قیمت طلا امروز




 روزنامه هفت صبح / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

از «رویای نیمه‌شب» فقط نامش مانده

تفاوت امکانات، بودجه، ممیزی و محدودیت‌های تصویری باعث می‌شود تبدیل کامل یک رمان به سریال دشوارتر شود
 از «رویای نیمه‌شب» فقط نامش مانده

هفت صبح|  «کتابش خیلی بهتر بود»؛ این شاید پرتکرارترین و کلیشه‌ای‌ترین جمله‌ای باشد که پس از تماشای یک فیلم یا سریال اقتباسی می‌شنویم. عبارتی کوتاه که جهانی از سرخوردگی و ناامیدی را در خود پنهان کرده است؛ حسرت دنیایی که در ذهن ساخته‌ایم و حالا نسخه‌ای ناقص، رنگ‌پریده و گاه بیگانه از آن را روی صفحه تلویزیون تماشا می‌کنیم. این روزها، این جمله دوباره ورد زبان‌ها شده است، این بار برای سریال «رویای نیمه‌شب» که با ادعای اقتباس از رمان پرفروش و محبوب مظفر سالاری روی آنتن رفته اما نتوانسته آن رویای شیرین را برای مخاطبان کتاب‌خوانش تکرار کند.

 

داستان اقتباس در سینما و تلویزیون ایران، حکایتی پر فراز و نشیب است. مسیری که از قله‌های افتخاری همچون «دایی‌جان ناپلئون» و «قصه‌های مجید» می‌گذرد، در پیچ‌وخم‌های «میوه ممنوعه» و «در چشم باد» به پختگی می‌رسد و در دوران پلتفرم‌ها با آثاری چون «زخم کاری» و «یاغی» نفسی تازه می‌کند، اما گاهی هم در دره‌هایی چون «سووشون» یا همین «رویای نیمه‌شب» سقوط می‌کند. به بهانه این تجربه تازه و نه‌چندان موفق، سفری می‌کنیم به تاریخچه این پیوند گاه مبارک و گاه نامیمون میان ادبیات و تصویر و می‌پرسیم چرا جان بخشیدن به کلمات روی پرده، کاری چنین دشوار است؟

    از «رویای نیمه‌شب» فقط نامش مانده

مظفر سالاری، نویسنده «رویای نیمه‌شب»، شاید یکی از بهترین نمونه‌های موفقیت ادبیات بدون اتکا به حمایت‌های دولتی باشد. او در گفت‌وگویی که اخیرا با یکی از رسانه‌ها داشته، با اشاره به چاپ صد و سی و پنجم کتابش، نکته مهمی را یادآور می‌شود: «من برای این اثر از هیچ رانت یا حمایت ویژه‌ای استفاده نکرده‌ام… تنها عاملی که موجب ماندگاری این اثر شده و همچنان برای آن مخاطب ایجاد می‌کند، توصیه خوانندگان به یکدیگر است.» این یعنی با اثری طرف هستیم که در قلب مردم جا باز کرده و موفقیتش را مدیون قدرت داستان‌گویی‌اش است.

 

همین اعتبار، انتظارها را از نسخه سریالی آن بالا می‌برد. اما به نظر می‌رسد این انتظارها برآورده نشده است. سالاری در همان گفت‌وگو، از روندی که پس از واگذاری حق اقتباس طی شده، عمیقا گله‌مند است. او فاش می‌کند که در ابتدا قرار بر ساخت یک مینی‌سریال سه یا چهار قسمتی بوده و مبلغ قرارداد نیز بر همین اساس تنظیم شده، اما بعدها داستان بدون اطلاع او گسترش پیدا کرده است.

 

عبارت «اقتباس آزاد» در تیتراژ، کلیدواژه‌ای است که به سازندگان این اجازه را داده تا شخصیت‌ها، فضا و خط داستانی را به میل خود تغییر دهند: «در تمام این مدت، می‌توانستند نسخه‌ای از سریال را در اختیار من قرار دهند یا دست‌کم درباره تغییراتی که در داستان ایجاد کرده بودند، نظر مرا جویا شوند اما چنین اتفاقی هرگز رخ نداد… برخوردی که با من شد، این احساس را ایجاد کرد که گویی کتابم را به آن‌ها سپرده‌ام و دیگر هیچ حقی برای اظهارنظر درباره سرنوشت آن ندارم.»

 

نتیجه این بی‌اعتنایی، از نگاه خالق اثر، یک فاجعه است. سالاری که تنها دو قسمت از سریال را تماشا کرده، با صراحتی تلخ گفته بود: «کاملا مأیوس شدم. از مجموعه اوج انتظار بسیار بیشتری داشتم… احساس می‌کنم در روند تولید، کار از دستشان خارج شده است… تنها چیزی که هنوز نشان می‌دهد این اثر همان رویای نیمه‌شب است، عنوان سریال است؛ زیرا از همان ابتدا تاکید کردم نام اثر نباید تغییر کند… با این حال، شخصیت‌هایی که اکنون در سریال می‌بینیم، نه هاشم رمان هستند و نه ریحانه‌ای که مخاطب بتواند با او ارتباط عاطفی برقرار کند.» این اظهارات، عصاره همان جمله معروف است: «کتابش خیلی بهتر بود.»

