
هفت صبح، کاوه همتیفرد | «اول همه با ما مخالف بودند. حتی خانوادههای ما. اما عشق بین من و همسرم کار خودش را کرد و موفق شدیم غول اچآیوی را شکست دهیم و با هم ازدواج کردیم»؛ اینها بخشی از صحبتهای زنی است که اراده را در شکست «HIV» معنا کرده و موفق شده تا نام خود را به عنوان اولین ایرانیهای مبتلا به ایدز که جرات کرده و تشکیل خانواده دادهاند، در تاریخ سلامت این کشور حک کنند. سمیه، کوهنوردی با بیش از دو دهه سابقه، همسرش را نه در یک کلینیک که در دل کوه و روابط عادی اجتماعی پیدا کرد. او که HIV مثبت است و همسرش سالم، با وجود مخالفت اولیه خانوادهها و نگاههای جامعه، ساده و سنتی ازدواج کردند و صاحب پسری سالم هم شدند.
روایت سمیه به عنوان برنده مبارزه با HIV با همه ترسها و خطراتی که در مسیر ازدواج با آنها مواجه شده در نوع خودش شنیدنی است. وی در گفتوگو با هفتصبح داستان زندگی خود را اینگونه بیان میکند؛ بیست سالی هست که کوهنوردی میکنم و کوه برای من همیشه جایگاه ویژهای داشته؛ چرا که برایم الهام بخش است. حتی همسرم را هم در کوه پیدا کردم. او دقیقاً همان «همفرکانسی» بود که دنبالش میگشتم. در یکی از گشت و گذارهایم در کوه به طور اتفاقی با همسرم آشنا شدم و ارتباط ما ادامه پیدا کرد تا اینکه وی از بنده خواستگاری کرد.
داستان آشنایی ما ساده اما پر از چالش بود. خانوادههایمان مخالفتهای زیادی داشتند، اما بزرگترین مانع، بحث بیماری من بود. من موضوع اچآیوی خودم را خیلی شفاف و مستقیم با او در میان گذاشتم تا اگر تردیدی دارد، همین ابتدا رابطه را تمام کنیم. اما او باز هم بر درخواست ازدواجش اصرار داشت. من بعدا متوجه شدم که وی قبلا در پروژهای برای هلالاحمر روی همین بیماری تحقیق کرده و در پایاننامهاش هم به نتایج علمی و دقیقی رسیده بود و میدانست چه میکند. وقتی فهمیدم او با علم و آگاهی این موضوع را پذیرفته، آرامش عجیبی پیدا کردم. ما خیلی ساده و بدون تجملات ازدواج کردیم و ثمره این ازدواج، پسر خوشگلی است.همسرم در حرفه و شاخه مهندسی نرمافزار و سختافزار مشغول به کار است و با وجود شرایط اقتصادی کشور، زندگی معمولی و خوبی داریم.
وقتی پای بچه به میان میآید
اما شاید سختترین تصمیم برای سمیه و همسرش تصمیم برای بچهدار …











