انرژی؛ نقطه شروع بازسازی
اگر قرار باشد تنها یک بخش به عنوان اولویت نخست بازسازی اقتصادی انتخاب شود، صنعت انرژی در صدر قرار میگیرد. دلیل روشن است: هیچ کارخانهای بدون برق و گاز تولید نمیکند، هیچ زنجیرهای بدون سوخت حرکت نمیکند و هیچ صادراتی بدون انرژی و زیرساخت حملونقل پایدار شکل نمیگیرد.جنگ، اهمیت امنیت انرژی را از یک مسئله تخصصی به یک مسئله ملی تبدیل کرده است. آژانس بینالمللی انرژی پس از بحران ۲۰۲۶ اعلام کرده که اختلال در جریان انرژی، کشورها و شرکتها را به سمت تنوعبخشی بیشتر به منابع و مسیرهای تأمین انرژی سوق داده است. برای ایران نیز بازسازی نباید صرفاً به تعمیر نیروگاه یا خطوط انتقال محدود شود. مسئله اصلی این است که شبکه انرژی پساجنگ باید مقاومتر از گذشته ساخته شود. شبکهای که یک نقطه آسیبپذیر بتواند بخش بزرگی از تولید کشور را متوقف کند، حتی پس از بازسازی فیزیکی همچنان یک شبکه پرریسک خواهد بود. صنایع مادر؛ بازسازی یک کارخانه کافی نیستدومین اولویت، صنایع مادر و زنجیرههایی هستند که توقف آنها به دهها صنعت دیگر ضربه میزند. فولاد، پتروشیمی، سیمان، پالایش و صنایع شیمیایی نمونههایی از این بخش هستند.اهمیت این صنایع فقط به ارزش تولید آنها مربوط نیست. فولاد به ساختمان و ماشینآلات وابسته است؛ پتروشیمی مواد اولیه بسیاری از صنایع پاییندستی را تأمین میکند؛ سیمان برای بازسازی ساختمان و زیرساخت ضروری است و صنایع شیمیایی در بخشهای مختلف از کشاورزی تا تولید کالاهای مصرفی حضور دارند.در یک اقتصاد آسیبدیده، اشتباه بزرگی است که بازسازی هر واحد تولیدی جداگانه دیده شود. اگر یک مجتمع پتروشیمی بازسازی شود اما بندر، خط لوله، شبکه برق یا مسیر حملونقل آن آماده نباشد، سرمایهگذاری انجامشده عملاً به ظرفیت واقعی تولید تبدیل نمیشود.گزارش آکسفورد اکونومیکس درباره پیامدهای جنگ نیز نشان میدهد صنایع حملونقل، مواد شیمیایی، پالایش، فلزات پایه و تولید برق در برابر اختلالهای ناشی از جنگ و مسیرهای انرژی آسیبپذیری بالایی دارند. از این منظر، بازسازی صنعتی باید زنجیرهای باشد، نه کارخانهای.برای مثال، اگر قرار است یک مجتمع فولادی به مدار تولید بازگردد، باید همزمان وضعیت برق، گاز، آب، مواد اولیه، خطوط ریلی، جاده، بندر، تجهیزات تعمیراتی و سرمایه در گردش آن بررسی شود. در غیر این صورت، ممکن است ساختمان کارخانه بازسازی شود اما تولید همچنان متوقف بماند. حملونقل، بنادر و اقتصاد دیجیتال؛ زیرساختهای کمتر دیدهشدهسومین اولویت، زیرساختهایی است که معمولاً در زمان بازسازی کمتر از کارخانهها دیده میشوند، اما بدون آنها کارخانهها نیز نمیتوانند فعالیت کنند.راهآهن، جاده، بندر، فرودگاه، انبارها، مراکز لجستیکی و شبکه ارتباطات دیجیتال، ستون فقرات اقتصاد هستند. تجربه بحران اخیر نشان داد که اختلال در حملونقل و تجارت میتواند حتی واحدهای سالم را نیز از تولید خارج کند. در گزارشهای مربوط به اقتصاد ایران پس از جنگ نیز بازگشت حملونقل، انرژی، سوخت، اینترنت و سیستمهای پرداخت به عنوان پیششرطهای احیای سریع بسیاری از مشاغل مطرح شده است. در اینجا باید یک تغییر نگاه اساسی اتفاق بیفتد. ایران نباید پس از جنگ صرفاً به بازسازی مسیرهای قبلی فکر کند؛ بلکه باید شبکههای جایگزین بسازد.اگر یک مسیر تجاری، بندر یا جاده در شرایط بحران از مدار خارج شود، اقتصاد نباید به توقف کامل برسد. توسعه اتصال ریلی بنادر، افزایش ظرفیت بنادر جنوبی و شمالی، تقویت مسیرهای ترانزیتی، ایجاد انبارهای استراتژیک و توسعه مراکز لجستیک میتواند بخشی از این آسیبپذیری را کاهش دهد.
