قیمت طلا امروز




 روزنامه هفت صبح / ۱۴۰۵/۰۵/۲۲

چرا «ایرج»، «پهلوان آواز» لقب گرفت؟

«ایرج» تنها به‌دلیل قدرت صدایش «پهلوان آواز» نشد، بلکه به گفته میرعلیرضا میرعلی‌نقی، آنچه بیش از همه او را از دیگران متمایز می‌کرد، «صمیمیت ایرج با مخاطبش» بود؛ خواننده‌ای که به باور این پژوهشگر، تأثیرش بر آواز ایرانی و مخاطب عمومی چنان گسترده بود که حذف نامش از تاریخ موسیقی ایران، «یک خلا» و «کاستی» ایجاد می‌کند.
 چرا «ایرج»، «پهلوان آواز» لقب گرفت؟

چهارشنبه ۲۱ مردادماه خبر درگذشت «ایرج»، جامعه موسیقی را سوگوار کرد. ایسنا برای ادای احترامی به این هنرمند ماندگار موسیقی ایران، در گفت‌وگو با «میرعلیرضا میرعلی نقی»، پژوهشگر و منتقد موسیقی به بررسی یک عمر فعالیت هنری ایرج (حسین) خواجه امیری پرداخت، که در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

ایرج بین خوانندگان نسل خودش، چه ویژگی‌ای داشت که باعث شد تا این اندازه با عنوان «پهلوان آواز» شناخته شود؟

این لقب را استاد حسن کسایی، استاد بی‌نظیر نی، به ایشان داده بودند. این تعبیر در برنامه‌ای آوازی و در اشاره به قدرت و توانایی‌های ایرج مطرح شد؛ هم از نظر توان فیزیکی و صوتی و هم از نظر ویژگی‌هایی که یک صدای خوب را می‌سازد، مانند دامنه، شدت و ارتفاع صوت. ایرج واقعاً از این نظر همیشه در اوج بود.

از سوی دیگر، این توانایی فقط به قدرت صدا محدود نمی‌شد. او از نظر ذهنی نیز توانایی ویژه‌ای در پرورش و ارائه مطلب، زیباسازی و تأثیرگذاری بر مخاطب داشت؛ ویژگی‌هایی که تا حد زیادی در انحصار خودش بود.

بنابراین وقتی از عنوان «پهلوان آواز» برای ایرج استفاده می‌شود، منظور صرفاً قدرت صدای او نیست، بلکه نیرویی است که او در آواز داشت و می‌توانست از طریق آن بر مخاطب تأثیر بگذارد.

صدای ایرج را همیشه خیلی‌ها متفاوت و خاص می‌دانستند. چه ویژگی‌ای در صدای ایشان وجود داشت که او را از خوانندگان هم‌نسلش متمایز می‌کرد؟

در آن نسل، تقریباً همه خوانندگان متمایز بودند و واقعاً کسی شبیه دیگری نبود. هر صدایی که ویژگی و امتیاز خاص خودش را داشت، مطرح می‌شد، برخلاف امروز که خیلی‌ها سعی می‌کنند از یک خواننده خاص تقلید کنند و شاید یکی از دلایل پایین آمدن سطح آواز هم همین باشد.

ایرج در اوایل کارش به‌طور آشکاری دنباله‌رو و حتی می‌شود گفت شیفته سبک استاد جلال تاج اصفهانی بود، اما آرام‌آرام لحن و بیان شخصی خودش را پیدا کرد. با این حال، به زعم من، هیچ‌وقت به‌طور کامل از تاج فاصله نگرفت. البته این به هیچ‌وجه از سر ناتوانی نبود، بلکه انتخاب خود ایرج بود. او نه صرفاً دنباله‌رو تاج بود، نه سایه او و نه یک مقلد، بلکه از تاج تأثیر گرفته بود و ریشه‌های آوازش بسیار پیچیده‌تر از این بود.

از یک طرف، تاج اصفهانی را می‌بینیم و از طرف دیگر، سنت خانوادگی و موروثی ایرج را؛ چراکه در خانواده آنها خوانندگی و داشتن صدای خوش سابقه داشت. حتی، آن‌طور که خود ایرج برای من تعریف کرده بود، او سابقه آواز و نقش‌آفرینی در تعزیه هم داشت.

بخش بسیار مهم دیگری که در سال‌های اخیر و به یمن گفته‌های خود ایرج بیشتر درباره آن دانستیم، تأثیر مستقیم تعلیم و تربیت مکتب آواز استاد صبا بر اوست. صبا در واقع تعدادی خواننده به جامعه، مانند بنان و یا ملکه برومند معرفی کرد، اما ایرج هم از این جریان آموزشی تأثیر زیادی گرفت. به‌ویژه در آوازهای دوره اول ایرج، بخشی از جمله‌بندی‌های صحیح و شیوایی که در آوازش می‌بینیم، تحت تأثیر مستقیم نوازندگی ویولن استاد صباست. خود ایرج هم به این موضوع اذعان و آن را تأیید کرده بود.

در مجموع، ایرج از آدم‌ها و جریان‌های مختلف چیزهایی آموخته بود، اما این تأثیرها را صرفاً کنار هم نچیده بود که مثل یک «لحاف چهل‌تکه» به نظر برسد؛ آنها را در وجود خودش ذوب کرده بود. ترکیبی که از این فرآیند به وجود آمد، در نهایت ترکیب شخصِ خود ایرج بود.

ایشان در یکی از مصاحبه‌هایشان گفته بودند: «من هیچ‌وقت شبیه کسی نخواندم» و این را یکی از افتخاراتشان می‌دانستند.

