هفت صبح| دهم مرداد، در تقویم ادبیات ایران، روز تولد مردی است که از خاک برخاست و خاک را به زبان آورد. محمود دولتآبادی در سال ۱۳۱۹ در روستای دولتآباد سبزوار زاده شد، جایی که نامش بعدها همراه او تا دورترین کتابخانههای جهان رفت. کودکیاش میان کار، قصههای شفاهی، تعزیه، صدای پیران و ریتم زندگی روستا گذشت. همان صداها سالها بعد در سطرهای او خانه کردند، در خشخش علف، در نفس اسب، در سکوت زنی کنار تنور و در نگاه مردی که سهمش از زمین، گردی بود که باد به چشمش میزد.
دولتآبادی را میتوان نویسنده غیبتها دانست. آدمهای او اغلب چیزی را گم کردهاند: زمین، امنیت، عشق، جوانی، خانه یا کسی را که یک صبح از در بیرون رفته و بازنگشته است. جهان داستانی او از همین جای خالی نیرو میگیرد. غیبت در کتابهایش خلأی خاموش نیست، دهانی باز است که خانواده، روستا و تاریخ را آرامآرام میبلعد.
مردی که دستهایش زودتر از قلمش کار کردند …













