
هفت صبح| گوشی را روی میز میگذارد و به صفحه خاموشش خیره میشود. چند ساعت پیش، در همان صفحه، آدم دیگری بود. با اسمی دیگر، لباسهایی متفاوت و زندگیای که هیچوقت در دنیای واقعی تجربه نکرده بود. حالا دوباره خودش است. همان آدمی که صبح سر کار میرود، خرید میکند، خسته به خانه برمیگردد و با همان آدمهایی زندگی میکند که سالهاست او را میشناسند.
دو زندگی، یک گوشی و آدمی که هر شب بین این دو رفتوآمد میکند. یکی با کار و خستگی و روزمرگی، دیگری با آزادی، توجه و رویاهایی که در چند لمس ساده جان میگیرند. مرز این دو زندگی تا وقتی روشن است که گوشی خاموش نشده اما گاهی سوال سختتر از این است. کدامیک از این دو نفر، بیشتر شبیه خودش است؟ شخصیتی که در زندگی روزمره همه آن را میشناسند، یا هویتی که وی برای کاربران فضای مجازی از خودش ساخته و درست کرده است؟
برای بعضی آدمها، فضای مجازی دیگر فقط جایی برای وقتگذرانی، انتشار عکس یا گفتوگو با دیگران نیست. به پناهگاهی تبدیل شده که در آن میتوانند نسخه دیگری از خودشان را بسازند و زندگی کنند. این افراد لزوما با هدف کلاهبرداری یا فریب وارد چنین فضایی نمیشوند. گاهی فقط میخواهند آن آدمی باشند که در دنیای واقعی فرصت، امکان یا جرات بودنش را پیدا نکردهاند. اسم، شغل، سبک زندگی، روابط و حتی نوع رفتارشان تغییر میکند و بهتدریج ممکن است این هویت تازه از یک بازی یا خیال فراتر برود و به بخشی از زندگیشان تبدیل شود. جایی که من «واقعی» درگیر روزمرگی است و من «مجازی» فرصت پیدا میکند زندگیای را تجربه کند که همیشه آرزویش را داشته است.
وقتی من واقعی کافی نیست
خانه مریم همیشه شلوغ است اما خودش بیشتر وقتها تنهاست. میان سروصدای خانواده، گوشیاش را برمیدارد و وارد دنیایی میشود که در آن خبری از دختر خجالتی و کمحرف خانه نیست.مریم ۱۶ ساله به «هفتصبح» میگوید که اعتمادبهنفس زیادی ندارد و در دنیای واقعی سخت میتواند با دیگران ارتباط بگیرد. اما در صفحهای که با اسم و عکس دیگری ساخته، راحت حرف میزند، شوخی میکند و دوستانی دارد که هیچوقت مریم واقعی را ندیدهاند و نمیشناسند.یکبار یکی از همین دوستان از او خواست تماس تصویری بگیرد. مریم تماس را جواب نداد. …