    کلمات، قاب جادویی را تسخیر کردند

اما همیشه این‌طور نبوده. تاریخ تلویزیون ایران، شاهد اقتباس‌هایی بوده که به منبع اصلی وفادار مانده‌اند و خود به اثری مستقل و ماندگار تبدیل شده‌اند. شاید قله دست‌نیافتنی این عرصه، «دایی‌جان ناپلئون» باشد. شاهکار ناصر تقوایی بر اساس رمان طنز ایرج پزشکزاد، چنان با تار و پود فرهنگ ایرانی عجین شد که پس از دهه‌ها، هنوز دیالوگ‌هایش بر زبان مردم جاری است. تقوایی روح کتاب را درک کرده بود؛ طنز هوشمندانه، نقد اجتماعی زیرپوستی و شخصیت‌پردازی‌های بی‌نظیر. بازی غلامحسین نقشینه در نقش دایی‌جان و پرویز فنی‌زاده در نقش مش قاسم، چنان دقیق و جان‌دار بود که گویی این شخصیت‌ها از صفحات کتاب پزشکزاد بیرون پریده و در باغ اتحادیه جان گرفته‌اند.

 

کمی آن‌طرف‌تر، در دنیای پاک و ساده نوجوانی، «قصه‌های مجید» کیومرث پوراحمد قرار دارد. پوراحمد با هوشمندی، داستان‌های هوشنگ مرادی کرمانی را از فضای کرمان به اصفهان آورد و با انتخاب نابغه‌وار مهدی باقربیگی و مادربزرگ واقعی‌اش، پروین‌دخت یزدانیان، چنان گرما و صمیمیتی به اثر بخشید که «مجید» و «بی‌بی» عضوی از خانواده همه ایرانیان شدند. این سریال، نمونه درخشان درک جوهره یک اثر و بازآفرینی آن در یک مدیوم دیگر است.

 

حسن فتحی در «میوه ممنوعه» دست به کار جسورانه‌تری زد. او به جای اقتباس مستقیم، از داستان عرفانی «شیخ صنعان» در کتاب منطق‌الطیر عطار نیشابوری الهام گرفت و آن را در کالبد یک درام اجتماعی معاصر ریخت. حاج یونس فتوحی (با بازی تکرارنشدنی علی نصیریان) همان شیخ صنعان بود که در دام عشقی زمینی گرفتار می‌شد و تمام باورهایش به چالش کشیده می‌شد. این اقتباس مدرن و هوشمندانه، نشان داد که می‌توان از گنجینه ادبیات کهن فارسی برای روایت داستان‌های امروزی بهره برد.

 

و مگر می‌شود از اقتباس‌های فاخر گفت و از «در چشم باد» مسعود جعفری جوزانی نام نبرد؟ این سریال که با الهام از رمان «جاده جنگ» منصور انوری ساخته شد، برشی سه‌نسلی از تاریخ معاصر ایران را از مشروطه تا جنگ تحمیلی روایت می‌کرد. «در چشم باد» نمونه‌ای موفق از اقتباس یک رمان تاریخی و تبدیل آن به یک حماسه بصری ماندگار بود.

  اقتباس در جستجوی مخاطب میلیونی

با ظهور پلتفرم‌های نمایش خانگی، خون تازه‌ای در رگ‌های سریال‌سازی و به‌تبع آن، اقتباس ادبی، دویدن گرفت. «زخم کاری» محمدحسین مهدویان، بر اساس رمان «بیست زخم کاری» محمود حسینی‌زاد، یک نقطه عطف بود. مهدویان با درک نبض جامعه و نیاز به یک تریلر قدرتمند، فضای داستان را امروزی‌تر و شخصیت‌ها را پیچیده‌تر کرد. نتیجه، سریالی بود که رکوردها را شکست و جواد عزتی و رعنا آزادی‌ور را در نقش‌های مالک و سمیرا به شمایل‌هایی فراموش‌نشدنی تبدیل کرد.

 

اندکی بعد، محمد کارت با «یاغی» نشان داد که می‌توان به سراغ رمانی کمتر شناخته‌شده مانند «سالتو» اثر مهدی افروزمنش رفت و از دل آن، پدیده‌ای اجتماعی بیرون کشید. «یاغی» که در تیتراژ خود از عبارت «با نگاهی به رمان سالتو» استفاده می‌کرد، نشان داد که اقتباس لزوما به معنای وفاداری کلمه به کلمه نیست. این سریال با موفقیت چشمگیر خود، یک خدمت بزرگ هم به ادبیات کرد: رمان «سالتو» پس از پخش سریال به چاپ دوازدهم رسید و در صدر پرفروش‌ها قرار گرفت. این همان رابطه هم‌افزایی و ایده‌آلی است که باید میان ادبیات و تصویر وجود داشته باشد.

