قسط جای درآمد را نمیگیرد
در شرایطی که تورم قدرت خرید را کاهش میدهد، خرید اقساطی برای بسیاری از خانوارها نقش یک پل را بازی میکند؛ پلی میان درآمد فعلی و قیمت کالایی که باید خریداری شود. اگر فردی به کالای ضروری نیاز داشته باشد اما قیمت آن از توان نقدی او بیشتر باشد، امکان پرداخت مرحلهای میتواند خرید را ممکن کند.این موضوع بهخصوص برای کالاهایی اهمیت دارد که نبود آنها مستقیماً بر کیفیت زندگی یا توان اقتصادی خانوار اثر میگذارد. برای مثال، خرید یک وسیله ضروری برای کار، آموزش یا زندگی ممکن است بدون اعتبار امکانپذیر نباشد. در این حالت، خرید اقساطی میتواند نقش حمایتی داشته باشد.اما مشکل از جایی آغاز میشود که اعتبار جای درآمد را بگیرد. اگر خانوار برای تأمین هزینههای روزمره خود نیز به اعتبار متکی شود، دیگر با یک ابزار موقت مواجه نیستیم؛ بلکه با تغییر ساختار تأمین مالی زندگی روبهرو هستیم.نکته مهم این است که در اقتصاد تورمی، مردم گاهی خرید اقساطی را نه به عنوان یک انتخاب، بلکه به عنوان تنها راه خرید میبینند. این تفاوت مهمی است. وقتی فرد از روی انتخاب خرید قسطی میکند، میتواند شرایط اعتبار را مقایسه کند؛ اما وقتی از سر ناچاری وارد قرارداد میشود، احتمال پذیرش هزینههای بالاتر نیز افزایش مییابد.از سوی دیگر، گسترش خرید اقساطی میتواند رفتار مصرفکننده را نیز تغییر دهد. پرداخت ماهانه کوچک ممکن است قیمت واقعی کالا را از نظر ذهنی کماهمیت جلوه دهد. فرد به جای آنکه به مجموع مبلغ پرداختی نگاه کند، بیشتر به اندازه قسط ماهانه توجه میکند. در نتیجه، ممکن است کالایی را انتخاب کند که در حالت خرید نقدی هرگز حاضر به پرداخت قیمت آن نبود.این مسئله در اقتصاد خانوار بسیار مهم است؛ زیرا «قسط قابل پرداخت» الزاماً به معنای «خرید مقرونبهصرفه» نیست.
بازار اقساطی؛ رونق فروش یا گسترش بدهی؟
رشد خرید اقساطی برای فروشندگان نیز جذابیت زیادی دارد. در بازاری که قدرت خرید نقدی کاهش یافته، فروشنده با ارائه اعتبار میتواند مشتریانی را که توان پرداخت کامل ندارند، دوباره به بازار بازگرداند. به این ترتیب، فروش اقساطی میتواند در کوتاهمدت به حفظ گردش بازار کمک کند.اما اگر اعتبار بدون افزایش واقعی قدرت خرید خانوار گسترش پیدا کند، ممکن است بخشی از رونق ایجادشده مصنوعی باشد. یعنی مردم بیشتر خرید میکنند، اما این خرید از درآمد موجود آنها تأمین نشده، بلکه از درآمد آینده آنها قرض گرفته شده است.در چنین شرایطی، حجم فروش افزایش پیدا میکند، اما بدهی خانوار نیز همزمان بالا میرود. اگر اقتصاد بتواند در ادامه درآمد خانوارها را افزایش دهد، این بدهی قابل مدیریت خواهد بود. اما اگر درآمدها ثابت بمانند و هزینهها افزایش پیدا کنند، فشار اقساط بیشتر خواهد شد.یکی از خطرهای مهم، انباشته شدن چند قسط در یک خانوار است. فرد ممکن است ابتدا برای خرید یک وسیله، سپس برای خرید کالای دیگری و بعد برای تأمین یک هزینه ضروری دیگر اعتبار دریافت کند. هر قرارداد به تنهایی ممکن است قابل مدیریت باشد، اما مجموع آنها میتواند سهم بزرگی از درآمد ماهانه را مصرف کند. وقتی قسطها سفره خانوار را کوچک میکنندمهمترین اثر گسترش خرید اقساطی را باید در بودجه خانوار جستوجو کرد. درآمد ماهانه یک خانوار محدود است و هر قسطی که به آن اضافه میشود، بخشی از این درآمد را برای مدت مشخصی از دسترس خارج میکند.اگر سهم اقساط از درآمد پایین باشد، خانوار معمولاً میتواند سایر هزینههای خود را مدیریت کند. اما با افزایش تعداد و مبلغ اقساط، انعطاف بودجه کاهش مییابد. در چنین شرایطی، کوچکترین شوک اقتصادی میتواند تعادل مالی خانواده را برهم بزند.افزایش اجارهبها، هزینه درمان، کاهش درآمد، از دست رفتن شغل یا حتی افزایش ناگهانی قیمت کالاهای ضروری میتواند خانواری را که بخش زیادی از درآمدش صرف قسط میشود، با مشکل مواجه کند.به همین دلیل، اعتبار باید بر اساس «توان بازپرداخت واقعی» تعریف شود، نه صرفاً بر اساس سقف اعتباری که فرد میتواند دریافت کند.یکی دیگر از پیامدهای خرید اقساطی، تغییر در الگوی مصرف است. زمانی که کالا به صورت قسطی خریداری میشود، ممکن است مصرفکننده تمایل بیشتری به خرید کالاهای گرانتر پیدا کند. در ظاهر، تفاوت قیمت ماهانه چندان زیاد نیست؛ اما در مجموع، مبلغ پرداختی میتواند بسیار بیشتر شود.