
هر وضعیت اقتصادی، حتی اگر ناکارآمد باشد، در طول زمان مجموعهای از منافع و مزیتها پیرامون خود ایجاد میکند. برخی بنگاهها، گروهها یا فعالیتها ممکن است به شرایط موجود عادت کنند، خود را با آن تطبیق دهند یا حتی بخشی از مزیت اقتصادی خود را از همان پیچیدگیها و محدودیتها به دست آورند.در چنین شرایطی، اصلاح یک ساختار فقط تغییر یک قانون یا بخشنامه نیست؛ گاهی به معنای تغییر بخشی از منافع شکلگرفته نیز هست.این موضوع الزاماً به معنای تخلف یا فساد نیست. در هر اقتصادی، فعالان بر اساس قواعد موجود تصمیم میگیرند. اگر ساختار بهگونهای باشد که دسترسی خاص، مجوز محدود، اطلاعات زودتر یا امکان استفاده از تفاوت میان چند نرخ، مزیت اقتصادی ایجاد کند، طبیعی است که ارزش این مزیتها افزایش پیدا کند.مسئله از جایی آغاز میشود که سود حاصل از «دسترسی» از سود حاصل از «بهرهوری» بیشتر شود.در یک اقتصاد رقابتی، بنگاه برای افزایش سود باید کیفیت محصول را بالا ببرد، هزینههای خود را کاهش دهد، فناوری بهتری به کار گیرد، بازار جدید پیدا کند و خدمات مناسبتری ارائه دهد. اما در اقتصادی که بخشی از سودآوری از محدودیت ورود، تفاوت نرخها، امتیازات خاص یا دسترسی نابرابر حاصل شود، قواعد رقابت تغییر میکند.در چنین فضایی، ممکن است گرفتن یک مجوز، دسترسی به یک منبع یا شناخت یک مسیر اداری، گاهی از بهبود واقعی عملکرد بنگاه مهمتر شود.این مسئله بهتدریج بر رفتار سرمایه نیز اثر میگذارد. سرمایه معمولاً به سمتی حرکت میکند که نسبت بازده و ریسک برایش مطلوبتر باشد. اگر فعالیت مولد با نااطمینانی، تغییر مقررات، دشواری تأمین مالی و هزینههای متعدد روبهرو باشد، اما برخی فعالیتهای غیرمولد امکان بازده سریعتر و آسانتری ایجاد کنند، نمیتوان انتظار داشت سرمایه صرفاً با توصیه و دعوت به سمت تولید حرکت کند.سیاستگذاری اقتصادی باید این معادله را تغییر دهد.فعال اقتصادی باید احساس کند که برای موفقیت، بیش از هر چیز به مدیریت بهتر، بهرهوری بالاتر، بازار قویتر و نوآوری نیاز دارد؛ نه به دسترسی بهتر به امتیازهای محدود یا توانایی عبور از پیچیدگیهای اداری.یکی از مهمترین پیامدهای ساختارهای پیچیده، کاهش رقابت واقعی است. وقتی ورود به یک بازار دشوار شود، بنگاههایی که پیشتر وارد آن شدهاند ممکن است بدون نیاز به بهبود مستمر، موقعیت …






