
هفت صبح| گاهی اوقات در سینما و تلویزیون ایران با پدیدههایی مواجه میشویم که گویی یکشبه ره صدساله رفتهاند. بازیگرانی که ناگهان روی پرده نقرهای یا صفحه تلویزیون ظاهر میشوند و تمام توجهات را به خود جلب میکنند. اما وقتی کمی به عقب برمیگردیم و کارنامه آنها را شخم میزنیم، متوجه میشویم که این «یکشبه» در واقع حاصل سالها عرق ریختن، خاک صحنه خوردن و صبری ایوبوار بوده است. امیر نوروزی، یکی از بارزترین مثالهای این ادعا در دهه اخیر بازیگری ایران است.
پسری متولد ۳۰ مهر ۱۳۶۵ در تهران، که از معدود بازیگرانی است که مسیر حرفهایاش نه با شتاب و هیاهو که با انباشت تدریجی تجربه و انتخابهای به شدت سنجیده شکل گرفته است. او نماینده نسلی از بازیگران است که به جای تکیه بر چهره یا رانت، بر بازوهای توانمند هنری خود تکیه کردهاند. در این گزارش، نگاهی میاندازیم به مسیری که امیر نوروزی از کانونهای آماتور تئاتر تا نامزدی سیمرغ بلورین و تسخیر شبکه نمایش خانگی طی کرده است.
روزگار رنج و مکاشفه
برای درک پدیده امیر نوروزی، باید به سال ۱۳۸۲ بازگردیم. سالی که یک جوان هفدهساله، با رویاهایی بزرگ اما دستانی خالی، قدم به کانون میثم گذاشت تا الفبای بازیگری را یاد بگیرد. او از همان ابتدا فهمیده بود که برای ماندگاری، نباید عجله کرد. نوروزی یک دوره ششساله متمادی را صرفا به اجرای تئاتر گذراند؛ بدون آنکه وسوسه دوربین و شهرت او را از مسیر اصلیاش منحرف کند.
پس از این دوران ریاضتکشانه، او وارد دانشگاه هنر شد تا این بار تئاتر را به صورت آکادمیک و اصولی دنبال کند. سالها حضور روی صحنه، از نمایش «B5-6» تا «چشم در برابر چشم» و «روز پزشک»، برای او نوعی زیرساخت بتنی و غیرقابل نفوذ به وجود آورد. این تجربه طولانی، به او تسلطی حیرتانگیز بر بیان، بدن و البته روانشناسی شخصیت داد که بعدها در قاب تصویر بهوضوح دیده شد.
اما نقطه اوج این هنرمند در تئاتر، نمایش «لانچر ۵» به کارگردانی پویا سعیدی بود. نمایشی که برای او نامزدی بهترین بازیگر مرد جشنواره تئاتر فجر در سال ۱۳۹۸ را به همراه داشت و مسیر زندگیاش را تغییر داد. در یکی از همین شبهای اجرای «لانچر ۵» بود که رامبد جوان و آتیلا پسیانی در میان تماشاگران نشسته بودند. درخشش …