بله، درست می‌گفتند. تقلید با تأثیرپذیری فرق دارد. همه هنرمندان از یکدیگر تأثیر می‌گیرند و این کاملاً طبیعی است، اما اینکه کسی مقلد فرد دیگری باشد، مسئله‌ای کاملاً متفاوت است.

ایرج هیچ‌وقت مقلد نبود. ممکن است از استادان و خوانندگان مختلف تأثیر گرفته باشد، اما این تأثیرها را به زبان و بیان شخصی خودش تبدیل کرد و در نهایت صدایی شکل گرفت که متعلق به خود ایرج بود.

ایرج خواننده‌ای بود که هم در آواز ایرانی بسیار توانمند بود و هم بعدها در سبک کوچه‌بازاری به‌خوبی درخشید؛ به‌طوری که حتی نسل‌های بعد هم با آثارش خاطره دارند. چه چیزی باعث شد تا این اندازه در ذهن مخاطب عمومی نفوذ کند و ماندگار شود؟

خیلی‌ها این موضوع را به توانایی‌های فنی و صوتی ایرج نسبت می‌دهند، درحالی که خوانندگان توانمند دیگری هم بودند، اما آن تأثیرگذاری و نیروی دلنشینی که در ایرج وجود داشت، در همه آنها دیده نمی‌شد. تا جایی که به برداشت و دریافت شخصی من مربوط می‌شود، فکر می‌کنم یک عامل از همه مؤثرتر بود و آن صمیمیت ایرج با مخاطبش بود.

ما وقتی ایرج را در یک جمع خصوصی می‌دیدیم، یا در جمع‌های بزرگ‌تر و حتی در کنسرت‌هایی که البته هیچ‌وقت از طرف دولت مجوز رسمی نداشت و بیشتر در خانه‌ها برگزار می‌شد و گاهی حدود ۲۰۰ نفر در آن حضور داشتند، همیشه آماده و مسلط بود؛ با خوش‌رویی و روی گشاده.

وقتی می‌خواند، احساس می‌کردی واقعاً مخاطبش را دوست دارد و با او رابطه‌ای صمیمانه و سرشار از مهر برقرار کرده است. اینها مواردی نیستند که الزاماً به شکل یک ویژگی آشکار یا یک مؤلفه مشخص دیده شوند؛ بیشتر در سطح ناخودآگاه اتفاق می‌افتند. اما این صمیمیت واقعاً در وجود ایرج بود و به شکلی بسیار نیرومند بر مخاطبش تأثیر می‌گذاشت.

می‌توانیم بگوییم ایرج در شکل‌گیری سلیقه عمومی مردم نسبت به آواز ایرانی هم نقش داشت؟

بله. هم ایرج و هم گلپا، هرکدام به شیوه شخصی خودشان، از نظر توان تأثیرگذاری اجتماعی در یک تراز بودند. این دو بزرگوار آواز را از حالت اختصاصی محافل نخبگان و برگزیدگان موسیقی، و از آن پیچیدگی و تکلفی که داشت، خارج کردند و به آواز، که اساساً هنری برای خواص بود، یک بُعد مردمی هم بخشیدند.

این اتفاق اساساً از طریق فیلم و فیلم‌فارسی رخ نداد، بلکه بیشتر نتیجه اجراهای بی‌شماری بود که این خوانندگان داشتند.

مگر تعداد فیلم‌هایی که مثلاً ایرج برای آنها خواند چقدر است؟ ضمن اینکه مرحوم فردین، که صدای ایرج روی چهره او در فیلم‌ها قرار می‌گرفت، بعد از مدتی تصمیم گرفت صدای ایرج را از روی چهره خودش بردارد و صدای عارف را جایگزین کند؛ اتفاقاً این کار هم بسیار موفق‌تر بود.

متوجه می‌شویم که هنر خوانندگی و صدا کار خودش را کرده و این تأثیرگذاری لزوماً مدیون یک پرسونای سینمایی نبوده است.

من با جرات می‌توانم بگویم اگر ایرج، گلپایگانی و تا حدی محمودی خوانساری نبودند، آواز همچنان در محدوده نخبگان و برگزیدگان تخصصی موسیقی باقی می‌ماند و به‌تدریج هم از بین می‌رفت.

ایرج برخلاف بسیاری از خوانندگان موسیقی دستگاهی وارد سینما و فیلم‌فارسی شد. این حضور چه تأثیری بر جایگاه او داشت؟

به نظر من، این حضور در بعضی مقاطع به جایگاه اجتماعی ایرج نزد متخصصان لطمه زد، اما در مقابل، محبوبیت او را در میان توده مردم به‌شدت افزایش داد.

سینمای فیلم‌فارسی که هیچ‌وقت از نظر فنی استحکام چندانی نداشت و در زمینه فیلمنامه، بازی‌ها و دیگر عناصر سینمایی، اغلب به‌صورت بسیار رندوم، دیمی و بی‌قاعده پیش می‌رفت، وقتی پای ترانه و تصنیف به میان می‌آمد، بخش مهمی از محبوبیتش را از خوانندگان می‌گرفت.

به نظرم این سینما در دهه ۳۰، در زمینه موسیقی و آواز، بیش از همه مدیون صدای خانم دلکش بود و در دهه ۴۰ مدیون ایرج.

بنابراین ایرج مدیون فیلم‌فارسی نیست؛ این فیلم‌فارسی است که به ایرج مدیون است.