 

حتی تلویزیون نیز با «سوران» تلاشی موفق در این زمینه داشت. اقتباس از کتاب «عصرهای کریسکان» که روایتی واقعی از زندگی سعید سردشتی بود، نشان داد که ادبیات دفاع مقدس و تاریخ شفاهی نیز ظرفیت‌های دراماتیک بالایی برای تبدیل شدن به سریال‌های پرکشش دارند.

  ما در حوزه اقتباس هنوز بسیار تازه‌کاریم

اما چرا برخی اقتباس‌ها به قله می‌رسند و برخی دیگر در همان دامنه باقی می‌مانند؟ برای یافتن پاسخ، به سراغ پیمان شوقی، منتقد سینما و تلویزیون رفتیم. او معتقد است که قضاوت درباره این موضوع، پیچیده‌تر از یک «بله» یا «خیر» ساده است.

  اقتباس، هنر است نه صنعت

مرور این کارنامه پر فراز و نشیب، یک نکته را روشن می‌کند: اقتباس موفق، یک بازنویسی ساده یا تبدیل دیالوگ‌های کتاب به فیلمنامه نیست، چراکه یک «آفرینش مجدد» است. هنری است که نیازمند درک عمیق روح اثر، شناخت کامل مدیوم تصویر و جسارت برای تغییر در عین وفاداری است. ناصر تقوایی، کیومرث پوراحمد و حسن فتحی این هنر را بلد بودند و محمدحسین مهدویان و محمد کارت در عصر جدید، نشانه‌هایی از آن را بروز داده‌اند.

 

تجربه‌های ناموفقی مانند «رویای نیمه‌شب» یا «سووشون» که نتوانستند عظمت رمان سیمین دانشور را به تصویر بکشند، بیش از آنکه حاصل ضعف داستان اولیه باشند، نتیجه درک نادرست از فرآیند اقتباس هستند. شاید همان‌طور که پیمان شوقی اشاره می‌کند، ما هنوز در ابتدای این راه پر پیچ‌وخم قرار داریم. راهی که موفقیت در آن، بیش از هرچیز، نیازمند احترام به خالق اثر اول و درک این نکته است که ساختن یک رویا روی پرده، به چیزی بیش از یک کتاب پرفروش نیاز دارد؛ به کارگردانی نیاز دارد که خود، یک «رویاپرداز» باشد.

 

بسیاری از مخاطبان، به‌خصوص در مورد سریال «رویای نیمه‌شب»، معتقدند که کتاب از سریال بسیار بهتر است. به نظر شما چرا ما گاها نمی‌توانیم آنطور که باید، اقتباس‌های موفقی از آثار ادبی داشته باشیم؟

ببینید، این جمله که «کتاب‌ها خیلی بهترند»، یک مسئله کلی در امر اقتباس در تمام جهان است. آیا واقعاً همه اقتباس‌های ادبی که در سینما و تلویزیون دنیا ساخته می‌شوند، همپای کتاب‌ها هستند؟ من اینطور فکر نمی‌کنم. این گزاره تا حد زیادی به سلیقه مخاطب، به‌ویژه مخاطب کتاب‌خوان، برمی‌گردد و نمی‌توان آن را به عنوان یک معیار قطعی در نظر گرفت.

 

اما اگر بحث بر سر اصول اولیه باشد، مثلا اینکه چارچوب داستان، منطق دراماتیک یا انتخاب بازیگران و فضاها دچار مشکل است، این دیگر بحثی کارشناسی است که منتقدان باید درباره‌اش نظر بدهند. نکته دوم این است که ما باید بپذیریم در این حوزه بسیار تازه‌کاریم. اگر کل تاریخ سینما و تلویزیون ایران را در نظر بگیرید، تعداد اقتباس‌های ادبی نسبت به کل تولیدات، عدد قابل توجهی نیست. در نتیجه، ما هنوز در مرحله آزمون و خطا هستیم. طبیعی است که در این مسیر، تجربه‌های ناموفق هم داشته باشیم.

 

نکته سوم و بسیار مهم، تفاوت بنیادین دو مدیوم است. در عالم ادبیات، دست نویسنده برای خیال‌پردازی باز است و تکیه‌اش بر تخیل خواننده است. نویسنده می‌تواند مرزهایی را بشکند که شکستن آن‌ها در تصویر یا ممکن نیست یا بسیار پرهزینه و دشوار است. دست فیلمساز به دلایل مختلف از جمله محدودیت‌های فنی، بودجه و حتی ممیزی، بسته‌تر است. برای همین، رسیدن به یک اقتباس تقریبا «نعل به نعل» و موفقی مثل «دایی‌جان ناپلئون»، نیازمند شرایطی بسیار آرمانی و هوشیاری فوق‌العاده تیم تولید از نویسنده و کارگردان تا تهیه‌کننده است.

