
هفت صبح| در برگی از تاریخمان از روزی مینویسم که شهر سینماها عزادار از دست دادن یکی از 15سینما و عزیزانش شد. 28 مرداد سالروز آتشسوزی مرگبار سینما رکس آبادان بود؛ خب به عنوان یک آبودانی بیمعرفتی کردم که سه روز پیش و در سالروز این فاجعه بزرگ، به آن نپرداختم. طبق روال «برگی از تاریخ» در همین صفحه، رویدادهایی که در گذشته اتفاق افتاده را هر سال مرور میکنیم؛
به قول جرج سانتایانا، رماننویس و فیلسوف اسپانیایی که گفت «آنها که تاریخ را به خاطر نسپارند، محکوم به تکرار آن هستند.» آخ آبادان... شهر مظلوم و دوستداشتنیام... آبادان شاید برای شما که کیلومترها از این شهر دور باشید، یادآور گرما و شرجی لب کارون و برزیلیهای صنعتنفت و فلافل و سمبوسه و پالایشگاه با عظمت آن باشد اما برای ما آبادانیها با مردم خونگرمش یک نشانه دیگر دارد؛ یک داغ بزرگ بر پیشانی این شهر به اسم «سینما رکس»...
شهر سینماها در آتش
شنبه 28 مرداد 1357 تماشاگران در حال دیدن فیلم گوزنهای مسعود کیمیایی بودند که با شعلههای آتش روبهرو میشوند و درهای قفل شده! چه شب سختی به آبادانیها گذشت و میگذرد! برای آبادانیهای خونگرم فیلمبین سینمابرو. یادتان باشد آبادان شهر سینماها بود. ۱۵سینمای فعال داشت؛ چه در شهر و چه در مجتمع شرکتنفت و هر تابستان ۱۵۰هزار بلیت در این شهر کوچک فروخته میشد.
مهمترین تفریح آبادانیها رفتن به سینما بود. وقتی همین امروز بعضی از مراکز استانها حتی یک سینمای باکیفیت هم ندارند، آبادانیها آن زمان چندین سینما شامل تاج، نفت، گلستان، بهمنشیر و پیروز وابسته به شرکتنفت و بقیه برای استفاده عموم؛ مثل شیرین، خورشید، رکس، متروپل، نیاگارا، شهناز، ساحل، ایران، کیهان و سهیلا داشتند که برخی از آنها تابستانی و روباز بودند.
حسین تکبعلیزاده؛ از مکانیکی تا دزدی و خردهفروشی مواد
سینمایی که توسط تکبعلیزاده به شکلی مشکوک در آتش میسوزد و بیش از ۴۰۰ نفر کشته میشوند. از زن و کودک و پیر و جوان و عروس و داماد در این آتشسوزی سوختند و شبی تلخ برای آبادان و ایران …






