هفت صبح| تار زیر انگشتان حسین علیزاده ساز مطیعی نیست. گاهی خشونت دارد، گاهی نجوا میکند، گاهی جملهای را نیمهکاره رها میکند و گاهی چنان بر یک نت پافشاری میکند که انگار حرفی مانده که باید همان لحظه گفته شود. موسیقی او نیز چنین خصلتی دارد، رام نمیشود. حتی امروز که صاحب آن در نخستین روز شهریور ۱۴۰۵، ۷۵ ساله میشود، هنوز در بسیاری از آثارش چیزی جوان، ناآرام و جستوجوگر جریان دارد. شاید مهمترین اتفاق زندگی هنری علیزاده همین باشد: پیر شدن بیآنکه موسیقیاش پیر شود.
هفتاد و پنج سالگی برای هنرمندی با چنین کارنامهای میتواند بهانه مناسبی برای ردیف کردن افتخارات باشد، سه نامزدی گرمی، چهار سیمرغ بلورین، دهها آلبوم، موسیقی فیلم، کتاب، تدریس و کنسرتهای جهانی. اما اعداد در برابر آنچه علیزاده در موسیقی ایران تغییر داده، چندان گویا نیستند. مسئله اصلی او جایزهها نیستند. مسئله،«صدا»ست، صدایی که توانست در دل یک سنت چندصدساله، شناسنامه خودش را پیدا کند.
شاگردی که مودب نماند …