 

شما به تازه‌کار بودن ما در این عرصه اشاره کردید. آیا فکر می‌کنید کارگردانان امروزی نسبت به نسل‌های قبل، درک ضعیف‌تری از مقوله اقتباس دارند و صرفا به دنبال یک داستان آماده می‌گردند؟

اینکه بگوییم دنبال راحتی هستند، شاید کمی بی‌انصافی باشد، اما یک تفاوت مهم وجود دارد. در گذشته، فیلمسازانی که سراغ اقتباس می‌رفتند، اغلب خودشان یک دغدغه عمیق ادبی داشتند و با آن جهان‌بینی آشنا بودند. اما مسئله مهم‌تری که به نظرم باید به آن توجه کنیم، یک جور «ارزش افزوده» است که از پیوند میان یک اثر ادبی محبوب و تولید تصویری آن حاصل می‌شود. بگذارید این‌طور بگویم: ما زمانی می‌توانیم توانایی خودمان در صنعت اقتباس را به‌درستی قضاوت کنیم که یک چرخه سالم و به‌روز داشته باشیم.

 

یعنی رمان‌های بسیار پرفروش و پرخواننده‌ای داشته باشیم که مردم در همان دوره زمانی در حال مطالعه آن‌ها هستند و بلافاصله یک اقتباس سینمایی یا سریالی از آن ساخته شود. در این صورت، ما متر و معیار دقیق‌تری برای سنجش خواهیم داشت. مثلا در مورد «بامداد خمار» که اخیرا سریالش ساخته شد، شما با رمانی مواجه هستید که در دهه ۷۰ شمسی پرفروش بوده و زمان زیادی از اوج محبوبیتش گذشته است. یا «سووشون» که یک اثر کلاسیک و شاهکار است، اما مخاطبان اصلی‌اش متعلق به نسل‌های قبل بوده‌اند.

 

این فاصله زمانی، کار قضاوت را سخت می‌کند. اگر ما امروز رمانی داشته باشیم که به چاپ صدم رسیده و همه درباره‌اش صحبت می‌کنند و همزمان سریالی از آن ساخته شود، آن وقت می‌توانیم بگوییم در این صنعت «چند چندیم». آن وقت می‌توانیم تحلیل کنیم که آیا اثر را خراب کرده‌ایم یا به آن ارزش افزوده‌ایم و حتی از جنبه‌های تجاری، آیا توانسته‌ایم از محبوبیت کتاب برای موفقیت سریال استفاده کنیم یا خیر.

 



۱۵ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

برنامه قطعی برق کرمانشاه شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵

صفحه سیاست-

شرکت توزیع برق استان کرمانشاه در جدولی، زمان‌بندی قطعی برق کرمانشاه در مناطق مختلف استان کرمانشاه را برای فردا شنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد.


۴۹ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

گور ایرانی در حال گسترش قلمرو

 گور ایرانی که روزگاری در برخی زیستگاه‌های کشور منقرض شده بود، حالا در شرایطی قرار گرفته که افزایش جمعیت آن، چالش تازه‌ای برای حفاظت ایجاد کرده است؛ گورها در برخی زیستگاه‌ها به نقطه اوج جمعیتی رسیده‌اند و برای یافتن منابع غذایی و آب، به‌صورت طبیعی راهی مناطق اطراف می‌شوند. حالا محیط‌ زیست به جای محصور کردن این گونه، به دنبال باز کردن مسیرهایی است که گورها قرن‌ها در آنها رفت‌وآمد کرده‌اند؛ کریدورهایی از فارس و بهرام گور تا کرمان و یزد.

در این راستا معصومه صفایی - معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌ وحش سازمان حفاظت محیط‌زیست - با اشاره به آخرین وضعیت گور ایرانی گفته است: شواهد ظاهری و رفتار گورها نشان می‌دهد جمعیت این گونه در محدوده پارک ملی قطرویه و منطقه حفاظت‌شده بهرام گور تقریباً به پیک جمعیتی رسیده است و گورها اکنون به‌صورت طبیعی و دسته‌ای در حال جابه‌جایی به سمت کرمان و حتی یزد هستند.

وی می‌افزاید: در چنین شرایطی نیازی نیست برای گور ایرانی مانند یوزپلنگ محیط محصور ایجاد کنیم بلکه باید کریدورهای مهاجرتی این گونه را امن کنیم. مسیرهایی که از پارک ملی قطرویه و منطقه حفاظت‌شده بهرام گور به سمت کرمان و یزد امتداد دارد، مسیر تاریخی مهاجرت گورها بوده است اما مداخلات انسانی و توسعه ناپایدار باعث شده رفت‌وآمد آنها در این مسیرها کاهش پیدا کند.

جمعیتی که حالا باید راهش را پیدا کند

پروژه حفاظت از گور ایرانی در استان فارس با حدود ۶۰ فرد آغاز شد و امروز جمعیت این گونه در این منطقه به بیش از ۱۲۰۰ رأس رسیده است. همین افزایش جمعیت، فشار بیشتری بر زیستگاه وارد کرده است.

صفایی با اشاره به جمعیت حدود 1000 رأسی گور در منطقه حفاظت‌شده بهرام گور می‌گوید: به دلیل محدود شدن گورها در این منطقه، چرای مفرط ایجاد شده و پوشش گیاهی در حال آسیب دیدن است. در نتیجه، گورها به‌تدریج از زیستگاه خارج می‌شوند.

