، تعلق دارد. اگر مصاحبه‌کننده پرسش‌های بی‌ربط بپرسد، یا نداند چگونه گفت‌و‌گو را هدایت کند، آن گفت‌و‌گو هرگز به نتیجه و مقصدی که باید، نمی‌رسد.

نعیمی افزود: از آقای شکرریز تشکر می‌کنم که این قدر زیبا پرسش می‌کنند و می‌داند کدام سؤال را در کجا باید مطرح کرد تا چنین کتابی شکل بگیرد. این کتاب صرفاً یک گفت‌و‌گو نیست و قطعاً رمان هم نیست، اما به شیرینی یک رمان است. شاید در آن، آرایه‌های ادبی، استعاره و تشبیه به معنای متعارف رمان وجود نداشته باشد، اما اشارات درخشان و پاسخ‌های فرهیخته استاد ایرج راد باعث می‌شود خواننده لحظه لحظه از آن لذت ببرد. همان تعبیر «ترجِِِمه‌ای» که استاد درباره نمایش من به کار بردند، برای من تبدیل به نشانه‌ای شد که در جای جای کتاب نیز به یادش می‌افتادم.

این کارگردان تئاتر بیان کرد: البته در بخش‌هایی از کتاب، اشکالات تاریخی یا ویراستاری وجود دارد که شایسته است در چاپ‌های بعدی اصلاح شود. با این وجود، کتاب آن قدر لحظه‌های زیبا و ارزشمند دارد که این نکات کوچک چیزی از اهمیت آن کم نمی‌کند. برایم، این کتاب از جهتی یک اثر علمی و آموزشی جدی است. بسیاری از مطالبی که در دانشگاه‌ها ساده و گذرا به ما گفته شده و امروز شاید کمتر به دانشجویان آموزش داده می‌شود، در این کتاب با ظرافت و به شکلی جذاب مطرح شده است.

ایرج راد مرد تئاتر است

علیرضا خمسه بازیگر پیشکسوت سینما، تئاتر و تلویزیون نیز در این آیین سخنان خود را با مطالبی طنزآمیز آغاز کرد و گفت: در فاصله‌ای که درباره کتاب صحبت می‌کردیم، گویا روح ناصرالدین‌شاه بر من نازل شد و گفت به دوستان بگویم که «خوشمان آمد؛ کیف فرمودیم» اگر من جای آقای شکرریز بودم، نام این کتاب را می‌گذاشتم: «مرد تئاتر».

وی گفت: آقای مسجدجامعی از تعبیر «آقای سینمای ایران» صحبت کرد؛ هوشنگ گلمکانی هم تعبیر «آقای بازیگر» را به کار برده، اما جای عنوان «مرد تئاتر» واقعاً خالی است؛ چه در کتاب و چه در این مراسم. البته این عنوان پیشینه دارد و ابداع من نیست. اگر اختیار نام‌گذاری با من بود، می‌گفتم: دوست خوبم، آقای ایرج راد، مرد تئاتر است.

خمسه افزود: ما بازیگران، کارگردانان و نویسندگان، معمولا عنوان حرفه‌ای‌مان را با خود حمل می‌کنیم؛ فلانی بازیگر خوبی است، فلانی بازیگر بدی است؛ آقای نعیمی کارگردان خوبی است یا دوست و پژوهشگر خوبی است، اما «مرد تئاتر» چیز دیگری است. مرد تئاتر فقط بازیگر خوب، کارگردان خوب یا نویسنده خوب نیست.

بازیگر مجموعه تلویزیونی «پایتخت» بیان کرد: مرد تئاتر کسی است که به رشد و ارتقای تئاتر کمک می‌کند؛ کسی که هستی و هویتش با تئاتر گره خورده است. ممکن است در سریال‌های بسیار خوب یا فیلم‌های بسیار خوبی بازی کرده باشد، اما آنچه او را تعریف می‌کند، نسبت عمیق و پایدارش با تئاتر است. به نظرم، ایرج راد یک مرد تئاتر است. درود بر آقای راد؛ شما همیشه ما را غافلگیر می‌کنید.

گوهر خیراندیش بازیگر پیشکسوت تئاتر، سینما و تلویزیون نیز در این آیین با بیان نکاتی درباره کتاب و ویژگی‌های شخصیتی و هنری ایرج راد اظهار کرد: او هیچ گاه فرهنگ و ریشه‌هایش را فراموش نکرد.