به نقدها اشاره کردید. یکی از نقدهای جدی به ایرج، انتقاد نورعلی‌خان برومند از شیوه تحریر و رعایت نکردن برخی اصول آواز ایرانی بود. این نقد را امروز چگونه باید فهمید؟

تا جایی که من می‌دانم، برای این ادعا سند مستندی وجود ندارد و بیشتر با یک روایت شفاهی مواجهیم. به همین دلیل ترجیح می‌دهم وارد این بحث نشوم.

ایرج نزد استاد صبا آموزش جدی دیده بود و صبا از هر جهت که بررسی کنید، جایگاه بسیار معتبر و محکمی در موسیقی ایران داشت. بنابراین نمی‌توان به‌سادگی چنین ادعاهایی را درباره شیوه آواز ایرج مطرح کرد.

ممکن است آقای برومند تمایل داشتند که ایرج هم، مثل آقای گلپایگانی، مدتی زیر نظر ایشان آموزش ببیند و ایرج نپذیرفته باشد. بنابراین ممکن است چنین حرفی هم از ایشان نقل شده باشد، اما انتساب قطعی این سخن به برومند را مستند نمی‌بینم.

در هر صورت، حتی اگر چنین دیدگاهی از سوی ایشان مطرح شده باشد، مبنای منطقی و ارزشمندی برای زیر سؤال بردن جایگاه ایرج به‌عنوان یک آوازخوان مستحکم نیست. ایرج از نظر توانایی و استحکام در آواز، خواننده‌ای بسیار قدرتمند بود.

رابطه و دوستی ایرج با آقای گلپایگانی از روابط مهم نسل طلایی آواز بود. تفاوت این دو از نظر شیوه آوازخوانی چه بود؟

تا جایی که می‌دانم، رابطه آنها چندان مستمر و نزدیک نبود، اما یکدیگر را دوست داشتند و برای جایگاه هنری هم احترام زیادی قائل بودند.

البته چون شیوه کاری و محدوده فعالیتشان تا حد زیادی از هم جدا بود، ارتباط نزدیک و مستمری با یکدیگر نداشتند. اصولاً هم خواننده‌ها ارتباط خیلی نزدیکی با یکدیگر ندارند و بیشتر این خواننده و نوازنده هستند که ارتباط کاری و هنری نزدیک‌تری پیدا می‌کنند.

در مورد ایرج، نوازنده محبوبش، همان‌طور که بارها و بارها خودش می‌گفت، پرویز یاحقی بود و در واقع یاحقی جایگاه ویژه‌ای در میان نوازندگان برای ایرج داشت.

درباره نسل جدید خوانندگان موسیقی ایرانی، می‌توانیم بگوییم که آیا چیزی از ایرج و شیوه آوازخوانی او آموخته‌اند و تأثیری از او در آوازشان دیده می‌شود؟

بعضی‌ها بله و بعضی‌ها هم نه. واقعاً در مورد اسم و مصداق مشخص، حضور ذهن ندارم، چون بسیاری از خوانندگان نسل جوان را نمی‌شناسم، اما وقتی آثارشان را می‌شنوم، می‌بینم که بعضی از آنها به‌طور مستقیم تحت تأثیر او نیستند. البته تأثیرپذیری هم خودش هوش و درک هنری می‌خواهد و هر کسی این توانایی را ندارد.

بخش قابل توجهی از این افراد بیشتر مقلد هستند، حتی در انتخاب قطعات، شعرها و اجراها هم گاهی آن‌قدر کپی و کاور می‌کنند که نشانه‌ای از جست‌وجوی بیان شخصی در کارشان دیده نمی‌شود. بعضی هم طرفدار آقای گلپایگانی هستند و برخی دیگر حتی شیوه محمودی خوانساری را تقلید می‌کنند.

به خاطر دارم یک‌بار به خوانسار، زادگاه محمودی خوانساری، رفته بودم. آقایی آنجا بود که شغلش نساجی بود و وقتی برای من به شیوه محمودی خوانساری خواند، واقعاً به شک افتادم که نکند خود محمودی است!

البته این هم یک مهارت است. اساساً مراحل اولیه هنر از تقلید می‌گذرد، اما هنرمند نباید در تقلید متوقف بماند، باید از آن مرحله عبور کند و در نهایت خودش را پیدا کند.

کسانی هستند که از ایرج تقلید می‌کنند، اما امیدوارم در مرحله تقلید متوقف نمانند و بتوانند از این تأثیر عبور کنند و به بیان و هویت شخصی خودشان برسند.

چرا دیگر، دست‌کم در این دوره و در میان نسل جدید، خوانندگانی در حد و اندازه ایرج و گلپا نداریم؟

به نظر من، محیط ایران اساساً محیط تربیت و پرورش برنامه‌ریزی‌شده استعدادها نبوده است. آدم‌ها معمولاً به‌صورت خودجوش رشد کرده‌اند و بر اساس موقعیت‌ها، امکانات و اتفاقاتی که در مسیر زندگی‌شان قرار گرفته، توانسته‌اند پیشرفت کنند.

در ایران هیچ‌وقت پلتفرم یا برنامه منسجم و مشخصی برای پرورش استعدادهای موسیقی وجود نداشته است. بنابراین آدم‌ها در محیطی بسیار غیرقابل‌پیش‌بینی و سرشار از احتمالات رشد کرده‌اند.

اینکه بگوییم ما کسی را تربیت کردیم، به وجود آوردیم یا پرورش دادیم، تعبیر دقیقی نیست. محیط ایران نه‌تنها هیچ‌وقت به شکل سیستماتیک کسی را تربیت نکرده، بلکه در بسیاری از موارد حتی مانع رشد و شکوفایی استعدادها هم شده است.