به گفته او، جابه‌جایی گورها اکنون به‌صورت طبیعی در حال رخ دادن است و شواهد آن را می‌توان در استان‌های کرمان و یزد نیز دید. از فارس تا کرمان؛ گورها دوباره در حال پیمودن راه‌های قدیمی

یکی از نمونه‌های این جابه‌جایی در قرق اختصاصی و حفاظتگاه مردمی منصورآباد کرمان دیده شده است؛ جایی که طی سه سال گذشته گور مشاهده شده است.

صفایی می‌گوید: با امن شدن زیستگاه‌های فارس، گورها به سمت کرمان حرکت کرده‌اند و این موضوع نشان می‌دهد اگر زیستگاه‌ها و مسیرهای ارتباطی آن‌ها امن باشند، گور ایرانی می‌تواند بدون دخالت مستقیم انسان دامنه پراکنش خود را گسترش دهد.

به همین منظور، کارگروهی با حضور استان‌های فارس، کرمان و یزد تشکیل شد تا راه‌های تردد این گونه شناسایی و ایمن شود. ایجاد مناطق شکارممنوع، حفاظت مشارکتی و توسعه حفاظتگاه‌های مردمی و قرق‌های اختصاصی از جمله راهکارهایی است که در این کارگروه دنبال می‌شود.

معاون دفتر حفاظت و مدیریت حیات‌وحش سازمان حفاظت محیط‌زیست تأکید می‌کند: هرچه گستره پراکنش گور ایرانی بیشتر شود، امنیت این گونه نیز افزایش پیدا می‌کند. بازگشت گور به پارک ملی کویر

گور ایرانی فقط در فارس مسیر بازگشت را پیدا نکرده است. این گونه که در سال ۱۳۶۳ در پارک ملی کویر منقرض شده بود، پس از چند دهه دوباره به این منطقه بازگشت.

برنامه بازمعرفی گور ایرانی به پارک ملی کویر از دهه ۸۰ مورد توجه سازمان حفاظت محیط‌زیست قرار گرفت و در نهایت با انتقال تعدادی گور از توران و یزد، پروژه احیای این گونه در پارک آغاز شد.

در یکی از مراحل اولیه، ۱۰ رأس گور از توران به پارک ملی کویر منتقل شدند اما تنها پنج رأس آنها زنده به مقصد رسیدند. چهار رأس دیگر نیز از یزد به این منطقه منتقل شدند و تکثیر در اسارت با ۹ رأس آغاز شد.

جمعیت گورها تا سال ۱۳۹۹ به ۱۶ رأس رسید و پس از آن، تصمیم به رهاسازی آنها در طبیعت گرفته شد. در ادامه نیز ۱۲ رأس گور از کرمان به پارک ملی کویر منتقل شدند.

حالا حدود ۵۰ رأس گور ایرانی در پارک ملی کویر زندگی می‌کنند؛ حدود ۲۰ رأس از بیرون به این منطقه منتقل شده و حدود ۳۰ رأس نیز در همین پارک متولد شده‌اند.

امسال نیز دست کم ۱۰ زایمان گور ثبت شده که ۹ مورد آن موفق بوده است. طبیعت برای گورها بهتر از اسارت بود

تجربه پارک ملی کویر یک نکته مهم دیگر را هم نشان داده است؛ گور ایرانی در طبیعت عملکرد بهتری نسبت به شرایط اسارت دارد.

به گفته رضا شاه‌حسینی - رییس پارک ملی کویر گرمسار- نرخ زادآوری موفق گورها در شرایط اسارت حدود ۲۵ درصد بوده اما پس از رهاسازی در طبیعت، از هر پنج زایمان، چهار مورد موفق بوده است.

این آمار نشان می‌دهد گور ایرانی توانسته خود را با شرایط طبیعی زیستگاه سازگار کند و در صورت تأمین امنیت، امکان ادامه حیات و افزایش جمعیت در طبیعت را دارد. گورها برای آب و علوفه راه می‌افتند

در پارک ملی کویر نیز تأمین منابع آب یکی از بخش‌های مهم حفاظت از گورهاست. آب در فصل سرد ذخیره و در فصل گرم مورد استفاده قرار می‌گیرد. یک مخزن بتنی ۷۰ هزار لیتری و چند مخزن پلی‌اتیلن ۳۰ هزار لیتری برای تأمین آب حیات‌وحش مورد استفاده قرار می‌گیرد.

پارک ملی کویر چند چشمه دائمی نیز دارد، هرچند دبی بسیاری از چشمه‌ها پایین است و به همین دلیل پایش منابع آبی اهمیت زیادی دارد.

با این حال، اگر جمعیت گورها افزایش پیدا کند و منابع آب و علوفه موجود پاسخگوی آنها نباشد، جابه‌جایی آن‌ها به مناطق دیگر اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. گور ایرانی؛ گونه‌ای که دوباره صاحب قلمرو می‌شود

گور ایرانی زمانی در بخش‌هایی از ایران از بین رفت و زیستگاهش به محدوده‌های محدودی از مناطق بیابانی و نیمه‌بیابانی کشور محدود شد اما افزایش جمعیت در سال‌های اخیر، ورق را تا حدی برگردانده است.