ایرج راد از امن‌ترین انسان‌هایی است که می‌توان شناخت

شکرخدا گودرزی نویسنده، بازیگر و کارگردان تئاتر با اشاره به کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» گفت: این کتاب حاصل تلاش مشترک آقایان ایرج راد و بیژن شکرریز است؛ گفت‌وگویی است که هر دو سوی آن در شکل‌گیری و ارزش آن نقش اساسی داشته‌اند. شکرریز از شخصیت‌های گوناگون در حوزه ادبیات، فلسفه و هنر، پرتره‌های تصویری ساخته است. فعالیت او از سال ۱۳۸۲ با مجموعه‌ای شامل پانزده پرتره با نام «دیدار» آغاز می‌شود. سپس مجموعه‌های مستند دیگری برای شبکه‌های یک، دو و پنج می‌سازد و سرانجام از تلویزیون جدا می‌شود.

وی گفت: ایرج راد، به نظر من، دست‌کم سه خصلت برجسته دارد؛ نخست، شکوه و اصالتی است که نامش نیز یادآور آن است؛ نامی که در شاهنامه و فرهنگ ما معنایی ریشه‌دار دارد. دوم، جوانمردی، فتوت و حیایی است که در وجود او دیده می‌شود؛ ویژگی‌هایی که با شأن و شخصیتش تناسب کامل دارند. سوم، حسن ظاهر و باطن و وقاری است که در او جمع شده است.

گودرزی افزود: یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های ایرج راد، رازداری اوست. او از امن‌ترین انسان‌هایی است که می‌توان شناخت. هر چه با او در میان بگذارید، نزد او محفوظ می‌ماند. می‌توان با خیال راحت حرف دل را به او گفت و مطمئن بود که از دهان او بیرون نمی‌رود. در بخش‌های زندگی‌نامه‌ای کتاب نیز به این ویژگی اشاره شده است.

بازیگر مجموعه تلویزیونی «شب دهم» بیان کرد: خصلت‌های خوب آقای راد آن قدر زیاد است که هر قدر درباره‌شان گفته شود، تکراری و خسته‌کننده نمی‌شود. او مرد آداب، ادب، تواضع و احترام به بزرگ‌ترهاست. ما بار‌ها دیده‌ایم که در حضور استادانی همچون آقای انتظامی با نهایت احترام، دست‌به‌سینه می‌ایستد و ادب شاگردی را رعایت می‌کند. همیشه بزرگ‌تر را مقدم می‌داند و خود در پی او حرکت می‌کند. نظم، متانت و وقار، از ویژگی‌های همیشگی اوست.

وی گفت: همچنین ایرج راد قدرت سازمان‌دهی بسیار بالایی دارد. همان‌طور که آقای غریب‌پور می‌تواند از یک برهوت، بهشتی فرهنگی بسازد، ایرج راد نیز توان ساختن و سامان دادن دارد. در شرایطی که گاهی با دو نفر یک جمع تشکیل می‌دهیم و با سه نفر منشعب می‌شویم، او توانسته است خانه تئاتر را شکل بدهد و آن را حفظ کند. این واقعا جای تقدیر دارد. با وجود این، گاهی ناجوانمردانه به او تهمت زده‌اند یا بی‌مهری کرده‌اند؛ در حالی که او خود در ساختن این خانه نقش محوری داشته است. امیدوارم دل نازک و مهربان ایرج راد از این بی‌مهری‌ها آسیب نبیند.

گودرزی افزود: اعضای هیات مؤسس خانه تئاتر بهتر می‌دانند که شکل‌گیری این نهاد چگونه بوده است. خود آقای راد نیز در صفحه ۴۲۸ کتاب، در سطر‌های چهارم و پنجم، به این موضوع اشاره می‌کند. او می‌گوید که این اتفاق در دوره‌ای رخ داد که اراده‌ای از پایین شکل گرفت و به نتیجه رسید. می‌دانیم که کوشش‌های فراوانی برای شکل‌گیری نهاد‌های صنفی در کشور انجام شده، اما بسیاری از این تلاش‌ها به نتیجه نرسیده‌اند. در چنین شرایطی، شکل‌گیری و دوام خانه تئاتر اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

بازیگر تئاتر «سهروردی» در ادامه نکاتی را درباره ویژگی‌های کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» مطرح کرد و گفت: آقای راد در صفحه ۷۳، درباره گذشته تئاتر ایران می‌گوید: «هر کس جایگاه خود را داشت و هیچ‌کس جایگاهی بالاتر از آن برای خود متصور نبود که بخواهد به دیگری تحمیل کند. همه به هم احترام می‌گذاشتند، همدیگر را دوست داشتند و منظم بودند. خاطرم هست تمرین‌ها ساعت هشت صبح شروع می‌شد و هرگز یادم نمی‌آید کسی ساعت هشت‌وپنج دقیقه به تمرین آمده باشد.» این نکته، در قیاس با وضعیت امروز، بسیار قابل تأمل است. از دیگر نکات برجسته نگاه آقای راد، وابستگی و توجه او به تئاتر بومی است.

