
کریمی/ پول ملی زمانی میتواند نقش واقعی خود را در اقتصاد ایفا کند که مردم بتوانند با آن قیمتها را بسنجند، درآمد خود را برای آینده برنامهریزی کنند، پسانداز داشته باشند و قراردادهای اقتصادی را بر مبنای آن تنظیم کنند. اما در شرایطی که ارزش پول با سرعت کاهش مییابد، ریال بهتدریج بخشی از این کارکردها را از دست میدهد. مردم برای حفظ ارزش دارایی خود به سمت طلا، ارز، مسکن، خودرو یا سایر داراییها میروند و بنگاهها نیز برای تصمیمگیری درباره تولید، سرمایهگذاری و قیمتگذاری با عدم اطمینان بیشتری مواجه میشوند. در چنین اقتصادی، پول دیگر تنها وسیله مبادله نیست؛ خودِ پول به یکی از منابع اصلی نگرانی تبدیل میشود.
ریال ضعیف؛ سفره کوچکتر
نخستین و ملموسترین اثر کاهش ارزش ریال، کاهش قدرت خرید است. هنگامی که قیمت کالاها و خدمات با سرعتی بیشتر از رشد درآمد خانوار افزایش پیدا میکند، حتی اگر حقوق اسمی افراد بیشتر شود، رفاه واقعی آنها کاهش مییابد. افزایش دستمزد روی کاغذ زمانی معنا دارد که بتواند بخشی از افزایش هزینههای زندگی را جبران کند. در غیر این صورت، خانوار با درآمد اسمی بالاتر اما قدرت خرید پایینتر روبهرو خواهد بود.این وضعیت در کالاهایی که وابستگی بیشتری به واردات یا مواد اولیه وارداتی دارند، شدیدتر خود را نشان میدهد. اما حتی کالاهای تولید داخل نیز از کاهش ارزش پول ملی در امان نیستند. مواد اولیه، ماشینآلات، قطعات، حملونقل، انرژی، بستهبندی و بسیاری از نهادههای تولید تحت تأثیر شرایط ارزی قرار دارند. بنابراین کاهش ارزش ریال میتواند از مسیر افزایش هزینه تولید به قیمت کالاهای داخلی نیز منتقل شود.مشکل زمانی جدیتر میشود که کاهش ارزش پول ملی با تورم مزمن همراه باشد. در چنین شرایطی، خانوار نمیتواند برای آینده خود برنامهریزی کند. اگر فردی امروز مبلغی را پسانداز کند، ممکن است چند ماه بعد همان مبلغ قدرت خرید بسیار کمتری داشته باشد. همین مسئله انگیزه پسانداز ریالی را کاهش میدهد. مردم بهجای آنکه منابع خود را در قالب پول نگهداری کنند، تلاش میکنند آنها را به داراییهایی تبدیل کنند که تصور میکنند ارزش خود را بهتر حفظ میکنند.این تغییر رفتار در سطح کل اقتصاد نیز آثار مهمی دارد. پولی که میتوانست وارد شبکه بانکی شود و به تسهیلات تولیدی تبدیل شود، ممکن است به خرید …