امروز در منطقه بهرام گور و قطرویه بیش از ۱۲۰۰ رأس گور زندگی می‌کنند، در پارک ملی توران حدود ۲۵۰ رأس گور وجود دارد و جمعیت گورهای پارک ملی کویر نیز به حدود ۵۰ رأس رسیده است.

با این حال، افزایش جمعیت به‌تنهایی ضامن بقای گونه نیست. اگر گورها نتوانند میان زیستگاه‌های مختلف حرکت کنند، افزایش جمعیت می‌تواند فشار بر منابع طبیعی را بیشتر کند.

صفایی می‌گوید: مهم‌ترین نیاز گور ایرانی، امنیت کریدورهای مهاجرتی است؛ کریدورهایی که در طول تاریخ مسیر حرکت این گونه بوده‌اند و حالا قرار است دوباره به روی گورها باز شوند.

شاید مهم‌ترین نشانه موفقیت برنامه حفاظت از گور ایرانی این نباشد که چند رأس گور در یک منطقه داریم بلکه این باشد که گورها بتوانند بدون کمک انسان، خودشان مسیرهای قدیمی‌شان را دوباره پیدا کنند.

 


۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی/ وقتی یک ویزیت هم ساده نیست

۵۰ بیمار ای‌بی با خانواده‌های خود به مرکز دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج) آمدند و مددکاران خانه ای‌بی در کنار تیم‌های تخصصی، تمام مراحل را همراهی کردند.

ساعت ۸ صبح جمعه، مرکز دندانپزشکی دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج) کم‌کم شلوغ می‌شود. خانواده‌هایی که از شهرهای مختلف خود را به تهران رسانده‌اند، کنار بیمارانی نشسته‌اند که قرار است امروز دندان‌هایشان معاینه شود، عکس بگیرند یا در صورت امکان درمانی را که مدت‌ها به تعویق افتاده، شروع کنند.

بیمارانی که برای آنها مراجعه به دندانپزشکی، برخلاف بسیاری از افراد، فقط گرفتن یک نوبت و نشستن روی یونیت نیست. بیماری «اپیدرمولیز بولوزا» یا همان ای‌بی، پوست و در برخی موارد مخاط را به‌شدت شکننده می‌کند. همین مسئله می‌تواند یک مراجعه معمولی را به فرایندی نیازمند احتیاط و آمادگی بیشتر تبدیل کند.

این‌بار اما قرار است چند خدمت در یک روز و در یک مرکز به آنها ارائه شود؛ برنامه‌ای که خانه ای‌بی با همکاری وزارت بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج)، دانشکده دندانپزشکی و بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری ترتیب داده است. دندانپزشکی برای بیماری که حتی تماس ساده هم مهم است

در سالن، بیماران یکی پس از دیگری برای معاینه فراخوانده می‌شوند. دندانپزشک باید پیش از هر اقدامی وضعیت دهان و دندان بیمار را ببیند و در عین حال شرایط جسمی او را هم در نظر داشته باشد. برای بیماری که پوست و مخاط شکننده دارد، نحوه معاینه و درمان اهمیت زیادی دارد. فشار، کشش یا تماس غیرضروری می‌تواند برای بیمار دردسرساز شود. در برخی بیماران نیز باز شدن دهان محدود است و همین موضوع کار دندانپزشک را دشوارتر می‌کند.  

به همین دلیل، قرار نیست همه بیماران در پایان روز یک نسخه مشابه از خدمات دریافت کنند. برای یکی، معاینه و مشخص شدن مشکلات دندان کافی است؛ دیگری به رادیوگرافی نیاز دارد، بیماری ممکن است امکان ترمیم داشته باشد و فرد دیگری برای درمان‌های بعدی ارجاع شود.  

 

در این میان، خدماتی مانند بررسی پوسیدگی، ارزیابی لثه، جرم‌گیری، پاکسازی، رادیوگرافی و برخی درمان‌های ترمیمی در برنامه قرار گرفته است. اما شاید مهم‌تر از خود خدمات، این باشد که برای هر بیمار مشخص شود بعد از امروز چه اتفاقی باید بیفتد. مشکل فقط پوسیدگی دندان نیست

دندانپزشکی برای بیماران پروانه‌ای سال‌هاست یکی از مسائل کمتر دیده‌شده در مسیر درمان آنهاست. بیماری که برای مراقبت از پوست، زخم‌ها و سایر عوارض ای‌بی ناچار است بخش قابل توجهی از زندگی خود را صرف درمان کند، ممکن است دندانپزشکی را تا زمانی که درد یا مشکل جدی ایجاد شود، عقب بیندازد.  