اگر کسی در چنین شرایطی توانسته خودش را بالا بکشد و به جایگاه مهمی برسد، به‌جای اینکه حمایت و تشویق شود، گاهی با انواع و اقسام حاشیه‌ها، حسادت‌ها و حتی کارشکنی‌ها مواجه شده است. بنابراین شکل‌گیری چهره‌هایی مانند ایرج و گلپا بیش از آنکه محصول یک نظام پرورش استعداد باشد، حاصل ترکیب استعداد فردی، شرایط، اتفاقات و مسیری بوده که خودشان در زندگی طی کرده‌اند.

اگر امروز نام ایرج را از تاریخ موسیقی ایران حذف کنیم، چه چیزی از تاریخ آواز ایران کم می‌شود؟

بخش عمده‌ای از زیباترین برنامه‌های آوازی ما که بسیاری از آنها معیار و مَتر آواز بوده‌اند، از بین می‌رود.

ایرج با اینکه ریشه در سنت آواز ایرانی داشت، اما مقید و حبس‌شده در سنت نبود. او از همان زمینه سنت آوازی دوره خودش استفاده کرد و آن را از نو متولد کرد. بسیاری از هنرمندانی که در آن دوره فعالیت می‌کردند، همین کار را انجام دادند و در حوزه آواز فعالیت داشتند، اما تفاوت در میزان تأثیرگذاری و ماندگاری است.

بعضی افراد هستند که اگر تمام آثارشان از حافظه موسیقی حذف شود، اتفاق چندان خاصی نمی‌افتد. نه اینکه حضورشان بد بوده یا بهتر است که نبوده باشند، اما در شکل‌گیری منظومه‌ای از ابتکارات و زیبایی‌های ماندگار، سهم تعیین‌کننده‌ای نداشته‌اند. آنها آموخته‌هایی را که گرفته بودند، پس دادند، اما آثارشان الزاماً به یک اتفاق تازه، زیبا یا ماندگار تبدیل نشد.

در مقابل، بعضی هنرمندان هستند که حذف آنها یک خلأ واقعی ایجاد می‌کند. مثلاً اگر صدای ساز پرویز یاحقی یا فرهنگ شریف را از تاریخ موسیقی حذف کنید، بخش عمده‌ای از تاریخ ویولن ایرانی یا تار را دیگر در اختیار ندارید.

ایرج هم از همین دسته است. حذف او فقط حذف یک خواننده از میان چند خواننده نیست؛ حذف بخشی از تجربه، زیبایی، ابتکار و تحول آواز ایرانی است.

حضور ایرج در تاریخ آواز، بخشی از منظومه‌ای است که بدون آن، تصویر ما از آواز ایرانی ناقص خواهد بود.

 



۹ ساعت قبل / سایت تابناک

حکم خوانندگی زنان برای مردان چیست؟

به گزارش تابناک به نقل از عصرایران؛ حکم چهار سال حبس برای هیوا سیفی‌زاده، خواننده موسیقی ایرانی، به اتهام «تشویق به فساد و فحشا» با انتقاد‌هایی همراه شده است؛ او می‌گوید تنها چند بیت از اشعار سعدی را به سبک آواز ایرانی اجرا کرده و حالا پرسش اصلی این است که چگونه چنین اجرایی می‌تواند مصداق این اتهام باشد. در ادامه، برشی از یادداشت جعفر محمدی را می‌خوانید:

آن طور که "هیوا سیفی زاده" می‌گوید این خواننده آواز ایرانی به چهار سال حبس محکوم شده است. او در ۹ اسفند ۱۴۰۳ در عمارت "رو‌به‌رو" دقایقی آواز خواند و به همین دلیل بازداشت شد، به دادگاه رفت و حالا خبر رسیده که دادگاه بدوی برایش چهار سال زندان در نظر گرفته است! به چه جرمی؟ خودش می‌گوید به جرم" تشویق به فسا و فحشا"!

در این باره نکات زیر قابل توجه است:

۱ - اساساً خوانندگی زنان، حتی در حضور مردان، در نظر بسیاری از فقها از جمله رهبر شهید - آیت الله سیدعلی خامنه‌ای - اشکال شرعی ندارد و حلال است.

فتوای رهبر شهید در این باره را بخوانید:

اگر صداى زن (چه به صورت تک خوانی و یا همخوانی با زنان و یا با مردان) به صورت غنا نباشد و گوش دادن به صداى او هم به قصد لذت و ریبه نباشد و مفسده اى هم بر آن مترتّب نشود، اشکال ندارد، اگر مفسده داشته باشد و یا تحریک شهوت بکند، جایز نیست.

آیت الله سیستانی که از بزرگ‌ترین مراجع تاریخ شیعه‌اند نیز در این باره چنین فتوا داده‌اند:

آواز خواندن زن حرام نیست؛ مگر اینکه مشتمل بر ترقیق و تحسین که عادت مهیج شهوت شنونده باشد. در این صورت بر مردان هم حرام است و منظور از آن سخن باطلی است که با آوازی خوانده می‌شود که مناسب مجالس لهو و لعب باشد.

آیت الله تبریزى و آیت الله نورى همدانی نیز چنین گفته‌اند:

گوش دادن به آواز زن اگر غنا نباشد و باعث التذاذ جنسى و تهییج شهوت نشود و مفسده اى بر آن مترتب نگردد، اشکال ندارد.