بازسازی نباید به بازتولید اقتصاد قدیمی تبدیل شود
بزرگترین خطر در دوره پساجنگ این است که کشور تمام منابع خود را صرف بازگرداندن اقتصاد به نقطه قبل از بحران کند، بدون آنکه ضعفهای ساختاری گذشته را اصلاح کند.اگر نیروگاه قدیمی دوباره ساخته شود اما بهرهوری آن افزایش نیابد، اگر کارخانهای که با فناوری فرسوده فعالیت میکرد دوباره با همان فناوری احیا شود یا اگر یک مسیر تجاری بدون مسیر جایگزین بازسازی شود، اقتصاد فقط نسخه قدیمی آسیبپذیری را دوباره تولید کرده است. بازسازی باید همزمان یک برنامه نوسازی باشد.این موضوع درباره صنایع انرژیبر اهمیت بیشتری دارد. ایران نمیتواند برای افزایش تولید، همزمان مصرف انرژی را بدون کنترل افزایش دهد. صنعت آینده باید با مصرف کمتر، محصول با ارزش افزوده بیشتر تولید کند. سرمایهگذاری پساجنگ میتواند به سمت تجهیزات کممصرف، بازیافت حرارت، تولید پراکنده برق، انرژی خورشیدی صنعتی، مدیریت آب و فناوریهای کاهش مصرف حرکت کند.در بخش معدن نیز به جای بازسازی صرف ظرفیت استخراج، باید زنجیره فرآوری تقویت شود. صادرات مواد خام شاید در کوتاهمدت ارز ایجاد کند، اما در دوره بازسازی، هر واحد ارزش افزوده داخلی اهمیت بیشتری دارد. ایجاد واحدهای فرآوری نزدیک معادن میتواند هم اشتغال منطقهای ایجاد کند و هم هزینه حمل مواد خام را کاهش دهد. اولویت بازسازی را نمیتوان صرفاً بر اساس میزان خسارت فیزیکی تعیین کرد. ممکن است یک کارخانه میلیاردها تومان خسارت دیده باشد اما اثر آن بر اقتصاد کمتر از یک مرکز لجستیکی یا نیروگاهی باشد که خسارت بسیار کوچکتری دیده اما توقف آن دهها صنعت را متوقف میکند. بنابراین ایران در دوره پساجنگ به یک «نقشه اولویتبندی اقتصادی» نیاز دارد؛ نقشهای که در آن هر صنعت بر اساس پنج معیار سنجیده شود: میزان اشتغال، اثر بر زنجیره تولید، نقش در تأمین کالاهای ضروری، ظرفیت ایجاد درآمد ارزی و میزان اثرگذاری بر امنیت انرژی و اقتصادی.جنگ اگرچه ظرفیتهای اقتصادی را تخریب میکند، اما یک فرصت سخت و ناخواسته برای بازنگری در ساختار تولید نیز ایجاد میکند. انتخاب میان بازسازی گذشته یا ساختن اقتصاد مقاومتر برای آینده اکنون یکی از مهمترین تصمیمهای سیاستگذاری ایران است.بازسازی واقعی زمانی اتفاق میافتد که کارخانهها دوباره روشن شوند، اما مهمتر از آن، اقتصادی شکل بگیرد که با خاموش شدن یک کارخانه، بسته شدن یک مسیر یا آسیب دیدن یک زیرساخت، تمام زنجیره تولید کشور متوقف نشود.