 

فاصله جغرافیایی هم مشکل دیگری است. برخی خانواده‌ها برای یک مراجعه درمانی باید از شهر خود به تهران سفر کنند. هزینه رفت‌وآمد و اقامت، دشواری جابه‌جایی بیمار و پیدا کردن دندانپزشکی که با شرایط این بیماران آشنا باشد، می‌تواند مراجعه را دشوارتر کند.

در چنین شرایطی، جمع شدن چند خدمت در یک روز، برای خانواده فقط یک نوبت دندانپزشکی نیست؛ بخشی از هزینه و رفت‌وآمد و زمان مورد نیاز برای درمان را کم می‌کند. اما خانواده‌ها یک دغدغه مهم‌تر دارند: اینکه این مراجعه به همین یک روز ختم نشود. مددکار، بین بیمار و مرکز درمانی

در گوشه‌ای از مرکز، مددکاران خانه ای‌بی در رفت‌وآمدند؛ پرونده‌ها را پیگیری می‌کنند، بیماران را به بخش‌های مختلف هدایت می‌کنند و پرسش‌های خانواده‌ها را به تیم درمان منتقل می‌کنند.

این نقش برای خانواده‌ای که با یک بیماری نادر و پیچیده زندگی می‌کند، فقط کمک برای پیدا کردن اتاق یا بخش درمان نیست. خانواده باید بتواند شرایط خاص بیمار، سابقه درمان و نگرانی‌هایش را به تیمی منتقل کند که شاید او را برای نخستین‌بار می‌بیند.

اگر بیماری به تصویربرداری یا بررسی دیگری نیاز داشته باشد، مسیر او دنبال می‌شود و اگر درمان در همان روز امکان‌پذیر نباشد، قرار است ادامه کار مشخص شود.

در واقع، یکی از مسائل اصلی این برنامه از همین‌جا خودش را نشان می‌دهد: ارائه خدمت یک روزه آسان‌تر از ساختن مسیر درمان است. خانواده‌هایی که برای یک نوبت درمان سفر کرده‌اند

در میان همراهان، خانواده‌هایی هستند که از خارج تهران آمده‌اند. برای آنها، مراجعه امروز از مدت‌ها قبل آغاز شده؛ از هماهنگی و برنامه‌ریزی سفر گرفته تا آماده کردن بیمار برای حضور در مرکز درمانی.

مادران و پدران بیماران اطلاعاتی را که شاید در پرونده پزشکی ثبت نشده باشد، برای دندانپزشک توضیح می‌دهند؛ اینکه بیمار در درمان‌های قبلی چه تجربه‌ای داشته، چه چیزی برایش دردناک بوده یا چه محدودیتی دارد.

این اطلاعات در مورد بیماران مبتلا به بیماری‌های نادر اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، چون تجربه روزمره خانواده می‌تواند به اندازه یک سابقه پزشکی در تصمیم‌گیری درمانی مؤثر باشد. برای همین است که خانواده‌ها در این برنامه صرفاً همراه بیمار نیستند؛ بخشی از فرایند درمان‌اند. از یک برنامه یک‌روزه تا یک مسیر درمانی

در حالی که بیماران در بخش‌های مختلف مرکز تحت معاینه و درمان قرار دارند، نشست مسئولان نیز برگزار می‌شود؛ درباره مشکلات دندانپزشکی بیماران ای‌بی و دشواری دسترسی آنها به خدمات تخصصی.

حجت‌الاسلام‌والمسلمین سید حمیدرضا هاشمی گلپایگانی، مؤسس و مدیرعامل خانه ای‌بی، دکتر امیررضا رکن، مشاور وزیر بهداشت در امور دندانپزشکی، دکتر رفیعی، رئیس بیمارستان دندانپزشکی شهید شکری و دکتر یزدانیان، رئیس دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج)، از جمله حاضران این نشست هستند. مسئله‌ای که در این جلسه بیشتر از هر چیز اهمیت دارد، تعداد بیماران حاضر در این روز نیست؛ مسئله این است که بیمار بعد از خروج از مرکز چه خواهد کرد. قرار است تفاهم‌نامه‌ای میان خانه ای‌بی و دانشکده دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله (عج) تدوین شود تا همکاری برای ادامه درمان بیماران پروانه‌ای شکل منظم‌تری پیدا کند.

اگر این همکاری به برنامه‌ای مستمر تبدیل شود، پرونده ۵۰ بیماری که امروز معاینه شده‌اند، می‌تواند ادامه پیدا کند و بیماران دیگری نیز در مراحل بعد به این مسیر اضافه شوند. درمانی که نباید با خروج از مرکز تمام شود

درمان دندانپزشکی معمولاً با یک معاینه یا یک ترمیم تمام نمی‌شود. ممکن است بیماری امروز عکس بگیرد و برای درمان مراجعه بعدی نیاز به نوبت داشته باشد؛ ممکن است دندانپزشک مشکل دیگری را شناسایی کند که نیازمند بررسی تخصصی‌تر باشد.