همان طور که می‌بینید، حرام بودن خوانندگی منوط به غنایی بودن آن و مفسده برانگیز و شهوانی بودنش است و این، البته منحصر به صدای زنان نیست و در مورد خوانندگی مردان هم صادق است و شگفتا که برغم مباح بودن خوانندگی زنان، سال هاست که هم زنان هنرمند و هم جامعه هنر دوست ایرانی از هنر خوانندگی حلال زنان محروم مانده‌اند!

درباره پرونده هیوا سیفی زاده هم تا به این جای کار باید گفت که او، کار خلاف شرع مرتکب نشده است چرا که چند بیت از سعدی را به سبک آواز سنتی ایرانی خوانده است که نه محتوا و نه سبک و سیاق اجرا، مفسده برانگیز و شهوانی نبوده است و او می‌تواند به فتوای فقهای فوق الذکر استناد کند.

به علاوه، خوانندگی او حتی خلاف قانون هم نبوده است، زیرا قانون، ارتکاب خلاف شرع را جرم انگاری کرده است و حالا که اساساً چیزی خلاف دین رخ نداده، جرمی هم شکل نگرفته است.

۲ - طبق اظهارات این خانم خواننده، جرمی که به او نسبت داده‌اند این است که با خوانندگی اش، مردم را به فساد و فحشا تشویق کرده است.

اگر واقعاً چنین باشد، صادر کننده حکم یا نمی‌داند خوانندگی چیست، یا معنای فساد و فحشا را نمی‌فهمد و یا معنای تشویق را نمی‌داند و یا همه این ها!

اشعار سعدی مدام در این کشور چاپ و منتشر می‌شوند و در همین جمهوری اسلامی، اول اردیبهشت هر سال را به "روز سعدی" نام گذاری کرده‌اند؛ اگر خواندن اشعار او تشویق به فساد باشد، چه چیزی تشویق به فساد و فحشا نیست؟!

انشاء کننده حکمی که ابعادی چنین اجتماعی دارد، باید به جامعه توضیح دهد که شعر سعدی، چه با خوانندگی زنان و چه با صدای مردان، اساساً چطور می‌تواند مردم را به فساد و فحشا تشویق کند؟ و در پرونده حاضر، قاضی چگونه احراز کرده است که خواننده با خواندن این چند بیت، مشوق فساد و فحشا بوده است؟

در فرهنگ‌های لغت، فساد به معنای "تباه شدن، متلاشی شدن، از بین رفتن، فتنه، آشوب، لهو و لعب و ... " آمده و در معنای فحشا نیز نوشته‌اند: "زنا، لواط، فسق و فجور، روسپیگری، هرزگی و ... "؛ حال این سوال مطرح است که خواندن چند بیت از سعدی توسط یک خانم آن هم در سبک آواز ایرانی، چگونه می‌تواند انسان‌ها را به فتنه و لهو و لعب و زنا و لواط و روسپیگری و امثال این‌ها تشویق کند؟!

راستی آن کسانی که بعد از شنیدن صدای این خانم و اشعار سعدی، به کار‌های زشت و شنیع فوق تشویق شده‌اند کجا هستند؟! نمی‌شود که چیزی را به جامعه نسبت دهند و بر اساس آن رأی صادر کنند ولی آن چیز مصداق خارجی نداشته باشد.

آیا از نظر قاضی صادر کننده رأی، جامعه ایران به حد سست عنصر و مبتذل است که با خواندن اشعار سعدی توسط یک خانم، ترغیب به فساد و فحشا شود؟ این توهین به مردم نیست؟

در میان حقوقدان‌ها این جمله بسیار معروف است که واژه‌های حقوقی را باید مانند الماس وزن کرد و با ظرافت به کار برد ولی گاه می‌بینیم که نه مانند الماس که به مثابه چیزی مانند زغال با آنها رفتار می‌شود!

بد نیست بدانید اگر این شخص به جای خوانندگی اشعار سعدی، قمارخانه دایر می‌کرد، با چاقو یا اسلحه قلدری و تهدید به اخاذی می‌کرد، زن شوهردار را عالماً به عقد کس دیگری در می‌آورد، جعل سند می‌کرد، مرتکب سقط جنین زنی دیگر می‌شد و نظایر این ها، طبق قانون به نصف این چهار سال زندان و حتی کمتر از آن محکوم می‌شد.

طبق قانون مجازات اسلامی، جرائم زیر بین دو تا پنج سال حبس دارند که چهار سال حبس این خواننده در همین محدوده است: دادن اسلحه به زندانی برای فرار، تبانی دو یا چند نفر برای اقدام ضد امنیت ملی اگر مصداق محاربه نباشد، ضرب و جرح عمدی افراد به طوری که موجب نقص عضو یا از کار افتادن دائمی یکی از اعضای بدن یا بیماری دائمی یا زوال عقل قربانی شود، آتش زدن عمدی هواپیما، کشتی، خانه، جنگل و مزرعه، غارت اموال از طرف جماعتی بیش از سه نفر به نحو قهر و غلبه و جرائم دیگر.

حال انصاف دهید یک کار هنری که حرمت شرعی هم ندارد، شایسته تشویق و حمایت است یا مستوجب مجازاتی سخت‌تر از جرائمی که فقط بخشی از آنها را خواندید.

