
به گزارش هفت صبح، مادربزرگ، بی بی، مامانی، ننه جان، آقاجون، بابابزرگ و آقا بزرگ؛ فرقی نمی کند آنها را با چه نامی صدا بزنیم، پدربزرگ ها و مادربزرگ ها برای بسیاری از ما بخشی از شیرین ترین خاطرات دوران کودکی هستند. قصه هایی که تعریف می کردند، غذاهایی که با حوصله برای نوه ها آماده می کردند و آغوشی که همیشه برای کودک باز بود، باعث می شد رابطه آنها با نوه ها شکل متفاوتی با رابطه کودک و والدین داشته باشد.
اما نقش پدربزرگ و مادربزرگ فقط به خاطره سازی و محبت محدود نمی شود. آنها می توانند در رشد عاطفی، اجتماعی و حتی یادگیری مهارت های زندگی به کودکان کمک کنند و در بسیاری از خانواده ها بخشی از بار مراقبت از فرزندان را نیز بر عهده بگیرند. با این حال، یک سوال مهم وجود دارد؛ آیا هر نوع رابطه ای میان پدربزرگ و مادربزرگ و نوه می تواند برای کودک مفید باشد؟ و آیا والدین باید بدون نگرانی کودک خود را به آنها بسپارند؟
چرا رابطه کودک با پدربزرگ و مادربزرگ اهمیت دارد؟
کودک در سال های ابتدایی زندگی بیش از هر چیز به احساس امنیت و تعلق نیاز دارد. داشتن بزرگ ترهایی غیر از والدین که کودک آنها را دوست دارد و به آنها اعتماد می کند، می تواند دایره حمایت عاطفی او را گسترده تر کند.
پدربزرگ و مادربزرگ معمولا تجربه بیشتری از زندگی دارند و در بسیاری از موارد با آرامش بیشتری با کودک برخورد می کنند. آنها ممکن است برای شنیدن یک داستان تکراری، بازی کردن یا پاسخ دادن به سوال های کودک زمان بیشتری داشته باشند.
یک پناهگاه عاطفی برای کودک
کودک ممکن است در دوره هایی با والدین خود اختلاف نظر پیدا کند یا از چیزی ناراحت باشد. داشتن یک بزرگ تر قابل اعتماد در خانواده می تواند به او کمک کند احساس کند افراد دیگری نیز هستند که می توانند حرف هایش را بشنوند و از او حمایت کنند.
البته این رابطه نباید به معنای پنهان کاری از والدین باشد. پدربزرگ و مادربزرگ می توانند شنونده و حامی کودک باشند، بدون اینکه او را در مقابل پدر و مادرش قرار دهند.
فرصتی برای تجربه رابطه بین نسلی
یکی از ارزشمندترین بخش های رابطه با پدربزرگ و مادربزرگ، آشنایی کودک با نسل های گذشته است. خاطرات خانوادگی، داستان دوران کودکی والدین، رسم و رسوم …









