
حسین قیدر / این دوگانه در ظاهر ساده اما در عمل بسیار پیچیده است. حمایت مطلق از تولید داخلی بدون توجه به کیفیت، قیمت و فناوری میتواند سرعت توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر را کاهش دهد و هزینه سرمایهگذاری را افزایش دهد. از طرف دیگر، وابستگی گسترده به واردات تجهیزات نیز علاوه بر خروج ارز، صنعت داخلی را از یک بازار رو به رشد محروم کرده و کشور را در برابر محدودیتهای تجاری و ارزی آسیبپذیر میکند. بنابراین مسئله اصلی انتخاب مطلق میان تولید یا واردات نیست؛ بلکه یافتن نقطهای است که توسعه سریع انرژیهای تجدیدپذیر با شکلگیری یک صنعت داخلی رقابتپذیر همراه شود.
بازار بزرگی که نباید تنها در اختیار واردات باشد
توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر به مجموعه گستردهای از تجهیزات نیاز دارد. پنلهای خورشیدی، اینورترها، سازههای نگهدارنده، کابلها، تجهیزات حفاظتی و کنترلی، سیستمهای پایش، توربینهای بادی، ژنراتورها، تجهیزات انتقال برق و در مرحله پیشرفتهتر سامانههای ذخیرهسازی انرژی و باتریها تنها بخشی از این زنجیره هستند.هر اندازه سهم انرژی خورشیدی و بادی در تولید برق کشور افزایش پیدا کند، بازار این تجهیزات نیز بزرگتر خواهد شد. این اتفاق میتواند تقاضای صنعتی جدیدی ایجاد کند که از صنایع فلزی و الکترونیکی گرفته تا شرکتهای مهندسی و دانشبنیان از آن بهره ببرند.در چنین شرایطی، اگر عمده تجهیزات از خارج تأمین شود، بخش قابل توجهی از ارزش اقتصادی ایجادشده توسط توسعه انرژیهای پاک از کشور خارج خواهد شد. نیروگاه در داخل ساخته میشود، اما اشتغال صنعتی، دانش فنی و ارزش افزوده مرتبط با تولید تجهیزات تا حد زیادی نصیب تولیدکنندگان خارجی خواهد شد.از همین رو حمایت از تولید داخلی تجهیزات تجدیدپذیر از منظر سیاست صنعتی اهمیت پیدا میکند. اگر تقاضای آینده بازار قابل پیشبینی باشد، شرکتهای داخلی انگیزه بیشتری برای سرمایهگذاری در خطوط تولید خواهند داشت. تولیدکننده زمانی حاضر است برای ایجاد کارخانه، آموزش نیروی متخصص و توسعه فناوری هزینه کند که بداند بازار چندسالهای برای محصولاتش وجود خواهد داشت.اما مشکل اینجاست که ساخت تجهیزات انرژی تجدیدپذیر تنها با ایجاد کارخانه محقق نمیشود. فناوری این صنعت با سرعت زیادی در حال پیشرفت است. راندمان تجهیزات افزایش پیدا میکند، هزینه تولید کاهش مییابد و نسلهای …