برای بیمار پروانه‌ای، قطع شدن این زنجیره می‌تواند به معنای بازگشت دوباره به همان نقطه اول باشد؛ جست‌وجوی مرکز درمانی، پیدا کردن پزشک آشنا با شرایط بیماری، هماهنگی سفر و دوباره طی کردن مسیر.

به همین دلیل، ارزش این برنامه را نمی‌توان فقط با عدد ۵۰ بیمار یا تعداد خدمات ارائه‌شده در یک روز سنجید. بخش مهم‌تر ماجرا، این است که آیا برای بیماری که امروز روی صندلی دندانپزشکی نشسته، یک مسیر مشخص برای ادامه درمان ایجاد می‌شود یا نه. یک صندلی دندانپزشکی، یک دغدغه قدیمی

برای بسیاری از مردم، مراجعه به دندانپزشک اتفاقی عادی در زندگی روزمره است؛ اما برای خانواده‌ای که با ای‌بی زندگی می‌کند، پیدا کردن دندانپزشکی که بیماری را بشناسد، شرایط جسمی بیمار را درک کند و درمان را با احتیاط پیش ببرد، می‌تواند به یکی از دغدغه‌های جدی تبدیل شود.

برنامه ۳۰ مرداد، دست‌کم برای ۵۰ بیمار، این مسیر را کوتاه‌تر کرده است؛ آنها در یک مرکز تخصصی معاینه شده‌اند و بخشی از خدمات مورد نیازشان را دریافت کرده‌اند.

اما اگر قرار باشد این روز فقط یک اتفاق مناسبتی باقی نماند، مرحله مهم‌تر از امروز تازه شروع می‌شود: پیگیری درمان، حفظ ارتباط با بیمار و ایجاد دسترسی برای خانواده‌هایی که هنوز نتوانسته‌اند به چنین خدماتی برسند.

برای بیماران پروانه‌ای، شاید مهم‌ترین نتیجه این برنامه نه یک ترمیم، یک عکس یا یک جلسه معاینه، بلکه این باشد که بعد از امروز بدانند برای درمان بعدی باید کجا بروند و چه کسی قرار است ادامه مسیر را پیگیری کند. چون برای آنها، رسیدن به صندلی دندانپزشکی پایان راه نیست؛ گاهی تازه آغاز مسیر درمان است.

 




 «نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورک‌تایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز
۱ ساعت قبل / سایت فراز

«نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورک‌تایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز سی و نهم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۴ روز می‌گذرد، ترامپ مدعی شده هیچ مذاکره‌ای...

 ۵ سریال کره‌ای تازه برای خداحافظی با سریال‌های تکراری تلویزیون
۱ ساعت قبل / سایت برترینها

۵ سریال کره‌ای تازه برای خداحافظی با سریال‌های تکراری تلویزیون

در این مقاله ۵ سریال جدید کره‌ای را معرفی کرده‌ایم که در روزهای اخیر مورد توجه قرار گرفته‌اند؛ آثاری با داستان‌های متنوع، از عاشقانه و احساسی تا هیجان‌انگیز و معمایی، که می‌توانند انتخاب متفاوتی برای تماشا باشند.

 وزیر امورخارجه ایران خطاب به آمریکایی‌ها: این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است - سلام نو
۷ ساعت قبل / سایت سلام نو

وزیر امورخارجه ایران خطاب به آمریکایی‌ها: این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است - سلام نو

سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ عنوان کرد که این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است.

 نسخه کیهان برای گرانی‌ها؛ افزایش هزینه جنگ و «انتقام»
۱ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

نسخه کیهان برای گرانی‌ها؛ افزایش هزینه جنگ و «انتقام»

روزنامه کیهان در گزارشی با مقایسه برجام و تفاهم‌نامه اسلام‌آباد، به اظهارات اخیر عبدالناصر همتی درباره آزاد نشدن پول‌های بلوکه‌شده استناد کرده و نتیجه گرفته است که تفاهم‌نامه اسلام‌آباد نیز مانند برجام دستاورد اقتصادی ملموسی برای ایران نداشته است.

 جانشین بیرانوند در تراکتور مشخص شد + عکس | بازی با پرسپولیس آخرین دیدار؟
۵۲ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

جانشین بیرانوند در تراکتور مشخص شد + عکس | بازی با پرسپولیس آخرین دیدار؟

در صورت نهایی شدن مشمولیت بیرانوند، تراکتور بدون نیاز به جذب گلر جدید، یک دروازه‌بان آماده در اختیار دارد.

 ترامپ و روز «‌دی» اقتصادی علیه ایران
۳ ساعت قبل / روزنامه شرق

ترامپ و روز «‌دی» اقتصادی علیه ایران

ترامپ پس از آنکه در میدان نظامی به پیروزی سریع و قاطع دست نیافت و راه مذاکره با تهران نیز به گشایشی نرسید، اکنون ظاهرا به جبهه‌ای قدیمی اما با شدتی تازه و در عین حال بی‌سابقه پناه برده است؛ جنگ اقتصادی علیه ایران که رئیس‌جمهور آمریکا از آن به‌عنوان روز «دی» اقتصادی (D-Day) علیه ایران یاد می‌کند.