گودرزی افزود: این کتاب، در کنار همه ارزش‌های محتوایی‌اش، نیازمند بازبینی ویراستاری نیز هست؛ مواردی از این دست در آن کم نیست. با این‌حال، اهمیت پژوهشی، تاریخی، اجتماعی و آموزشی کتاب چنان بالاست که این نکات از ارزش کلی آن کم نمی‌کند.

آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» نوشته بیژن شکرریز شامگاه چهارشنبه (۲۸ مردادماه) با حضور مهدی فیروزان کارآفرین در زمینه فرهنگ و هنر، سعید امیرسلیمانی، اصغر همت، شهرام کرمی، رضا بابک، محمد بهرامی، مجید قناد، رضا فیاضی، شهره سلطانی و جمعی از هنرمندان سینما، تئاتر و تلویزیون و جمع کثیری از علاقه‌مندان در گالری ثالث برگزار شد.

کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» اثری است که با محوریت شخصیت ناصرالدین‌شاه قاجار به موضوعی تاریخی و در عین حال فرهنگی و نمایشی می‌پردازد و زمینه‌ای برای گفت‌و‌گو میان صاحب‌نظران و هنرمندان درباره بازنمایی این چهره تاریخی فراهم می‌کند.

اکبر حسنی‌راد با نام هنری ایرج راد دارای عنوان درجه یک هنری از شورای ارزشیابی هنرمندان کشور است. او علاوه بر فعالیت در رادیو، تئاتر و تدریس در دانشگاه، داور جشنواره‌های متعددی هم بوده است. همچنین عضو هیات مؤسس و هیات مدیره خانه هنرمندان و همچنین مدیرعامل خانه تئاتر هم است. او چه در صحنه تئاتر و چه در پرده سینما و چه در قاب تلویزیون همیشه بدون حاشیه و بدون ادعا کار کرده است.

شخصیت آرام و متین، منظم و دقیق در هر کاری، چه بازیگر، چه کارگردان تئاتر، بازیگری باسواد و بامطالعه است؛ بازیگری که نقش را برای خود تحلیل می‌کند. از این رو می‌توان گفت در نقش‌هایی که بازی کرده، همیشه برای بیننده باورپذیر بوده است.

در توضیح عنوان همیشه ناصرالدین شاه باید گفت، او تنها بازیگری است که بار‌ها چند سریال و چند اجرای نمایشی روی صحنه برده و نقش دوره‌های مختلفی از زندگی ناصرالدین شاه را بازی کرده است. دوران جوانی، میان سالی و پیری و حتی در دو یا سه نمایش، شخصیت طنز از ناصرالدین شاه را به بیننده نشان داده است.




 اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد
۱۷ ساعت قبل / سایت هم میهن

اصغر فرهادی جایزه افتخاری قلب سارایوو را دریافت کرد

اصغر فرهادی در جشنواره سارایوو پس از دریافت قلب این جشنواره با شرکت در جلسه پرسش و پاسخ، درباره سینما و صداقت گفت و عنوان کرد که موفقیت می‌تواند یک چیز خطرناک باشد.

 اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

اهدای نشان افتخاری «قلب سارایوو» و بزرگداشت کارنامه سینمایی اصغر فرهادی

اصغر فرهادی، فیلمساز شناخته‌شده ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در سی‌ودومین جشنواره فیلم سارایوو حضور یافت و جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را دریافت کرد.

 بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ
۱۱ ساعت قبل / سایت عصرایران

بابک زمانی؛ داستان‌های نورولوژیست در فغان از جنگ

اختصاص نشست عصر یکشنبۀ بخارا به کتاب «فعان ز جنگ» بهانه ای برای این یادآوری است که وقتی پزشکی می‌نویسد اولا در کار خود هم ذوقی دارد و ثانیا در رشتۀ تخصصی خود...

 عصر یکشنبه‌های بخارا
۱۵ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعه‌داستان‌های بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.

 جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

جایگاه آموزش هنر در حکمرانی فرهنگی

آموزش به عنوان زیربنای مستحکم حوزه فرهنگ و هنر محسوب می شود و از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است، بنابراین آموزش هنر بایستی در سیاستگذاری و خط مشی گذاری فرهنگیِ کشور مورد توجه جدی متولیان و سیاستگذاران قرار گیرد.

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۴ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.