۳ - آرای قضات باید به حدی مستحکم و مستند باشد که هر کدام از آنها یک واحد درسی حقوقی باشند. مع الاسف، برخی قضات آرایی صادر می‌کنند که نه تنها از نظر حقوقی قابل خدشه‌اند که آثار ناگوار اجتماعی و سیاسی هم دارند. همین پرونده هیوا سیفی زاده را بنگرید! اگر قضیه همین باشد که خودش گفته و به صرف خوانندگی متهم شده به تشویق به فساد و فحشا و محکوم شده به چهار سال حبس، آیا قاضی صادر کننده، مردم، کشور و نظام سیاسی را با یک جنجال بیهوده و هزینه زا مواجه نکرده است؟

به راستی، این که در داخل و خارج بگویند دادگاه ایران می‌خواهد یک زن را به جرم (!) خوانندگی چهار سال به زندان بیندازد، برای جمهوری اسلامی، هزینه زا و حیثیت زدا نیست؟

به نظر می‌رسد برخی قضات، نه در جامعه‌ای واقعی که در خلأ مطلق و خیالی رأی می‌دهند و حتی به دستور و توصیه رئیس شان نیز وقعی نمی‌نهند. چندی پیش حجه الاسلام محسنی اژه‌ای درباره این قضات و آرای آنها گفته بود: "بعضاً اقدامات و آرای قضات علاوه بر جنبه‌های حقوقی و قضائی، جنبه‌های اجتماعی نیز پیدا می‌کنند؛ ولو آنکه ما نخواهیم و اراده ما نباشد، اما جریانات مختلف سیاسی و اجتماعی از این اقدامات و آرای ما، هر کدام بهره‌برداری‌های خود را می‌کنند؛ لذا خطاب به کلیه مراجع قضائی به ویژه دیوان عالی، دیوان عدالت اداری، رؤسای دادگستری‌ها و دادستان‌ها در سراسر کشور تاکید می‌کنم که نسبت به آن دسته از آراء و تصمیماتی که جنبه‌هایی غیر از ابعاد حقوقی و قضائی پیدا می‌کنند و حتی در ابعاد حقوقی و قضائی، آثار بیرونی و بین‌المللی بر آنها مترتب می‌شود، نهایت دقت و توجه را داشته باشند و تصمیمات و آرای خود را مُنضَم به پیوست رسانه‌ای کنند و پیش از صدور آنها، هماهنگی‌های لازم را با مرکز رسانه قوه قضائیه به عمل آورند. باید توجه کنید که ممکن است پس از صدور یک قرار یا حکم یا ابلاغ، نتوان پیوست رسانه‌ای مناسبی در قبال آنها تدوین کرد؛ لذا در قبال مسائل و موضوعات قابل پیش‌بینی، قبل از اقدام، با هماهنگی مرکز رسانه، برای جلوگیری از وقوع آسیب و تبعات، پیوست رسانه‌ای مناسب را تدوین کنید. "

واقعیت این است که این گونه آرا، علاوه بر تبعاتی که رئیس قوه به درستی به آنها اشاره کرده، حیثیت دستگاه قضا و اعتبار قضاتی که آرای متقن و عادلانه صادر می‌کنند را نیز خدشه دار می‌کند و لازم است دستگاه قضایی، فراتر از تاکید و توصیه رئیس اش، در این باره چاره اندیشی کند و ساز و کار عملیاتی داشته باشد.

۴ - از همه مهم‌تر این که به نظر می‌رسد در این پرونده - بر اساس آنچه محکوم گفته و تا کنون تکذیب نشده - رأی عادلانه‌ای صادر نشده است. اگر به جای یک خانم خواننده، یک سیاستمدار به حبس محکوم می‌شد، الان در همه رسانه‌ها له یا علیه او سخن می‌گفتند چرا که منافع سیاسی و حزبی چنین ایجاب می‌کرد.

این خلاف مروت است که رسانه به چهره‌های معروف سیاسی بپردازد و از کنار شهروندان عادی که به احتمالاً به آنها ظلم شده، با بی اعتنایی بگذرد. از این رو، چند سطر فوق نوشته شد تا اولاً به بهانه پرونده حاضر، موضوع حقوق هنرمندان زن ایرانی که در عرصه هنر آواز فعالیت می‌کنند، مطرح شود، ثانیاً لزوم تدوین ساز و کار مناسب در قوه قضائیه برای رسیدگی به پرونده‌هایی با ابعاد اجتماعی و سیاسی یادآور شود و در نهایت و مهم‌تر از همه، از ظلمی پیشگیری شود که ممکن است به اسم عدالت روا شود.


۱۱ ساعت قبل / سایت نورنیوز

بازگشت «صبح جمعه با شما» به رادیو

نورنیوز-گروه فرهنگی: فصل جدید برنامه محبوب و دیرینه «صبح جمعه با شما» در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسئولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

نوید جولایی،تهیه‌کننده فصل جدید این برنامه  با اعلام خبر بازگشت این برنامه قدیمی، گفت: کارگردانی این دوره از برنامه بر عهده میرطاهر مظلومی است و قرار است بازیگران قدیمی و چهره‌های آشنا که همواره پای ثابت این برنامه بوده‌اند، در قالب جدیدی به اجرا بپردازند.

به گفته او، «پایه اصلی تیم تولید را هنرمندان پیشین تشکیل می‌دهند، اما با فرمتی نو و فضایی متفاوت، کار آغاز خواهد شد.»

جولایی گفت: اجرای برنامه بر عهده فاطمه آل عباس و سعید توکلی است و هنرمندانی ازجمله اصغر سمسارزاده، منوچهر آذری، عباس محبی، بیوک میرزایی، تورج نصر، نیما رئیسی، سامان احتشامی، ایرج نوذری، فرزین محدث، سوسن پرور، مرضیه صدرایی، رایان سرلک و جمع دیگری از هنرمندان در فصل جدید حضور دارند.

یه گفته جولایی ، ضبط فصل جدید از شنبه ۳۱ مرداد آغاز می‌شود و نخستین قسمت آن، جمعه ۶ شهریور، روی آنتن رادیو ایران می رود.