شفافیت در این بخش اهمیت زیادی دارد. مصرفکننده باید دقیقاً بداند قیمت نقدی کالا چقدر است، مجموع پرداخت اقساطی چقدر خواهد شد، هزینه اعتبار چقدر است و در صورت تأخیر چه جریمهای اعمال میشود. هر قراردادی که این اطلاعات را مبهم کند، میتواند زمینه سوءاستفاده را افزایش دهد.از سوی دیگر، گسترش اعتبار اگر درست مدیریت شود، میتواند به توسعه بازار رسمی نیز کمک کند. فروشندهای که از طریق نظام اعتباری شفاف کالا میفروشد، میتواند مشتری بیشتری جذب کند و گردش مالی خود را افزایش دهد. بنابراین نباید با اصل خرید اقساطی مخالفت کرد؛ بلکه باید کیفیت و چارچوب آن را اصلاح کرد.راه درست، ایجاد تعادل میان «دسترسی مردم به اعتبار» و «جلوگیری از بدهکار شدن بیش از ظرفیت» است.در این میان، نقش نظام بانکی، شرکتهای اعتباردهنده و پلتفرمهای فروش نیز اهمیت زیادی دارد. اعتبارسنجی باید به جای آنکه صرفاً بر سابقه دریافت وام متمرکز باشد، تصویری واقعی از درآمد، تعهدات مالی و ظرفیت بازپرداخت فرد ارائه کند.همچنین باید تفاوت میان اعتبار برای خرید کالای بادوام و اعتبار برای تأمین هزینههای روزمره مورد توجه قرار گیرد. اعتبار برای خرید یک ابزار کاری یا کالای ضروری میتواند در برخی موارد به افزایش بهرهوری یا رفاه خانوار کمک کند؛ اما استفاده مداوم از اعتبار برای خرید مواد غذایی و هزینههای جاری، نشانه فشار جدی بر درآمد خانوار است.اگر خانواری مجبور شود برای پرداخت هزینههای معمول زندگی به طور مداوم از اعتبار استفاده کند، مشکل اصلی دیگر کمبود اعتبار نیست؛ مشکل، ناکافی بودن درآمد نسبت به هزینههای زندگی است.بنابراین اعتبار نمیتواند جای سیاستهای افزایش درآمد، کنترل تورم و ایجاد اشتغال پایدار را بگیرد.
خرید قسطی در اقتصاد تورمی
در اقتصاد تورمی، خرید اقساطی پیچیدگی دیگری نیز دارد. از یک طرف، فرد میتواند کالا را امروز خریداری کند و مبلغ آن را در ماههای آینده بپردازد؛ اگر قیمت کالاها در آینده افزایش پیدا کند، ممکن است خرید امروز برای او منطقی به نظر برسد. از طرف دیگر، همین تورم میتواند درآمد واقعی خانوار را کاهش دهد و پرداخت اقساط را دشوارتر کند.اقتصاد ایران برای توسعه خرید اقساطی نیازمند یک بازار اعتبار شفاف، رقابتی و قابل نظارت است؛ بازاری که در آن مصرفکننده از هزینه واقعی اعتبار آگاه باشد و ارائهدهنده اعتبار نیز بر اساس توان بازپرداخت واقعی تصمیم بگیرد.همچنین لازم است فرهنگ مالی خانوارها تقویت شود. خانواده باید بداند مجموع اقساط ماهانه چه سهمی از درآمد را مصرف میکند و پیش از پذیرش تعهد جدید، وضعیت تعهدات قبلی خود را محاسبه کند.خرید اقساطی در نهایت نه نجات است و نه الزاماً تله بدهی. این ابزار میتواند در یک اقتصاد سالم، به افزایش دسترسی خانوارها به کالاهای ضروری و رونق بازار کمک کند. اما در اقتصادی که درآمد واقعی تحت فشار است، اگر اعتبار بدون ضابطه گسترش پیدا کند، خطر تبدیل شدن آن به تله بدهی افزایش مییابد.مرز میان این دو وضعیت، در «نحوه استفاده» و «نحوه طراحی نظام اعتباری» قرار دارد.اگر اعتبار برای تأمین یک نیاز مشخص، با هزینه شفاف و متناسب با درآمد فرد ارائه شود، میتواند ابزار مفیدی باشد. اما اگر فرد برای جبران کسری دائمی درآمد خود، مرتباً اعتبار جدید دریافت کند، حتی اقساط کوچک نیز میتوانند در طول زمان به یک بار سنگین تبدیل شوند.توسعه خرید اقساطی باید همراه با یک سؤال مهم باشد: آیا جامعه در حال افزایش قدرت خرید است یا فقط در حال به تعویق انداختن پرداخت هزینهها؟پاسخ به این سؤال تعیین میکند که خرید اقساطی را باید نشانه توسعه بازار اعتبار بدانیم یا علامتی از کاهش قدرت خرید مردم. اگر اقساط جای درآمد را بگیرند، اقتصاد خانوار در ظاهر مصرف بیشتری خواهد داشت، اما در واقع بخشی از آینده خود را پیشخور کرده است.به همین دلیل، گسترش خرید اقساطی زمانی یک فرصت خواهد بود که در کنار آن قدرت درآمدی خانوار نیز افزایش یابد. در غیر این صورت، قسطهای امروز میتوانند به محدودیتهای فردای خانواده تبدیل شوند؛ محدودیتهایی که نهتنها مصرف آینده، بلکه امنیت مالی خانوار را نیز تحت تأثیر قرار میدهند.