جولایی همچنین از بازگشت یکی از ویژگی‌های مرسوم این برنامه خبر داد و گفت: «این فصل از «صبح جمعه با شما» همانند سال‌های دور، با حضور مردم ضبط خواهد شد تا حال و هوای صمیمی و پویای گذشته دوباره زنده شود.»

به گفته این تهیه‌کننده،حسن وارسته نویسنده‌ سریال‌های کمدی به عنوان سرپرست نویسندگان در این فصل از «صبح جمعه با شما» حضور دارد.


۱۶ ساعت قبل / سایت نورنیوز

«بهار دلشکسته»؛ قطعه تازه حسام‌الدین سراج برای رهبر شهید

نورنیوز-گروه فرهنگی: پاسداشت چهلمین روز خاکسپاری رهبر شهید با عنوان «خون دلی که لعل شد» پنجشنبه شب ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ با حضور مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران، سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد، حسام‌الدین سراج خواننده، احمد صدری‌ مدیر خانه موسیقی تهران، محمد رسولی شاعر، حجت‌الاسلام زائری فعال رسانه‌ای و علی صدری‌نیا مستندساز در کوشک باغ هنر برگزار شد.

اهالی فرهنگ و هنر در این برنامه از سیره هنری رهبر شهید گفتند و خاطراتی که از ایشان در محافل فرهنگی و هنری داشتند را روایت کردند.

همچنین در این آیین از نخستین تولید خانه موسیقی تهران با عنوان «بهار دلشکسته» با صدای حسام‌الدین سراج رونمایی شد. توضیحات سراج درباره شکل‌گیری قطعه «بهار دلشکسته»

حسام‌الدین سراج خواننده پیشکسوت موسیقی سنتی در این آیین درباره چگونگی شکل‌گیری قطعه موسیقایی «بهار دلشکسته» اظهار کرد: زمستان سال گذشته با عبدالجبار کاکایی صحبت می‌کردیم چون عده‌ای از مردم داغدار بودند و جوانان‌شان را از دست داده بودند و فضا بسیار سنگین بود. به عبدالجبار گفتم شعری در این زمینه بگو در عین اینکه به مردم تسلیت می‌گویی به اینکه بهار در راه است هم اشاره کنی و بگویی که باید غم‌هایمان را برای ساختن کشور و رسیدن به یک بهار دیگر فراموش کنیم.

وی افزود: عبدالجبار گفت که شعری دارم که آن را فردا برایت ارسال می‌کنم و وقتی که فرستاد و آن را خواندم دیدم چقدر زیباست: «اگر چه خنده هدیه بهار است/دلم به سوی لاله داغدار است /صدای نی، صدای نی می‌آید/بهار دلشکسته کی می‌آید …»

سراج گفت: چون تعبیر بهار دلشکسته بسیار جذاب بود همین اسم را برای قطعه انتخاب کردیم. زمانی که خبر شهادت رهبری را اعلام کردند من مجدد با عبدالجبار تماس گرفتم و گفتم شعری که برایم فرستادی خوب است اما اکنون یک حماسه می‌خواهیم و بعد این قطعه را برایم فرستاد؛ « بهار سرود عاشقانه‌ام باش/بمان، ستون و سقف خانه‌ام باش/ به رغم این زبانه‌های سرکش/پرنده‌ام، پرنده‌ام که پر کشد از آتش» و بعد این سوگ به آن بخش حماسی وصل شد.

مرورگر شما از ویدیو پشتیبانی نمی کند، شما می توانید از طریق این لینک ویدیو را دانلود نمایید.

 

این خواننده موسیقی سنتی ضمن قدردانی از عبدالجبار کاکایی شاعر قطعه «بهار دلشکسته» بیان کرد: هر بار که مناسبت خاصی پیش آمده یا اتفاق خاصی پیش آمده که به ما شوکی وارد کرده است وقتی با این شاعر تماس گرفتم یک روزه شعرش را سروده است و این کار هرکسی نیست. این اثر را به شهدای ایران و به بزرگ و آقای شهدا، آقای خامنه‌ای عزیز تقدیم کردیم.

وی گفت: وقتی ملودی این قطعه را کار می‌کردم حال خوشی نداشتم چون همه متوجهیم که فضا، فضای عادی نیست. بعد با دوستم داوود برزیده نوازنده نی، تنظیم‌کننده و ناظر ضبط تماس گرفتم و او گفت ملودی‌هایم را برایش بفرستم و تقریبا سه یا چهار روز طول کشید تا این کار ضبط شد.

سراج ضمن قدردانی از مدیر عامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد افزود: در شرایطی که کسی، کسی را نمی‌دید و فضای اداری هم باز نبود من با بشیر بی‌آزار (فعال فرهنگی) تماس گرفتم و زمینه ضبط این کار فراهم ‌شد. اراضی عباس‌آباد یادگار حضرت آقاست

سیدمحمدحسین حجازی مدیرعامل منطقه فرهنگی و گردشگری عباس‌آباد نیز در این آیین اظهار کرد: برایم سخت است و باور ندارم که آقا از بین ما رفتند اما باید بگویم که اراضی عباس‌آباد یادگار حضرت آقاست. ایشان با مطالعه اسناد بالادستی دستور دادند که این منطقه به فضایی فرهنگی تبدیل شود و ما اینجا را یادگاری آقا می‌بینیم. خاطرات چمران از رهبر شهید

مهدی چمران رئیس شورای اسلامی شهر تهران نیز در این مراسم خاطره‌ای از رهبر شهید بیان کرد: من در اولین جلسه‌ای که‌ شعرا با حضرت آقا داشتند حضور داشتم، آن زمان بنده در بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس بودم. هنوز نوشتن رُمانِ جنگ زیاد باب نشده بود. کتاب‌های اندکی نوشته می‌شد. به خاطر می‌آورم حضرت آقا درباره رابطه هنر با دفاع مقدس بحث طولانی در آن جلسه مطرح کردند که خوشبختانه جزوه کوچکی از صحبت‌های ایشان را چاپ کردیم که هنوز هم وجود دارد و باید دوباره آن را احیا کنیم.

وی افزود: آبان سال ۱۳۵۹ وقتی شهید چمران در سوسنگرد زخمی شده بود، حضرت آقا برنامه‌های هر روز جنگ را هر شب با او مرور می‌کردند. یک شب دست آقا کتاب تاریخ هنر را دیدم و تعجب کردم چرا که اعتقادات نویسنده آن کتاب با حضرت آقا غریبه بود. از آقا پرسیدم شما هم از این کتاب‌ها می‌خوانید و آقا فرمودند بله من هم می‌خوانم که شهید چمران هم توضیحاتی درباره هنر داد و گفت من هم به هنر و عکاسی علاقه دارم. آقا به من توصیه کردند که برای حفظ و زنده نگهداشتن آثار دفاع مقدس باید از راه هنر وارد شد. ساخت فیلم‌ «چ» هم در راستای صحبت‌های ایشان و جلساتی که من با آقای حاتمی‌کیا داشتم، پیش رفت.

چمران در بخش دیگری از سخنانش گفت: آنچه برای من دردناک است نبود رهبرمان است و امیدوارم راه ایشان ادامه‌ داشته باشد.

حجت‌الاسلام زائری نیز درباره علاقه رهبر شهید به شعر سخن گفت و خاطره‌اش از اولین باری که مقابل رهبر شهید شعر خواند را تعریف کرد.

زائری، قطعه شعری را که برای رهبر شهید سروده بود برای نخستین‌ بار در این مراسم خواند.

همچنین بخشی از «مستند غیر رسمی» ساخته علی صدرنیا مستندساز از حضور رهبر شهید در مراسم غیر رسمی با اهالی فرهنگ و هنر برای حاضران پخش شد.

مهدی قزلی نیز نویسنده کتاب «گاه گمشدگان؛ روایت‌هایی از مواجه با امام رضا(ع)» بخشی از روایت فصل «مسافر و زنبورهای بی‌کندو » را برای حاضران در این مراسم خواند.

محمد رسولی شاعر و محمد حمزه‌زاده نویسنده و کارگردان نیز در وصف رهبر شهید در این مراسم سخن گفتند.




 بازگشت برنامه قدیمی رادیو
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت برنامه قدیمی رادیو

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶شهریور به رادیو بازمی‌گردد. فصل جدید این برنامه در حالی کلید می‌خورد که تیم تولید آن دستخوش تغییرات اساسی شده است. بر اساس تصمیم مسوولان رادیو، ساخت این برنامه که مدتی متوقف شده بود، با رویکردی تازه و گروهی جدید از سر گرفته می‌شود.

 عصر یکشنبه‌های بخارا
۱۴ ساعت قبل / سایت هم میهن

عصر یکشنبه‌های بخارا

هفدهمین نشست از سلسله نشست‌های «عصر یکشنبه‌های بخارا» به نقد و بررسی کتاب «فغان ز جنگ»، مجموعه‌داستان‌های بابک زمانی، که از سوی انتشارات سهامی عام منتشر شده، اختصاص یافته است. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر یکشنبه اول شهریور، با سخنرانی بابک زمانی، محسن امیریوسفی، احمد غلامی و علی دهباشی، در خانۀ کتاب دبا برگزار خواهد شد.

 فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فعالان تئاتر در بحران نگران‌کننده‌ای هستند

نمایش «ماهی بلژیکی» به کارگردانی آروند دشت‌آرای از جمله آثاری بود که اجرای آن در زمستان سال گذشته به دلیل شرایط خاص آن مقطع، نیمه‌کاره ماند. حالا این نمایش ادامه اجراهای خود را از سر گرفته است. آروند دشت‌آرای به انگیزه اجرای دوباره این نمایش، از شرایط دشوار اقتصادی تئاتر گفت و از سختی متفاوت ماندن در وضعیتی که تئاتر ایران به تکرار الگوهای امتحان‌پس‌داده می‌پردازد.

 بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

بازگشت سینما به دوران پیش از کرونا

فروش خیره‌کننده فیلم‌های «اودیسه» و «مرد عنکبوتی: روزی نو» در کنار آثار غافلگیرکننده‌ای چون «اتاق‌های پشتی» و «وسواس» گیشه تابستان امسال را به‌شدت داغ کرد. از این رو درآمد فروش فیلم‌های داخلی آمریکا از مرز ۴‌میلیارد دلار عبور کرد؛ رقمی که بعد از دوران همه‌گیری کرونا تنها برای دومین بار به دست آمده است. نخستین تابستانی که پس از تغییرات گسترده ناشی از کرونا فروش ۴‌میلیارد‌دلاری را تجربه کرد سال ۲۰۲۳ بود و حالا یک بار دیگر این اتفاق تکرار شده است.

 «صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت
۱۴ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

«صبح جمعه با شما» به رادیو بازگشت

برنامه قدیمی «صبح جمعه با شما» پس از وقفه‌ در تولید با فصل جدید و با تغییر تیم تولید، از جمعه ۶ شهریور به رادیو بازمی‌گردد.

 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.